ورزش تهران

این تیم همان تیم برانکو است/ ظلم، دروغ، غفلت!

در حال حاضر سرمربی آرژانتینی سرخ‌ها بی‌وقفه در فضای مجازی در حال محاکمه است؛ شرایطی عجیب و شاید بی‌سابقه در تاریخ فوتبال ایران. برخی از این هجمه‌ها البته ریشه در مسایل پشت پرده دارد و داستانش کلا چیز دیگری است، اما بعضی جاها با پدیده «غفلت هوادار» مواجه هستیم؛ آنچه ممکن است کمر تیم را بشکند و پرسپولیس را از آسمان به زمین پرتاب کند. در این مطلب به برخی از پرتکرارترین و رایج‌ترین قضاوت‌های غلط در مورد پرسپولیس کالدرون می‌پردازیم؛ شاید برای نجات مربی صدر جدول از گوشه رینگ و جلوگیری از تکرار شوم تاریخ افاقه کرد!
این تیم بدون مربی هم قهرمان می‌شود
این یک گزاره «احمقانه» است که اخیرا خیلی زیاد به گوش می‌رسد. بعید است تکرارکنندگان این فکت، وارد دهه سوم زندگی‌شان شده باشند، چون بدیهی است که هیچ تیمی در هیچ کجای دنیا صرفا با اجتماع ستاره‌ها نتیجه نگرفته و نخواهد گرفت. پرسپولیس لیگ نوزدهم تیم نسبتا پرمهره‌ای است و شاید این مساله باعث شده صدرنشین کردن سرخپوشان، وظیفه طبیعی کادرفنی به حساب بیاید. در حالی که چنین باوری مطلقا ریشه منطقی ندارد. همیشه تیم‌های پرستاره‌ای وجود داشته‌اند که بدون راهبری فنی خردمندانه به موفقیت نرسیده‌اند. به عنوان مثال پرسپولیس در لیگ هفتم قهرمان شد، اما همین تیم بعد از تقویت در فصل‌وانتقالات، در لیگ هشتم به رتبه‌ای بهتر از پنجمی دست نیافت و حتی سهمه آسیایی هم نگرفت. سرخپوشان در لیگ هشتم ستاره‌هایی مثل رحمان رضایی، پژمان نوری، سپهر حیدری، کریم باقری، علی کریمی، علیرضا نیکبخت واحدی، فرانک آتسوی، ایوان پتروویچ، مازیار زارع، محسن خلیلی، ابراهیم توره و … را در اختیار داشتند. آنها فصل را با افشین قطبی شروع کردند، با افشین پیروانی ادامه دادند و با نلو وینگادا به پایان بردند. اتفاقا مدیرعامل سرخپوشان در آن فصل هم عباس انصاری‌فرد، برادر بزرگتر محمدحسن بود. آن سال پرسپولیس در جام حذفی هم از مرحله یک‌چهارم نهایی بالاتر نیامد. در مثالی دیگر استقلال بعد از سه سال نتیجه‌گیری عالی با امیر قلعه‌نویی در فصول سوم، چهارم و پنجم، در لیگ ششم به عنوان مدافع عنوان قهرمانی به صمد مرفاوی سپرده شد، اما در پایان فصل به رتبه‌ای بهتر از چهارمی دست نیافت. آبی‌ها آن سال در هر دو داربی رفت و برگشت هم به شدت تحت تاثیر پرسپولیس دنیزلی بودند و نهایتا در جام حذفی نیز در مرحله یک‌شانزدهم نهایی با شکست عجیب برابر مرصاد شیراز از گردونه مسابقات کنار رفتند. شاید بهترین مثال در مورد تیم‌های پرستاره ناموفق مربوط به استیل‌آذین لیگ دهم باشد؛ تیمی که با حضور امثال سوشا مکانی، حسین کعبی، حسین کاظمی، مهدی مهدوی‌کیا، فریدون زندی، علی کریمی، مهرزاد معدنچی، سیاوش اکبرپور، محسن خلیلی و … در جدول هجده تیمی روی