پرسپولیسی یا استقلالی بودن وزیر، به ما چه مربوط؟

باورکردنی نیست که وزیر ورزش در این زمینه رو به همان رویکرد قدیمی انداختن توپ به زمین رسانهها آورده و از حربهای سود برده که سالیان سال است مدام تکرار میشود. اگر این مطلب را میخوانید، مطلقا آن را حمل بر یک دفاع صنفی نکنید؛ چه اینکه عقیده داریم رسانههای ورزشی هزاران عیب و ایراد دارند، اما اینکه بخواهیم تفسیرهای رنگی از وزارتخانه را هم گردن این گروه بیندازیم، منتهای بیانصافی و از آن بدتر «بیتحلیلی» است. کاش آقای وزیر یا ارکان رسانهای وزارتخانه لطف کنند و به طور مصداقی بخشی از کجروی رسانههای ورزشی در این مورد را منتشر کنند؛ هرچند بعید میدانیم دست دوستان آنقدرها باز باشد. شاید غیر از یکی، دو رسانه مکتوب هواداری که مشی آنها هم مورد تایید اکثر اهالی این حوزه نیست، دیگر پیش نیامده باشد که رسانههای معتبر اقدام به پرسپولیسی یا استقلالی خواندن وزیر ورزش کرده باشند. در نقطه مقابل اما ما میتوانیم دهها و بلکه صدها نکته و نقد و تحلیل در همین رسانهها نشان آقای وزیر بدهیم که در آنها سعی شده روی این باورهای عامیانه سطحی خط بطلان کشیده شود. رسانههای رسمی به کرات کوشش کردهاند مردم را از تن دادن به این باورهای احساسی بر حذر کنند، اما حالا شگفتانگیز است که مقصر اصلی غائله، همین جماعت لقب میگیرند.
حقیقتش آن است که سخنان اخیر وزیر ورزش ترسناک بود؛ نه از این جهت که سلطانیفر مقصر را اشتباه تشخیص داده، بلکه بیشتر از این حیث که انگار او با وجود منصب مهمش هیچ شناختی از فضای هواداری امروز فوتبال ایران ندارد و گمان میکند مثل 20 سال پیش ابتکار عمل کماکان در دست روزنامهها، رادیو و تلویزیون است. آقای وزیر! کانالها و صفحات هواداری را بشناسید، تحلیلشان کنید و روی بهبود فضای آنها متمرکز شوید. اینها با وجود همه خوبیهای جسته و گریختهشان، عمدتا تبدیل به آفت فوتبال ایران شدهاند. بیشترین تهمتها به اهالی فوتبال ایران هم از همین ناحیه است. بنابراین چقدر دردناک خواهد بود اگر شما عامل اصلی را نشناسید و مثل قرون وسطی، چشمبسته رسانههای نحیف رسمی را متهم کنید.
روزنامه گل



