کلمبیا هم چلوکباب دارد انگار!

فقط چند دقیقه با ذهن تمیز سوابق کیروش را از گوگل بیرون بکشید. بیست سال پیش او در حالی از مترواستارز آمریکا جدا شد که در رفتاری تنشآمیز، قبل از پایان همکاری مقصد جدیدش یعنی ناگویا گرامپوس ژاپن را برگزیده بود؛ شبیه کاری که در ایران کرد و پیش از خاتمه کار، خبر توافق نهاییاش با کلمبیا منتشر شد. او بعدتر به دلیل کسب نتایج ضعیف از ناگویا و تیم ملی امارات اخراج شد و به آفریقای جنوبی رفت. کارلوس آفریقا را به جامجهانی برد، اما آنقدر درگیری و رفتار مشکوک داشت که فدراسیون فوتبال آن کشور پیش از مرحله نهایی مسابقات اخراجش کرد؛ یک تصمیم شگفتانگیز که نشان میداد کارد به استخوان آفریقاییها رسیده. بعد هم تجربه منچستریونایتد و درگیری با بزرگان تیم از جمله روی کین، مهاجرت کوتاهمدت به رئال مادرید که با بدترین نتایج تاریخ کهکشانیها همراه شد و بازگشت به منچستر که طعنه و کنایه گسترده رسانههای انگلیس را به همراه داشت. به تجربه حضورش در تیم ملی پرتغال نگاه کنید؛ به دعوایش با کریس رونالدو و ببینید او با هموطنان خودش چطور رفتار کرد که در همین جامجهانی اخیر هیچکدام از پرتغالیها حتی حاضر نشدند یک لبخند به سمتش بزنند. بخوانید و ببینید کوارشما (این «بازیکنناهار» ملعون!) در حاشیه بازی پرتغال و ایران چه گلواژههایی علیه کیروش نوشت؛ ماجرای الاغ و کولی! بعد داستان ایران و حالا هم هنوز هیچی نشده، ماجرای کلمبیا.
ظاهرا آنجا هم خبرنهار زیاد دارند؛ بیانصافها فقط به خاطر کشف رد پای بامداد میرزایی در ترتیب داده شدن یک بازی دوستانه، گیر دادهاند که کیروش فاسد است، اما ظاهرا خبر ندارند کارلوس در ایران چنان مصونیتی داشت که همین آقای «دلال» را با خودش به نشست خبری تیم ملی میآورد و هیچ خوشغیرتی پیدا نمیشد جلوی او را بگیرد. حالا رشوه گرفتن از آلشپورت و ماجرای ایجنت مشترک با بعضی ملیپوشان لژیونر شده و بقیه شیرینکاریها به کنار. البته مهم نیست؛ شما بگرد ببین ترجمه «چلوکباب» به کلمبیایی چه میشود؟
منبع: بانک ورزش



