پادوانی – استوکس؛ دوگانه شرمآور

این طرف پادو را داریم که کوچکترین محبت مردم ایران را روی چشم میگذاشت، در سختترین شرایط لبخند از لبش نمیافتاد و همیشه از جامعه میزبان ممنون بود، آن طرف استوکس چشم سفید را داریم که اعتبار و احساسات باشگاه و هوادارانش پشیزی برای او ارزش نداشت، این طرف پادو را داریم که با همسر وفادارش به ایران آمد و موقع خروج با وجود همه مرارتهایی که کشید عاشقانهترین لبخندها را تحویل عکاس داد، آن طرف اما استوکس را داریم که خبر عیاشیهایش هر روز از یک گوشه دنیا میرسد.
این دو رویکرد کاملا متناقض است، اما چیزی که عرق شرم بر پیشانی آدم مینشاند برخورد ما با هر کدام از اینهاست؛ آنجا که قربان صدقه آنتونی میرویم، برای جذبش ده روز در دوبی «التماس» میکنیم و پیشقرارداد صدوپنجاه هزار یوروییاش را از زیر سنگ بیرون میکشیم تا در اولین فرصت همه را قال بگذارد و برود، اما پادوانی که معطل پول دوا و درمانش است، حتی نمیتواند حق مشروع و قانونیاش را از استقلال بگیرد. پول که هیچ، در آخرین مصاحبهاش میگوید حتی یک نفر از ایران با او تماس نگرفته بپرسید: «آهای آدمی که به خاطر ما فلج شدی، روزگارت چطور است؟»
به خدا که پرسپولیس و استقلال ندارد و این نازکشی از ذلت، در تار و پودمان ریشه دوانده است. در همین استقلال برای جور کردن پول پروپئیچ و فرار از مجازات فیفا بسیج همگانی اعلام شد، اما به پادوانی که میرسند خبری از یک سر سوزن شفقت و معرفت نیست. متاسفانه این فقط فوتبال هم نیست، چه اینکه ظاهرا چفت و بست اخلاقی کلیت جامعه ما در رفته؛ فرهنگی که در آن تعهد و محبت رفته رفته تبدیل به تکلیف بیمزد آدمها میشود، اما عصیان و نمکدان شکستن، چه بسیار خریدار مشتاق دارد.
منبع: بانک ورزش



