فرهنگ و هنر
جملات احساسی شیوا ابراهیمی برای دخترش

«نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکن در این حصار جادویی روزگار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن … سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی؟ تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن بسرای تا که هستی که سرودن است بودن به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن #محمدرضا_شفیعی_کدکنی اجرای دخترم«نفس» و دوستانش در جشنواره ی brave kids در لهستان..نمی دونم از دیروز چند بار این فیلم رو نگاه کردم..«دل لرزه ی پر عشقِ مادر بودن»»
منبع: آخرین خبر



