این تراکتوری که جر میزند!

ابتدا مدیران این باشگاه از پدیده مشهد به علت در اختیار گرفتن یک بازیکن خارجی با شرایط غیرقانونی شکایت کردند. آنها خواهان بازنده شدن پدیده در چند مسابقه شدند که نتیجهاش جایگزینی تراکتور با پدیده در لیگ قهرمانان فصل بعد میشد. این پرونده البته به جایی نرسید. شواهد ما برای قضاوت در مورد درست یا غلط بودن ادعای تراکتورسازی کافی نیست، اما تجربه نشان میدهد این قبیل شکایتها معمولا به جایی نمیرسد و بعید است بعد از پایان فصل، فدراسیون حاضر شود تمام جدول ردهبندی را به خاطر ادعای یک تیم شخم بزند. شاید اگر تراکتور این ادعا را در همان خلال برگزاری مسابقات مطرح میکرد شرایط عوض میشد؛ البته این هم منوط به صحت اصل ادعای باشگاه تبریزی است. عجیبتر اینکه محمدرضا زنوزی، در جریان حضور پرحاشیهاش در برنامه ورزشومردم مدعی شد فدراسیون هوای بعضی تیمها را بیشتر دارد و بعد هم برای مثال، از تعلل در رسیدگی به همین پرونده حرف زد. این در حالی است که بعید به نظر میرسد فدراسیون دلیلی برای جانبداری از پدیده شهرخودرو داشته باشد و این باشگاه را نسبت به تیم پرهوادار تبریزی ارجح بداند.
ماجرای دوم اما سروصدای بیشتری به پا کرد. روز پنجشنه یک بار دیگر شایعه حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا بر سر زبانها افتاد؛ اتفاقی که اگر رخ میداد (یا بدهد) منجر به جایگزینی تراکتور با آبیپوشان پایتخت خواهد شد. گویا همین شایعه باعث خوشحالی برخی هواداران تراکتور در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی شده بود؛ آنچه از سوی کامران منزوی تحمل نشد. این عضو هیاتمدیره استقلال با انتقاد تند از این ابراز خوشحالیها، بدون ذکر نام صریح مدیران تراکتورسازی را متهم کرد که هزار و پانصد میلیارد تومان بدهی بانکی دارند و البته قول داد مجموعه استقلال آنقدر جنم دارد که حق این باشگاه را بیرون از زمین هم بگیرد. این اظهارات منزوی در حکم دعوای علنی دو باشگاه تلقی شد و واکنشهای بسیار زیادی را به دنبال آورد.
فارغ از اینکه آیا عصبانیت و ادعای بزرگ منزوی درست و به جا بوده یا نه، به طور کلی به نظر میرسد مدیران تراکتور باید به عادت جنگیدن در زمین برگردند. آنها طی چند سال گذشته مکررا چشم به منابع بیرون از زمین دوختهاند؛ یا خواهان کامیابیهای اداری بودهاند و یا عوامل خارج از میدان را علت ناکامیهای خود دانستهاند. مشهورترین نمونه از این دست، مربوط به بازی پایانی لیگ چهاردهم است؛ مسابقهای که تراکتور با کسب یک پیروزی ساده مقابل نفت تهران میتوانست بیحرف و حدیث قهرمان کشور شود، اما بازی برده را در خانه مساوی کرد و بعد آن داستان عجیب «فکر کردیم بازی همزمان سپاهان مساوی شده» پیش آمد. امسال هم اگر مجموعه تراکتور فقط و فقط ماجرای محسن فروزان را بهتر مدیریت میکرد، قطعا تراکتور حداقل سهمیه را میگرفت و دیگر نیازی نبود که یک روز دنبال حذف پدیده باشد و روز دیگر آرزوی حذف استقلال را در سر بپروراند. یادمان باشد تراکتور یک بار مسیر «جنگیدن در میدان» را تا آخر و به درستی پیمود؛ همان زمان که این تیم در لیگ یک آنقدر مبارزه کرد تا درست و فوتبالی به لیگ برتر برگردد. پس چرا امروز به جای تکرار آن لذت، اسیر آفت چشم دوختن به بیرون شدهاید؟
منبع: بانک ورزش



