ورزش تهران

در سرم رنج‌های فرهاد است

فرهاد مجیدی کار سختی دارد؛ نه فقط به این دلیل که جانشین مربی محبوب و موفقی مثل استراماچونی شده است، او با کوهی از مشکلات، موجی از وعده‌های عمل نشده، جمعی از فوتبالیست‌های شاکی و طلبکار و متأسفانه گروهی از مدیران ناآشنا به قواعد فوتبال طرف است. فرهاد مجیدی کار سختی دارد و این سختی کار از همین دیروز -که ۶ بازیکن در ابتدای مراسم معارفه غایب بودند و به جایش ۶ نفر با کت و شلوار در جمع آبی‌پوشان ایستادند تا مجیدی کارش را به عنوان سرمربی شروع کند- نمایان شد. اگرچه به هر تدبیر و ترفندی بود، ۵ نفر از آن ۶ غایب به تمرین آمدند و ۵ مدیر از آن ۶ مهمان کت و شلواری که هیچ سنخیتی با این فوتبالیست‌های فعلی استقلال ندارند، خیلی زود از جمع کادر فنی استقلال جدا شدند تا فرهاد هرچه سریع‌تر کار سختش را در مجموعه آبی آغاز کند، اما آن‌هایی که همین دیروز – فقط همین دیروز – حواشی تمرین استقلال را دیدند و شنیدند، متوجه شدند وظیفه دشواری بر دوش مجیدی گذاشته شده است. به رنج‌های احتمالی فرهاد که فکر می‌کنیم، دل‌مان برای مجیدی می‌سوزد. آیا او می‌تواند این کشتی توفان‌زده را به سلامت به ساحل آرامش برساند؟ در ظاهر او یک تیم مدعی قهرمانی را از استراماچونی تحویل گرفته، اما در باطن، اتفاقاتی درون مجموعه آبی رخ داده که همه به هم بدبین هستند و این بدبینی‌ها کار مجیدی را سخت‌تر می‌کند. در این میان آنچه فرهاد را به آینده امیدوار می‌کند، حضور پیشکسوتان استقلال در تمرین دیروز است. مردانی از جنس استقلال که حضور دیروزشان قوت قلب فرهاد شد. اگر این چکیده‌ها و عصاره‌های استقلال و البته اگر هوادار کنار فرهاد باشد، استقلال می‌تواند به دست یکی از اعضای خانواده خودش، آینده‌ای بهتر را رقم بزند.
پی‌نوشت: «در سرم رنج‌های فرهاد است» مصرعی از شعر بلند «تومور» سروده علیرضا آذر است.

منبع: خبر ورزشی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا