چرا طرحهای مقابله با آلودگی هوا شکست خوردند؟
با آغاز فصل سرد و وارونگی دما، هوای تهران دوباره به نقطه بحران رسیده است. آلودگی مزمن پایتخت که هر سال میلیونها نفر را در معرض خطر قرار میدهد، نه با «طرح ترافیک» مهار شد، نه با «کنترل معاینه فنی» و نه با وعده نوسازی ناوگان حملونقل.

به گزارش عصرشهروند، اکنون پس از سالها آزمون و خطا، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است: چرا تهران همچنان نفس ندارد؟ تهران، با بیش از ۹ میلیون جمعیت ساکن و حدود ۱۲ میلیون نفر جمعیت شناور، به یکی از آلودهترین پایتختهای جهان تبدیل شده است. بر اساس آمار رسمی، در نیمه نخست سال جاری بیش از ۷۰ روز هوای ناسالم ثبت شده که عمدتاً مربوط به ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون بوده است؛ ذراتی که بهگفته متخصصان، بهراحتی وارد خون شده و خطر سکته، سرطان و بیماریهای تنفسی را افزایش میدهند.
در این شرایط، نهتنها گروههای حساس مانند کودکان و سالمندان در معرض تهدید قرار دارند، بلکه حتی افراد سالم نیز از آثار آلودگی بینصیب نمیمانند. در حالیکه در کشورهای توسعهیافته، سیاستهای کاهش انتشار گازهای آلاینده در دهههای گذشته با موفقیت اجرا شده، در ایران همچنان تصمیمها پراکنده، کوتاهمدت و عمدتاً واکنشیاند.
طرحهایی که روی کاغذ ماندند
از اوایل دهه ۱۳۸۰ تاکنون، دهها طرح برای مقابله با آلودگی هوای تهران تدوین و اجرا شده است. از «طرح جامع کاهش آلودگی هوا» تا «سند ملی هوای پاک» و «طرح معاینه فنی برتر». اما مرور نتایج نشان میدهد هیچیک از این طرحها نتوانستهاند به کاهش پایدار آلودگی منجر شوند. (بیشتر بخوانید : تداوم آلودگی هوای تهران نشان ناکارآمدی طرحها )
مهمترین طرحها عبارت بودند از:
طرح زوج و فرد: با هدف کاهش تردد خودروها در مرکز شهر اجرا شد، اما بهدلیل صدور مجوزهای متعدد، بهمرور تأثیر خود را از دست داد.
طرح ترافیک جدید: از سال ۱۳۹۸ با عنوان «محدوده کنترل آلودگی هوا» آغاز شد. با وجود پیشبینی کاهش ۲۵ درصدی تردد خودروها، در عمل با افزایش ورود خودروهای شخصی و تاکسیهای اینترنتی، میزان ترافیک در مناطق مرکزی بیشتر شد.
طرح معاینه فنی برتر: هدف آن حذف خودروهای فرسوده بود، اما بهدلیل نبود حمایت مالی و ضعف نظارت، خودروهای دودزا همچنان در خیابانها تردد میکنند.
طرح نوسازی ناوگان حملونقل عمومی: از سال ۱۳۹۵ وعده داده شد که اتوبوسها و تاکسیهای فرسوده از رده خارج شوند، اما به گفته مدیران شهری، تنها حدود ۱۰ درصد از این ناوگان تاکنون نوسازی شده است.
حملونقل عمومی، حلقه مفقوده در مدیریت آلودگی
کارشناسان معتقدند اصلیترین ضعف طرحهای مقابله با آلودگی هوا در تهران، بیتوجهی به توسعه حملونقل عمومی است. شهروندان تهرانی روزانه بیش از ۲۰ میلیون سفر درونشهری انجام میدهند، اما ظرفیت ناوگان حملونقل عمومی پاسخگوی این حجم نیست.
در حال حاضر تنها حدود ۶ هزار اتوبوس در تهران فعالاند، در حالیکه نیاز واقعی بیش از ۱۰ هزار دستگاه برآورد میشود. از این تعداد نیز نیمی فرسوده و آلایندهاند.
مترو نیز با وجود گسترش خطوط، همچنان از کمبود واگن و تراکم بالای مسافر رنج میبرد. وعده شهرداری برای خرید هزار واگن جدید هنوز در مرحله مذاکره است.
