دسترسی به شیشه پنج دقیقه، بلیت استادیوم نصف روز!

فروش بلیت کاغذی را حذف کردهاند و با همین اینترنت ذغالی هم زورشان میآید سایت درست و حسابی برای فروش بلیت راه بیندازند. سایتی که تازه صبح روز بازی افتتاح شده، رسما شبیه کلاهبرداری است؛ از عده کثیری چند بار پول بلیت کم کرده، اما بلیتی برایشان رزرو نشده. در نتیجه کلی آدم جمع شدهاند جلوی گیتهای پرپیچوخم ورودی و با گردن کج، بدون اینکه گناهی کرده باشند «التماس» میکنند که راهی برای ورودشان به استادیوم باز شود. مسخرهتر از این هم مگر داریم؟ پدری که پیش چشم فرزندان خردسالش به دست و پای یک گروهبان افتاده که از گیت رد شود، فردا چطور میتواند به آن بچهها درس آزادگی بدهد؟ اصلا جرم این پدر چیست؟ تماشاگری که ده بار از لای نردههای فلزی به شکلی تحقیرآمیز این طرف و آن طرف میپرد تا یک گیت باز پیدا کند و روی سکو برود، چطور میتواند نقش هواداران پاستوریزه فرنگی را ایفا کند؟ «شخصیت» این آدم را دم در له کردهاید و بعد کلی درشت بارش میکنید که چرا مشکل فرهنگی دارد؟ چنین تماشاگری اگر فحش ندهد، چکار کند؟
در استادیوم هم دقیقا مثل خیلی جاهای دیگر، با مردم مثل اشیای اضافی برخورد میشود؛ زایدههایی که هر چقدر کمتر باشند، بهتر است. در این مملکت با این همه آسیب، هر کسی هر کاری از دستش برمیآید باید انجام بدهد تا حتی اگر شده یک نفر بیشتر به ورزشگاه بیاید و چند ساعت از وقتش را در یک محیط بیضرر پشت سر بگذارد، اما چیزی که در این سالها دیدهایم، دقیقا برعکس بوده. میگویند ورود به استادیوم فقط با کارت ملی و خرید بلیت الکترونیکی ممکن است؛ حالا اگر یک بختبرگشته کار با اینترنت را بلد نبود، کارت ملی جدید نداشت یا اصلا جزو اتباع ایرانی نبود تکلیفش چیست؟ انگار باید همان شیشه سهلالوصولتر را انتخاب کند؛ یا بخرد یا بفروشد. راستی که ما زیادیها چقدر اسباب مزاحمت شما مدیران مملکت هستیم!
منبع: بانک ورزش



