جمع مردان ناکام!

بسیار منفعل
ایرج عرب که به گفته دوستانش در هیأت مدیره پرسپولیس باقی مانده است باید پاسخگو باشد که اگر هزینه جذب کالدرون نزدیک به مبلغ حفظ برانکو بوده (و به روایتی هم بیشتر از آن بوده) چرا رضایت مربی کروات را جلب نکرد تا وی ماندنی شود. همراهی با عرب در امر دفع برانکو حتی اگر سهوی بوده باشد، شامل مهدی محمدنبی هم میشود و اصولاً اعضای هیأت مدیره پرسپولیس در قبال نیازهای به حق سرمربی کروات این تیم بسیار منفعل عمل کردند. کافی بود به جای درخواست شماره حساب برانکو بابت پولی که هرگز به وی پرداخت نشد، در همان تهران و در روزهای پس از اتمام لیگ هجدهم با او تعامل کافی انجام میشد و قسمتی از پول معوقه وی را میدانند و در ماههای بعدی این روند را کامل میکردند و او را از گفتوگو با الاهلی عربستان باز میداشتند.
کوچ اجباری
ادعای سران پرسپولیس این است که برانکو از همان موقع به طمع پول بیشتری که سعودیها به وی میدادند در مورد قطع همکاریاش با سرخهای تهرانی به نتیجه نهایی رسیده و سفر خود و همکارانش به ریاض را پی ریخته بود ولی اگر او پولش را به موقع گرفته بود، با احتساب پیشینهای که از همکاریهای کوتاه مدت و کم ثمر خویش با تیمهای عربستانی (الاتفاق) داشت، ترجیح میداد در تهران بماند. او پرسپولیس را هم دوست داشت و ترجیح میداد تیمی را که خودش از نو به اوج برگردانده و از صفر به صد رسانده بود برای خود حفظ کند و به سوی مقاصد بعدیاش به حرکت درآورد و در نتیجه کوچ او به عربستان چیزی اجباری بود که خلاف میلش انجام داد و شرایط موجود و عملکرد مدیران سرخ و بهویژه عرب به وی تحمیل کرد.
شکست در هر سه میدان اصلی
قیاس عملکرد برانکو در پرسپولیس با کارکرد کالدرون همانند قیاس یک به ۱۰ و ۱۰ به صد و حتی صفر به بیست است. یک پرسپولیس ورشکسته را از حمید درخشان تحویل گرفت و تبدیل به غول دست نیافتنی لیگهای شانزدهم تا هجدهم کرد و دیگری «پرسپولیس قدر قدرت» را از برانکو دریافت کرد و به روز سیاه فعلی نشاند به تیمی که در هر بازی فقط نیم گل زده است و در هر 3 مسابقه سخت و اصلیاش باخته که مقابل تراکتور، سپاهان و شهرخودرو بوده و اگر برد مقابل استقلال نقطه قوت وی تلقی شود خود کالدرون بهتر از هر کس میداند که آن بازی را بیرانوند با پنالتیای که مهار کرد، برای او «درآورد».
خدا این مدیران و مربیان را حفظ کند!
پرسپولیسیها در یک شوخی کاملاً جدی طی سالهای اخیر که ایام جولانشان بوده است بارها گفتهاند تا امثال افشارزاده، افتخاری و فتحی مدیرعامل و مادامی که نظایر شفر و استراماچونی سرمربی آبیها هستند، زمان عروسی (!) آنها است و غمی ندارند و حالا فرصتی پیش آمده تا استقلالیها هم در عباراتی مشابه بگویند تا امثال عرب در پرسپولیس به قدرت میرسند و سکان هدایت فنی تیم دست کالدرون است هیچ احساس خطری از جانب رقیب قدیمی نمیکنند و آنها برای ویرانی پرسپولیس کاملاً کفایت میکنند و نیاز به دشمن بیرونی نیست و آیا این برآورد تازه از سوی رقیب شکست خورده سالهای اخیر (و در حال تلاش برای جبران مافات در هفتههای اخیر) نشانگر عمق مشکلات خود خواسته قرمزها نیست؟
مربی خوب، مربی بد
و سرانجام برای تشخیص یک مربی خوب از یک مربی بد احتیاج به رمل و اضطرلاب و کارهای مافوق طبیعی نیست. یک مربی خوب حتی در اوج بحران و مصدومیت و محرومیت شش هفت ستاره تیم با تکیه بر مشتی جوان کم تجربه مثل همتی و طاهرخانی تیم را فینالیست لیگ قهرمانان آسیا میکند و یک مربی بد آنقدر پرت و دور از جریانات و بیاطلاع از نیازها و مصلحتها و برخوردهای درست است که یک تیم ذاتاً قهرمان را در عرض شش هفته اول لیگ به رده هفتم جدول تنزل میدهد و در تهران طوری۰-۲ به سپاهان میبازد که حتی در اصفهان نیز اینگونه نباخته بود. تشخیص اینکه کالدرون برای گرفتن جای برانکو گزینه مناسبی نبوده و نیست نیاز به علوم پیشرفته ندارد و فقط چشمهای باز و قدری نگاه میخواهد. چیزی که البته از عرب و یارانش در هیأت مدیره پرسپولیس نمیتوان طلب کرد و تا وقتی جمع مردان ناکام و سهلانگار در پرسپولیس «جمع» است نمیتوان چنین صرافت بدیهی و آسانی را از آنها انتظار داشت.
منبع: آی اسپورت