از سوی دیگر، طرحهایی مانند «اتوبوس برقی» یا «دوچرخه اشتراکی» نیز نتوانستند جایگزینی مؤثر برای خودروهای شخصی شوند. نبود زیرساخت مناسب، گرانی تجهیزات و ناهماهنگی نهادی، اجرای این پروژهها را متوقف کرده است.
سوخت و خودرو؛ دو منبع اصلی آلودگی
در بررسیهای انجامشده، سهم خودروها و سوخت در آلودگی هوای تهران بیش از ۷۰ درصد برآورد میشود. خودروهای بنزینی، موتورسیکلتهای کاربراتوری و خودروهای دیزلی سه عامل اصلی این بحران هستند. در حالیکه استاندارد یورو ۵ برای خودروهای جدید الزامی شده، بخش عمده ناوگان فعلی کشور هنوز در سطح یورو ۲ یا پایینتر فعالیت میکند.
از سوی دیگر، کیفیت بنزین نیز همچنان مورد انتقاد است. در برخی فصول، میزان ترکیبات آروماتیک در سوخت بهمراتب بالاتر از حد مجاز جهانی است که به تولید ذرات معلق و ازن منجر میشود.
خودروهای فرسوده، بهویژه وانتها و کامیونهای دیزلی، با سن بالای ۲۰ سال هنوز در معابر حضور دارند و هر دستگاه از آنها بهاندازه دهها خودرو سواری آلاینده منتشر میکند.
تصمیمهای مقطعی، راهحل پایدار نیست
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که اقدامات مقطعی مانند تعطیلی مدارس، دورکاری ادارات یا توقف ساختوساز در روزهای آلوده، تأثیری پایدار در بهبود وضعیت هوا ندارد.
کارشناسان محیط زیست تأکید میکنند که آلودگی هوای تهران یک مسئله ساختاری است و باید با تغییر رویکردهای شهری، صنعتی و انرژی حل شود.
اما نبود اراده سیاسی، کمبود بودجه و تداخل وظایف بین دستگاهها باعث شده هیچ نهاد مشخصی مسئولیت مستقیم کاهش آلودگی را نپذیرد. وزارت نفت، شهرداری، سازمان محیط زیست و پلیس راهور هرکدام بخشی از پازل را در دست دارند، اما هماهنگی میان آنها ضعیف است. حتی طرحهایی مانند «هوشمندسازی ترافیک» نیز بهدلیل نبود زیرساخت داده و ضعف ارتباط سامانهها عملاً بینتیجه مانده است.
مردم، قربانیان خاموش
در این میان، مردم بزرگترین قربانیان آلودگی هوا هستند. برآوردها نشان میدهد سالانه بیش از ۲۰ هزار نفر در کشور بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند.
هزینههای درمان بیماریهای تنفسی و قلبی ناشی از آلودگی هوا نیز به میلیاردها تومان در سال میرسد. از سوی دیگر، تعطیلیهای مکرر مدارس و ادارات، کاهش بهرهوری اقتصادی و افت کیفیت زندگی شهروندان را بهدنبال دارد.
در محلات جنوبی تهران، جایی که تراکم خودروها و کارگاههای آلاینده بیشتر است، شاخص آلودگی اغلب در وضعیت «بسیار ناسالم» قرار دارد. کودکان این مناطق، از کموزنی و مشکلات تنفسی رنج میبرند و خانوادهها چارهای جز استفاده از ماسک و دستگاه تصفیه هوا ندارند.
راهی به سوی هوای پاک؟
با وجود همه ناکامیها، هنوز امید به تغییر وجود دارد. نوسازی واقعی ناوگان حملونقل عمومی، توسعه انرژیهای پاک، تولید خودروهای هیبریدی و کنترل دقیق سوخت میتواند تهران را از بحران نجات دهد. اما تا زمانی که تصمیمهای جدی جای وعدههای تبلیغاتی را نگیرد، تهران همچنان در مه خاکستری خود غرق خواهد ماند؛ مهی که نهتنها آسمان را میپوشاند، بلکه آینده شهر را نیز در ابهام فرو میبرد.



