ورزش تهران

شرمندگی را در چهره آنری دیدم

وقتی او در سال 2013 کفش‌هایش را آویخت تصور می‌شد تا به زودی بخواهد مدارج سرمربیگری را طی کند و در این عرصه به فوتبال برگردد اما این اتفاق هنوز نیفتاده است. اکنون پس از 7 سال از خداحافظی کرگر از دنیای حرفه‌ای فوتبال او به سرمربیگری نپرداخته و در گفت‌وگوی مفصل با اسکای اسپورتس از دلایل خود می‌گوید: «مردم همیشه از بازیکنان می‌پرسند آیا می‌خواهید سرمربی شوید؟ بعضی افراد نمی‌توانند زحمت بکشند، آن‌ها قبل از فکر کردن در مورد آنچه در آینده انجام می‌دهند به پایان کار خود می‌رسند. من کاملا برعکس بودم. اگر شما از 20 سالگی من، خواه با انگلیس یا لیورپول از من سوال می‌کردید، می‌گفتم سرمربی بوده‌ام. مربیان سابق یقین داشتند که من اینطور خواهم بود. اما هرچه به پایان دوران بازیکنی‌ام نزدیکتر شدم بیشتر به مشکلات سرمربیگری نگاه کردم و همینطور گزینه‌های دیگری که داشتم. اکنون بخشی از من فکر می‌کند که برای بهترین من دور ماندم. 10 یا 15 سال پیش اولین فکر من هنگام ورود به سرمربیگری احتمالا دردسر بود. من قبلا به آن نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم آیا ارزش آن را دارد که از آن عبور کنی؟ همیشه به یاد می‌آورم جرارد هولیر می‌گوید در مربیگری شما خوش‌شانس بودید که برای 10 بار به عقب نگاه کنید و بگوید ؛واو؛ داشتن چنین لحظاتی به عنوان سرمربی بسیار دشوار است و در این راه فقط دردسر و فشار زیادی وجود دارد. شما فقط منتظر آن لحظه در پایان یک فصل هستید- شاید یک جایزه یا یک تبلیغ، هرچه که باید باشد. زمان بسیار زیاد برای سرمربیان زمان‌هایی هستند که هرگز فرا نمی‌رسند. چیزهای زیادی وجود دارد که ما هنگام مربیگری درباره آن صحبت نمی‌کنیم. مربیان مجبورند که عمل کنند و به درستی در کنفرانس‌های مطبوعاتی و صحبت با بازیکنان حضور داشته باشند که فکر نمی‌کنم آن‌ها خودشان اینطور باشند. آن‌ها باید تمام‌وقت نقش یک بازیگر را بازی کنند و این باید دشوار باشد. صحبت با بازیکنان و تلاش برای کنار آمدن با آن‌ها، احتمالا حتی آن‌هایی که شما آن‌ها را دوست ندارید یا دوست دارید، تلاش برای به دست آوردن یک نماینده در کنار هم برای خرید بازیکن- نیاز مداوم برای اعمال این عمل وجود دارد. من خودم به شخصه کسانی که برای من نقش بازی می‌کنند یا سعی دارند شبیه به من باشند را دوست ندارم. من با مردم بسیار راستگو هستم و احساس می‌کنم مدیران باید چنین باشند. گاهی به بازیکنان بگویید که چه چیزی می‌خواهند به جای حقیقت بشنوند. من البته مطمئن نیستم که فقط به این دلیل سرمربی نشدم. آیا می‌گویم که ترس از شکست خوردن من را منصرف کرده است؟ نه اما این مسئله قطعا چیزی است که به آن نگاه می‌کنید. من دوران حرفه‌ای خوبی داشتم، عالی نبود مطمئنا صدها نفر هستند که دوران بهتری از من داشتند. اما حرفه فوتبال شما وجود دارد و همیشه خواهد بود. بعضی اوقات فکر می‌کنم تمسخر مربیان منزجرکننده و شرم‌آور است. روشی که مردم درباره آن‌ها صحبت می‌کنند طوری است که انگار سرنخی پیدا نکرده‌اند. تقریبا احساس می‌کنید اگر شما مربی شبیه به فرگوسن، کلوپ یا گواردیولا نباشید تنها یک شکست هستید. مدیرانی در لیگ برتر وجود دارند که هیچ چیزی را از آن خود نکرده‌اند اما آن‌ها 3 یا 4 شغل لیگ برتر داشته‌اند. اگر شما 3 یا 4 تیم لیگ برتر را مدیریت کرده‌اید بنابراین فکر می‌کنم شما یک حرفه مربیگری بسیار خوبی داشته باشید. بنابراین بسیاری از مربیان به دلیل این‌که جامی به دست نیاورده‌اند مورد حمله و توهین قرار می‌گیرند. بعضی اوقات حتی اینطور فکر می‌کنم که انگار آن‌ها برکنار یا فراموش شده‌اند. من مطمئنا به عنوان بازیکن ترس از شکست داشتم- این همان چیزی است که مرا به راه انداخت. فکر می‌کنم اگر مربی شوم دوباره ترس از شکست را خواهم داد. این باعث می‌شود که من یک مدیر بهتر باشم و شاید من را موفق‌تر کند. اما من همچنین به این فکر می‌کنم که مربیگری چه کاری می‌تواند برای زندگی من و افراد اطرافم انجام دهد. بعضی اوقات به افرادی که دوران حرفه‌ای شگفت‌انگیزی در فوتبال به عنوان یک بازیکن داشته‌اند، نگاه می‌کنم و می‌بینم که به سمت مربیگری رفتند و در اولین تجربه به هر دلیل نتیجه دلخواه و مناسب نبوده است. مثال عالی برای این قسمت تیری آنری است که بهترین بازیکنی است که تاکنون در لیگ برتر بازی کرده است. او قهرمان جام‌جهانی شده و چه کاری هست که انجام نداده باشد؟ حرفه‌ای که باید به عقب برگردیم به آن نگاه کنیم و به آن افتخار کنیم. اما او به عنوان سرمربی به موناکو رفت و در 3 ماه اول نتوانست کار خوبی انجام بدهد. منظورم این است که چه کسی می‌تواند در 3 ماه کار بزرگی انجام بدهد؟ او به اسکای‌اسپورت برنگشت اما وقتی برای بازی‌های آرسنال به استودیو می‌‌آمد تقریبا می‌توانستید احساس کنید که او از آنچه که در موناکو روی داده بود کمی شرمنده بود. هر وقت بعد از آن تجربه او را می‌دیدم می‌توانستم خجالت بر چهره‌اش را ببینم. او سعی می‌کرد دلایلش را برای شما تعریف کند. چه دلایلی داشته باشند، چه عذر و بهانه این همان کاری است که شما باید به عنوان مربی انجام دهید توضیح فقط آن‌ها را از بین می‌برد.»

منبع: آخرین خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا