صندلی کوچک مدیریت

چندین سال از آخرین موفقیتهای روسونری میگذرد و در این مدت شیب سقوط میلان هیچگاه نقطه عطفی نداشته است. این فصل هم با همه داستانهایش و روزهای سیاه ابتدایی آن، داشت کمی از این رنگهای تیره فاصله میگرفت و نتایج در زمین بهتر میشد که بیرون از زمین همه چیز به هم ریخت. این فرمول میلان در این فصول بوده؛ روزهای بد در مدیریت، رختکن و زمین بازی.
گیسکشی در ردههای بالا
پس از آمدن زلاتان ایبراهیموویچ و سیمون کیئار در نیمفصل و بهبود چشمگیر نتایج میلان، انتظار میرفت آرامش به کشتی نیمهویران روسونری برگردد. آنها به منطقه کسب سهمیه لیگ قهرمانان نزدیک شدند و در جامحذفی هم حتی با وجود ناداوری در بازی رفت برابر یوونتوس، شانس کمی برای فینالیست شدن ندارند. اما مسئله اینجاست که رقیب اصلی دیاولو برای موفقیت در این فصل نه یووه، نه اینتر، نه ناپولی، نه داوری و نه ۱۶ تیم دیگر سری آ هستند؛ رقیب آنها خودشان هستند. درست زمانی که چند برد پیاپی کسب شد، شایعه حضور رالف رانیک در میلان قوت گرفت. مدیرورزشی موفق لایپزیش که سابقه درخشانی در تیمسازی دارد اما گویا ایوان گازیدیس قصد دارد همزمان او را به عنوان مدیرورزشی و سرمربی روسونری برگزیند. شایعه این انتصاب در حالی در رسانهها پخش شد که زوج بوبان-مالدینی که اسطورههای باشگاه محسوب میشوند و سخت در تلاش بودند تا پروژه جدید میلان را به موفقیت برسانند، در مظن اتهام بیلیاقتی از سوی گازیدیس بودند و قرار بر این شد که رانیک جای این دو را پر کند؛ اتفاقی که با واکنش صریح بوبان مواجه شد و پس از جدی شدن شایعات، ستاره سابق میلان از این گفت که گازیدیس بهتر است حواسش روی امور مدیریتی و مالی باشد و در امور فنی که در آن سررشتهای ندارد، دخالت نکند چراکه آنها همگی تابع مالک مجموعه یعنی موسسه الیوت هستند. اما این اظهار نظر تند، فقط مانند کاتالیزور سرعت فعل و انفعالات را بهبود بخشید تا جایی که امروز و فردا باید مطمئن بود که بوبان که به خاطر بازگشت به میلان از پست مدیریتیاش در فیفا دست کشید، خیلی زود پروژه روسونری را ترک کند و پشت سر او هم پائولو مالدینی بزرگ بار دیگر خانهنشین شود. البته وضعیت زلاتان هم اصلا مشخص میست.
گازیدیس و سایه روشنی تاریک!
اما چرا مالکان میلان تا این اندازه برای گازیدیس قدرت قائل شدهاند که اینگونه اوضاع را به هم بریزد، احتمالا به قولهایی مربوط میشود که این مدیر باسابقه ورزشی به آمریکاییها داده است. او قصد دارد مانند پروژهای که در آرسنال پیاده کرد را در میلان نیز تکرار کند و این تیم با خرید استعدادها و فروشها آنها با مبالغ بالاتر از این راه درآمد کسب کند. در این بین او در ابتدای فصل جلوی جذب بازیکنانی نظیر زلاتان و لوکا مودریچ را گرفت و البته مخالف حضور مارکو جامپائولو نیز بود. هرچند که در نیمفصل مالدینی او را راضی به حضور ایبرا کرد و تاثیرش را هم دید اما حضور جامپائولو ناکام باوجود اخراج زودهنگامش تیر تفنگ ناسازگاری گازیدیس با زوج بوبان-مالدینی شد و حالا عواقب خود را نشان میدهد. اما آیا گازیدیس واقعا آنقدر در آرسنال موفق بوده که اینگونه در میلان از او انتظار میرود؟ درآمد آرسنال در دوران گازیدیس ۱۹۸میلیون پوند رشد داشت که رقمی خیرهکننده است. فقط منچستریونایتد(۳۶۶میلیون پوند) و منچسترسیتی(۳۰۳میلیون پوند) در مدت مشابه رشد بیشتری داشتند. اما یک نکته شایان توجه است؛ به لحاظ درصد رشد درآمد نسبت به سال ۲۰۰۹، آرسنال رتبه پنجم را در میان 6 تیم برتر انگلیس داشت. البته از این ۱۹۸میلیون، ۱۲۵میلیون پوند از طریق حقپخش تلویزیونی به دست آمد که آرسنال در آنها هیچ نقشی نداشت زیرا اینگونه قراردادها را نه باشگاهها بلکه سازمان لیگ برتر انگلیس با شبکههای تلویزیونی منعقد میکند. در سال 2011 گازیدیس در مورد فصل نقلوانتقالات آرسنال گفت: «ما ترجیح دادیم بخشی از بودجهمان را خرج نکنیم.» با توجه به افزایش نجومی قیمت بازیکنان در هر سال و ضعیف شدن پوند انگلیس در برابر یورو(واحد پول اتحادیه اروپا) این تصمیم آرسنال بسیار اشتباه از آب درآمد. به علاوه قدرت خرید آرسنال در داخل انگلیس هم کاهش یافت و آنها دیگر نمیتوانند توان مالی خود را به رخ تیمهای رده پایینتر بکشند. در سال 2012 آرسنال 154میلیون پوند به صورت نقد در اختیار داشت و 19 تیم دیگر برتر در مجموع 181میلیون پوند داشتند. حقوق خود او هم بسیار چشمگیر است و این میتواند مشکلآفرین باشد. در یک جمعبندی کلی باید اعتراف کرد گازیدیس آنقدرها هم که در موردش ستایش میشود، موفق نبوده و این سوال پیش میآید که آیا موسسه مالی الیوت دیوار درستی را برای نوشتن یادگاری انتخاب کرده است؟
منبع: آخرین خبر



