خدا خیلی رحم کرد، علی آقای کریمی!

موضوع روشن است. خطاب فصلالخطاب سرخها، به آن دسته از بلواکارانی است که کنارهگیری یک مدیر شکستخورده را دستاویز تاختن به تیم کردهاند؛ مدیری که از روز اول حضورش سر کار، کوچکترین انتقاد از او با شدیدترین حملات سازمانیافته مواجه میشد؛ فستیوال بیسابقهای از تهمت، ترور شخصیت و رکیکگویی که سعی داشت تا حد امکان هزینه هرگونه انتقاد از محمدحسن انصاریفرد و گروهش را بالا ببرد. حالا اما بازی کمی سخت شده؛ حالا که علی کریمی هم وسط گود آمده و به علمکشان «انصاریفر تنها نیست» نهیب میزند. این یکی دیگر شماره هشت افسانهای پرسپولیس است. میدانیم که خیلی دلتان میخواست در حمایت از محمدحسن او را هم مزدور و سرسپرده بخوانید، اما خب این وصلهها به جادوگر آزاده اقلیم سرخ نمیچسبد.
قصه منفعتطلبان جداست، اما چه خوب که لااقل جماعت دهانباز چشمبسته و هواداران ده، چهارده ساله از این فرصت سود ببرند و به کل موضوع دوباره نگاه کنند. به داستان مدیری که هنوز هم از باب مظلومنمایی میگویند حق امضا نداشت، اما روشن نیست چطور بازیکن خرید، مربی آورد و با بانک گردشگری ترکمانچای سالی ده میلیارد تومانی یست. حق امضا که نداشت، شاید مثل صمدآقا پای همه این قراردادها را انگشت زده باشد!
آن طرف علی فتحاللهزاده نزدیک بود با یک پیت بنزین خودش را آتش بزند که عضویت در هیاتمدیره به درد نمیخورد و او باید مدیرعامل باشد تا درست و حسابی کار کند، این طرف مدافعان خطی انصاریفرد عقیده داشتند مدیرعاملی فایده ندارد، او باید به عضویت هیاتمدیره در بیاید تا «فلورنتینو پرز» درونش آزاد شود! خداوکیلی خودتان خندهتان نمیگیرد؟ همین شماها که میگویید هیاتمدیره باید پول میآورد تا انصاریفرد فقط خرج کند و عکس یادگاری بیندازد. راستی این متدهای مدیریتی را کجا آموختید؟
مدیرعامل محبوب قلبها که از قضا همه آدمهایش بعد از او با لبخند ژکوند در باشگاه ماندگار شدهاند، امروز حتی داد رادوشوویچ نجیب را هم در آورد، اما خب هنوز یک عده اصرار دارند او گوهر نایاب زمان بود. فقط خدا رحم کرد علی کریمی این همه عزت و اعتبار دارد، وگرنه بعید نبود هولیگانهای مجازی او را هم اجیر شده عرب و هیاتمدیره و نبی چسبیده به صندلی بدانند! یک توصیه برای یک عمر؛ کمی فکر کنید.
منبع: بانک ورزش