پله هجدهم ایستاد و با سقوط به دسته پایین‌تر، وارد مسیر انحلال شد! از اینها که بگذریم، همین امسال هم فقط پرسپولیس نیست که تیمی پرمهره در اختیار دارد، چرا که مثلا تراکتورسازی با سه کاپیتان تیم ملی و چندین خرید خارجی گرانقیمت در کورس رقابت با سرخپوشان است و البته سپاهان اصفهان هم با استنلی کی‌روش 900 هزار دلاری در کنار امثال پیام نیازمند، پورقاز، آقایی، ایرانپوریان، مهدی کیانی، رسول نویدکیا، محسن مسلمان، امید نورافکن، محمدرضا حسینی، ولادمیر کومان، سجاد شهباززاده، علی قربانی و محمد محبی فعلا سه امتیاز کمتر از قرمزها اندوخته است. آیا با وجود همه این استنادات فنی و تاریخی، هنوز گمان می‌کنید پرسپولیس فعلی بدون مربی هم باید قهرمان شود. اگر اینطور است یک لحظه صفحه اول شناسنامه‌تان را نشان‌مان بدهید لطفا!
این تیم با مربی ایرانی هم موفق می‌شود
این احتمالا مزاح تاریخ است که بخشی از پرسپولیسی‌ها بعد از حدود یک دهه ناکامی با مربیان ایرانی یا مردان خارجی درجه چندم، حالا پس از سه سال قهرمانی با برانکو و صدرنشینی زیر نظر گابریل کالدرون بار دیگر به استفاده از مربی ایرانی علاقه نشان می‌دهند. مربی ایرانی البته در فرهنگ لغات ناسپاس‌ها، عمدتا مترادف یحیی گل‌محمدی است؛ مردی که یازده سال بعد از شروع سرمربیگری هنوز یک قهرمانی لیگ هم نداشته و البته قبلا هم یک مرتبه امتحانش را در پرسپولیس پس داده؛ باز وقتی این تیم مانوئل ژوزه را به عنوان مربی خارجی روی نیمکت داشت و سرخ‌ها اجازه ندادند او به اندازه کافی و در شرایط عادلانه و نرمال محک بخورد. مسایل فنی به کنار؛ کسانی که تصور می‌کنند یحیی گل‌محمدی یا حتی مهدی تارتار(!) توانایی اداره این تیم را دارند، آیا به تاریخچه تعامل تیم‌های پرستاره با مربیان ایرانی اشراف دارند؟ یحیی دوره قبلی حضور در پرسپولیس حتی از پس مدیریت رابطه‌اش با مهدی مهدوی‌کیا، یکی از نجیب‌ترین ستارگان تاریخ فوتبال ایران بر نیامد و این داستان را آنقدر ناشیانه کش داد که اشک یک ملت پای مصاحبه کیا در برنامه نود درآمد و خودش هم ناچار شد روی آنتن زنده تلویزیون استعفا بدهد. حالا بگذریم از بازیکنی در سطح جواد کاظیمان که کنار رفتنش از تیم، آن حواشی را ساخت؛ بازیکنی که حتی سکته مغزی پدرش را هم گردن گل‌محمدی انداخت. یحیی را می‌خواهید؟ باکی نیست. فقط یادتان باشد کالدرون امسال ستاره‌هایی مثل علیرضا بیرانوند، جلال حسینی، شجاع خلیل‌زاده، کمال کامیابی‌نیا، سیامک نعمتی، امید عالیشاه و … را به ردیف کنار دست خودش روی نیمکت ذخیره‌ها نشانده و آب هم از آب تکان نخورده است. آیا گمان می‌کند گل‌محمدی یا یک مربی ایرانی دیگر هم به همین راحتی قادر خواهد بود شاخ ستاره‌های هت‌تریک قهرمانی کرده را بشکند؟ مشکل ما این است که تاریخ را نمی‌خوانیم و هر تجربه را ده بار دیگر می‌آزماییم.
