ای کاش زنگهای خطر را شنیده بودیم

مدتی است که چشمها و گوشهای ما دنبالکنندگان فوتبال داخلی با اخبار و وقایع اینچنینی اشباع شدهاند؛ گویی متن اخبار همواره ثابت است و تنها یکسری نام در آنها دچار تغییر میشود.
کالدرون آخرین سرمربی خارجی فوتبال ایران نیست که در دو سال اخیر با این داستانهای فرسایشی گلاویز میشود. شاید در انتها سرنوشت او با آنچه بر سر آندرهآ استراماچونی آمد، تفاوتی نکند. انکار نمیکنیم که سرمربی آرژانتینی پرسپولیس از محبوبیت استرای استقلالیها بهرهمند نیست؛ امری که شاید «زیر سایه برانکو بودن» یک دلیل پررنگ برایش باشد. با این حال، کالدرون نیز مانند استرا پرسپولیس را به صدر جدول لیگ رساند و با همان صدرنشینی به استقبال تعطیلات زمستانی فرستاد تا کیفیت فنی بالای خود را برای لیگ برتر نمایان ساخته باشد.
جای تأسف اینجاست که جنس مشکلات کنونی کالدرون با مشکلاتی که استرا را از پسران آبی جدا کرد، کاملاً یکسان است. سرخابیهایی که در چند سال گذشته پرهزینهترین و پرستارهترین تیمهای داخلی بودند، هر دو امسال دچار بیپولی شدید، اختلاف اعضای هیأت مدیره با سرمربیان خارجی و ناتوانی در برآورده ساختن حتی خواستههای غیرمالی آنها شدهاند.
ادبیات امروز کالدرون با آنچه دیروز استراماچونی بر زبان میآورد، همپوشانی جالبی دارد؛ هر دو نه تنها از عدم دریافت معوقاتشان شاکیاند، بلکه در حرفهایشان خطاب به مسئولین استقلال و پرسپولیس کلیدواژههای «بیاحترامی» و «بیتفاوتی» به چشم میخورند. اگر کمی بیشتر به گذشته برگردیم، میبینیم این دست مشکلات تنها مختص به دو شخص و یا دو تیم نبودهاند. در تیم ملی، همین چند هفته پیش بود که مارک ویلموتس با عدم دریافت مطالباتش بدون اینکه حرفی بر زبان بیاورد، نیمکت ملیپوشان را رها کرد. این موضوع، کوچکترین معضلی بود که پیشتر کارلوس کیروش طی 8 سال حضورش در ایران آن را با لحن و ادبیات تندخویانه معروفش بر باد انتقاد میگرفت. مصطفی دنیزلی نیز همین مسیر را با تراکتور رفت و یا همین چند ماه قبل بود که پائولو سرجیو و برانکو ایوانکوویچ تیمهای صنعت نفت و پرسپولیس را ترک کردند و بارشان را به مقصد عربستان سعودی بستند.
این جداییها در فوتبال ما به یک و یا دو مورد ختم نمیشوند؛ بلکه گویا یک سریال ادامهدار و نامتناهی هستند. از این رو، نباید به آسانی از بیخ این داستانها گذشت؛ داستانهایی که انتهای آنها نیز «جدایی» نیست بلکه شکایت سرمربیان به فیفا، ضرر مالی باشگاهها و فدراسیون و خدشهدار شدن آبروی فوتبال ایران در مجامع بینالمللی است. اگر میخواهیم دیگر شاهد این فجایع نباشیم، راه چاره نه بیاعتنایی به مشکلات مالی باشگاههاست و نه چشمپوشی از حضور مربیان خارجی در ایران که به نوعی پاک کردن صورت مسأله است.
شاید اگر آن زمان که صدای زنگ خطر را از کیروشها و برانکوها میشنیدیم، به فکر اصلاح ساختار اقتصادی فوتبال کشور، توجه به راههای درآمدزایی از این ورزش، بهکارگیری مدیران کاربلد و شایسته در فدراسیون و باشگاهها و حمایت از بخش خصوصی برای سرمایهگذاری در فوتبال ایران میافتادیم، امروز حتی در این شرایط سخت تحریمی میتوانستیم به سادگی از عهده تأمین مخارج کالدرونها و استراها برآییم. شرایط هیچ جای فوتبال ملی و یا باشگاهی کشورمان خوب نیست و در وصف آن میتوانیم به خود بگوییم «آنچه دیروز کاشتیم را امروز داریم درو میکنیم»
منبع: آی اسپورت



