لبه تاریکی!
استقلال جسم و روحش دچار ضعف شده است. از درون تهی است. استقلال کار را به جایی رسانده که اگر می خواهید روز های خوشش رابه یاد بیاورید، باید دفتر خاطراتش را باز کنید!

عصرشهروند — باچشمانی وق زده، به بی شناسنامهترین استقلال چند سال اخیرخیره شده ایم و آن را سبک و سنگین میکنیم. استقلال شدیداً احساس کسالت و ملال میکند. اما تمایلی هم به فرار از این مهلکه ندارد. وضعیت پسران آبی شبیه شطرنج بازی است که مات شده و حالا می خواهد مهرهای را حرکت دهد!
استقلال جسم و روحش دچار ضعف شده است. از درون تهی است. استقلال کار را به جایی رسانده که اگر می خواهید روز های خوشش رابه یاد بیاورید، باید دفتر خاطراتش را باز کنید!
استقلال مجیدی، وقتی بازی اش را می بیند، مثل سوهان ذهنش را می خراشد! چرا باید این همه شکنجه را تحمل کرد؟ درصورتی که درسالهای اخیر، پایان کار همیشه برای استقلال یکسان بود!
استقلال «گم» شده است؛ نه درتاریکی، بلکه در روشنایی! تفاوتی است عظیم بین گم شدن در روز و تاریکی! استقلال بازی به بازی به گم شدنش غنای بیشتری میبخشد. تیمی تزلزل پذیرکه درخنثی بودن، پهنای طول و عرضش، غیرقابل متراژ است!
پسران آبی از «فراغ» به «فراق» رسیده اند. هرچه رقبایش به یقین نزدیک و نزدیک تر شده اند، شاگردان مجیدی دور و دورتر!
استقلال سالهاست -حداقل در چند سال اخیر- باحضور در هر تورنمنتی سه هدف بزرگ رادنبال میکند؛ ۱-مایه دلخوشی اش باشد ۲-موجب تسکین خاطرش باشد ۳-ذهنش رانیزفعال نگاه دارد! ظاهرا اینها تنها دلایل زنده ماندن استقلال محسوب میشوند!
****
وقتی مسوولیتی را می پذیرید.
چارهای ندارید، باید بدون معطلی مشغول به کار شوید. اگر زاویه دیدتان وارونه باشد، افکارتان باطل میشود و
زانو خواهید زد. فاصله بین افکار و مسئولیتتان، شما را به قهقرا می برد. اگر کمی خوش شانس باشید از سقوط معاف میشوید.
چیزی که از استقلال مجیدی میبینیم، ریشه شک و تردید را در ذهنمان پدیدار کرد. حالا دیگر بیش از پیش اطمینان داریم که هرچه میگذرد، زخمهای استقلال التیام پیدانخواهد کرد.
روش و بازی استقلال نه خودش را ارضا میکند؛ و نه دوستدارانش را راضی! چهره استقلال مجیدی -تا بازی بانساجی- چهرهای پف کرده، پرچین و چروک و متورم بوده است. معلوم است زمانی -منظوردوران استراماچونی است- بدن ورزیدهای داشت و حالا به کلی فروریخته است.
آقای مجیدی بحث ما باشما این است؛ شما با زبانی صحبت میکنید که ما بلد نیستیم! اگر موفق بشویم راز زبانتان را کشف کنیم. با همان طریق نیز خواهیم توانست راز شما را کشف کنیم!
فهم وادراک ما از تواناییهای شما عاجزاست. شما چیزهایی درچنته دارید، که کشف آنها از تمام رادارهای چرخ گریز ناممکن است!
آقای مجیدی؛ مشکلات استقلال را «زمینی» حل کنید؛ لطفا!/منبع