این تیم همان تیم برانکو است
اینجا را هم دارند شوخی می‌کنند. از اول معلوم بود هر کسی جای برانکو را بگیرد، فقط مالک شکست‌ها لقب خواهد گرفت و هواداران «عامی» پیروزی‌ها را پای پروفسور سفرکرده خواهند نوشت. قبلا نوشتیم که مرفاوی با تیم موفق قلعه‌نویی نتیجه نگرفت و زوج افشین پیروانی- عباس انصاری‌فرد هم با تیم موفق قطبی به جایی نرسیدند. با این همه، کسانی که در آخرین گفتگوی مفصل برانکو در ایران حضور داشتند، خوب به یاد دارند که او چندین بار تاکید کرد سومین قهرمانی‌اش در لیگ برتر، سخت‌ترین فصل او بوده و با توجه به عطش رقبا و بی‌انگیزگی بازیکنان پرسپولیس، بسیار دشوار است که این تیم برای فصل چهارم هم جام قهرمانی را بالای سر ببرد. شاید به همین خاطر بود که او از ماه‌ها قبل تصمیش را برای جدایی گرفت؛ طوری که از شب بازی با الاهلی، مذاکره با مدیران تیم عربستانی را شروع کرد و پیش از بازی نیمه‌نهایی حذفی برابر سپاهان هم به دفتر زنوزی رفت تا تراکتور را به عنوان گزینه جانشین در آب‌نمک نگه دارد. برانکو در نیم‌فصل دوم پارسال تقریبا با همه این ستاره‌ها به اضافه ماریو بودیمیر 19 گل زد و کالدرون هم در نیم‌فصل اول امسال بدون مهاجم سایه، دقیقا همینقدر گل زده. منتها حرف که به اینجا می‌رسد، دوستان به جای نتیجه خواهان بازی زیبا می‌شوند؛ به زیبایی لیگ پانزدهم، هرچند فراموش می‌کنند پرسپولیس آن فصل در سه خط اصلی فوق ستاره‌هایی مثل رامین رضاییان، محسن مسلمان و مهدی طارمی را در اختیار داشت که هر کدام به طراوت تیم کمک چشمگیری می‌کردند. بگذریم؛ اینطور به نظر می‌رسد که برخی از هواداران پرسپولیس امسال شادی نمی‌خواهند، بلکه تراژدی می‌خواهند. آنها دوست دارند به جای برگزاری جشن قهرمانی تکراری، تیم‌شان نتیجه نگیرد تا راحت‌تر به عوامل فراری دادن برانکو فحش بدهند. این خودآزاری روانی هم فقط یک قربانی دارد که اسمش «گابریل کالدرون» است. والسلام!
تکمله: تمام جزییات قرارداد گابریل کالدرون همان روز اول حضورش در ایران افشا شد و امروز کاملا در دسترس است. این جزییات نشان می‌دهد او در صورت قهرمانی در لیگ صد هزار دلار و ازای قهرمانی در جام حذفی پنجاه هزار دلار پاداش دریافت می‌کند. مربی آرژانتینی نیمی از مسیر لیگ را رفته و در جام حذفی هم فقط دو بازی با پاداش موعود فاصله دارد، اما برخی این شایعه را جا انداخته‌اند که چون قرار نیست بازیکنان خارجی از کانال خودش وارد تیم شوند، او با جذب آنها مخالفت کرده! 150 هزار دلار پاداش مشروع و قانونی در گروی تقویت تیم است، اما ذهن‌های بیمار و ساده‌لوح، کالدرون را معطل پورسانت و حق دلالی معرفی می‌کنند تا آسان‌تر به هدف برسند. تاوان این حماقت بدون مرز را فقط مرور زمان مشخص خواهد کرد. همیشه تاریخ در ماندیم، چون «فکر» نکردیم.

منبع: بانک ورزش

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا