ورزش تهران

١١ فرهاد با یک جواد فولادین

اهواز که روزگارى شهر دوم آبى‌هاى فوتبالشهر ایران بود، حالا بیشتر از همه شهرهاى دیگر، دل بسته است به رنگ قرمز! فولاد جاى استقلال اهواز را گرفته است!

عصرشهروند — دوباره آغاز خواهد شد! دوباره مردم را جمع خواهد کرد و گرم خواهد کرد! بدون تردید نکات خاصى را در عین حواس‌جمعى رعایت مى‌نماید! در همه حال این نکته فراموش‌شدنى نیست که دو مبارزه توأمان در جریان است:… اولى با توپ و حریفان رفیق!… دومى به کمک رفیقان و با یارى رقیبان، علیه دشمنى که غدار است، که حیله‌گر است، که نابکار و مرموز است و هر لحظه به رنگى درمى آید و هر آن، در شکلى ظاهر مى‌شود!
دشمن را، گفته‌اند و گفته‌ایم که بیچاره و ضعیف و حقیر نتوان شمرد! شهرهاى سفید و سرخ، فرقى ندارند! هر لحظه مى‌تواند به رنگى درآید، عین «بت» هاى عیار! مناطق سفید در چشم به‌هم زدنى، منطقه خطرناک و قرمز رنگ مى‌شوند! باید مراقب بود!

ورزشگاهى پر از طلب و توقع برد

اهواز که روزگارى شهر دوم آبى‌هاى فوتبالشهر ایران بود، حالا بیشتر از همه شهرهاى دیگر، دل بسته است به رنگ قرمز! فولاد جاى استقلال اهواز را گرفته است! حتى ورزشگاه خالى از تماشاگر فولاد هم به اندازه کافى، بارى از فشار روانى را و نیز سنگینى توقعات قابل درک و فهمیدنى مردم را وارد مى‌کند! مردمى که فوتبال را درست مى‌شناسند! مردمى که زیبایى‌هاى پنهان فوتبال را در همه حالات تشخیص مى‌دهند! مردمى که مشکل‌پسندند! مردمى که بچه‌هایشان را، روزگارى نه اصلاً دور، پا به توپ به دنیا مى‌آوردند! و حالا، در شروع دوباره فوتبال و در مبارزه‌اى که جانانه است و باید پیروزمندانه پیشش برد، اهواز یک سرآغاز است! فولاد اهواز و استقلال تهران! خداى فوتبال، خداى تکنیک و خداى بازى‌هاى نمایشى، خوب انتخابى کرده است! مأموریت خطیر را به خوب کسانى سپرده است! فوتبالى که ارزش مقابله با کرونا را داشته باشد!

فولاد اهواز و استقلال!

از جواد نکونام، مى‌دانیم که چه باید بخواهیم: بازى واقع‌گرا که شاید سال‌هاى سال به غلط، نتیجه‌گرایش خوانده‌ایم و در مذمتش سخن‌ها رانده‌ایم! فوتبال واقع‌گرا!
توقع از فرهاد مجیدى فرق دارد! همان‌قدر که بازى خود او با بقیه و با جواد نکونام متفاوت بود! فوتبال فانتزى! فوتبال تکنیکى! فوتبال خلاق! خلاقیت بدیهه‌سرایانه! نمایشى که دیدنش به شب‌زنده‌دارى مى‌ارزد! به‌جاى یک فرهاد، ١١ فرهاد در ورزشگاه لبریز از هیجان، سرشار از توقعات بجا و پر شده از انتظارات زیباپسندانه که تماشاگرانش را دارد، ولى نه در فولاد آره‌نا!
واقع‌گرایى فولاد، هر لحظه به رنگى درآمدن استقلال! شروع خوبى را منتظریم!

پروین حجت را تمام کرد!
چرا دایى نباشد؟

على پروین، درباره فوتبال دو جور حرف مى‌زند! جور اول قالب طنز دارد و حالت شوخى به خود مى‌گیرد، سخنانى که با اقبال عمومى روبه‌رو شده و ماندگارى دارد، مثل این حرف:
… مدیرفنى یعنى کشک! یا اینکه… خصوصى‌سازى، کشک‌تر از کشک که یعنى تو هم برو تا کشکت را بسابى!
على پروین، گفته‌هایى هم دارد که کاملاً جدى است و بدون مطایبه و در مقام یک اهل فن، یک داناى راز و یک عملگرا بیان مى‌شود، نکته‌هایى که مردم مى‌پسندند ولى زعمایى که در فوتبال هیچ زعامتى ندارند، خود را به کَر گوشى و نشنیدن مى‌زنند! چراکه پروین حرفش را «شیر فهم» شده بیان مى‌کند، نمى‌توان مدعى نفهمیدنش شد!
مثلاً همین اخیراً پروین گفت:… چرا فوتبال را یک بار هم شده، نمى‌سپارند به على دایى که از همه بهتر و بیشتر، با تمام گوشه‌هاى پیچ و خم‌دار فوتبال آشنایى کامل دارد! هیچ‌کس به استقبال این مطالبه نرفت! هیچ‌کس به حلاجى این خواسته بجا نپرداخت! هیچ‌کس نخواست تا به یاد آورد على دایى، بین‌المللى‌ترین شخصیت فوتبال ایران است! شخصیتى که مى تواند چشم در چشم با اینفانتینو گفتگو کند و مرعوب و مجذوب او نشود!
فوتبال ما، به سخنان از ته دل برآمده پروین و نظایر او که بسیار کم‌شمارند، سخت احتیاج دارد تا بشنود و «احسن‌القول» باشد!
دایى را، در حالى به خانه دایى- فدراسیون فوتبال- راهى نیست که او و نظایرش، کشاینده راه ترقى به روى فوتبالند! شایستگانى که تماشاگرانى فاقد تأثیر شده‌اند! بدبختى فوتبال نیز همین است!/منبع

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا