زیر پای تهران هر روز خالی می شود!
فروریزش ناگهانی زمین در خیابان ولدخانی منطقه ۱۸ تهران، که نیمهشب ۲۰ آذر ۱۴۰۴ سه خودرو را در خود فرو برد، بار دیگر زنگ خطر پدیدهای را به صدا درآورد که سالهاست آرام و بیصدا زیر پای پایتخت پیش میرود؛

به گزارش عصرشهروند، «فرونشست زمین». رخدادی که کارشناسان آن را نه یک حادثه مقطعی، بلکه نشانهای از بحرانی ساختاری در جنوب و جنوبغرب تهران میدانند؛ بحرانی که ترکیب برداشت بیرویه آب، قنوات متروکه، معادن شن و ماسه و توسعه بیضابطه شهری، آن را به تهدیدی جدی برای جان و مال شهروندان بدل کرده است.
فروریزش در دل شب؛ روایتی از یک حادثه که اتفاقی نبود
ساعت حوالی نیمهشب پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴، ساکنان خیابان ولدخانی در محدوده غربی شهرک ولیعصر منطقه ۱۸ تهران با صدایی مهیب از خواب پریدند. دقایقی بعد مشخص شد بخشی از معبر شهری به وسعت حدود ۱۰ متر و عمق ۱.۵ متر بهطور ناگهانی فروریخته و سه خودرو در این حفره گرفتار شدهاند. هرچند خوشبختانه این حادثه تلفات جانی نداشت، اما تصویری عینی از خطری پنهان را پیش چشم شهروندان و مسئولان قرار داد.
علی بیتاللهی، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، در تشریح این رخداد اعلام کرد: «این حادثه از نوع فرونشست ناگهانی یا فروریزش زمین بوده که پس از بارندگیهای اخیر رخ داده است.» به گفته او، جریان آب در مجاری زیرسطحی مانند قنوات خشک یا رگابهای طبیعی، باعث آبشستگی، توسعه حفرات زیرزمینی و در نهایت فروریزش ناگهانی شده است.
اما نکته کلیدی در اظهارات این کارشناس آنجاست که تأکید میکند این فروریزش را نمیتوان پدیدهای جدا از روند تشدید فرونشست تدریجی زمین در این ناحیه دانست؛ روندی که طی سالهای اخیر شتاب گرفته و اکنون به مرحله بروز رخدادهای پرخطر رسیده است.
فرونشست زمین در تهران؛ بحرانی تدریجی با پیامدهای ناگهانی
فرونشست زمین برخلاف زلزله یا سیل، بحرانی آرام و تدریجی است؛ اما پیامدهای آن میتواند ناگهانی و ویرانگر باشد. بر اساس دادههای کارشناسی، بخشهای جنوبی و جنوبغربی تهران در سالهای اخیر با نرخهای فزاینده فرونشست مواجه بودهاند. کاهش شدید سطح آبهای زیرزمینی، مهمترین عامل این پدیده شناخته میشود.
تهران دهههاست که بیش از توان طبیعی خود از منابع آب زیرزمینی برداشت میکند. خشکشدن سفرهها باعث فشردهشدن لایههای خاک و پوکشدن نهشتههای سطحی میشود؛ فرآیندی که در نهایت به ایجاد شکاف، ترک و فروریزش میانجامد. بیتاللهی در همین رابطه یادآور میشود که در محدوده خیابان عمرانی ـ ولدخانی، طی دو سال اخیر نرخ فرونشست زمین سه برابر سالهای پیشین شده و رخسارهای به شکل «هاله بیهنجاری» در جنوب پارک قائم ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، وجود قنوات قدیمی و اغلب متروکه در جنوب تهران، خطر فروریزشهای ناگهانی را افزایش میدهد. این قنوات که زمانی شریانهای حیاتی تأمین آب بودند، امروز در بسیاری موارد به کانالهایی خالی و سست تبدیل شدهاند که با نخستین بارندگی شدید، بستر فروپاشی زمین را فراهم میکنند.
منطقه ۱۸؛ تلاقی قنوات، معادن و توسعه شهری
منطقه ۱۸ تهران با جمعیتی بیش از ۴۴۴ هزار نفر و وسعتی حدود ۳۸ کیلومتر مربع، یکی از مناطق حساس پایتخت از نظر مخاطرات محیطزیستی محسوب میشود. این منطقه ترکیبی از کاربریهای سکونتی، صنعتی، کشاورزی و معدنی را در خود جای داده و همین ترکیب، ریسک فرونشست و فروریزش را تشدید کرده است.
برداشت گسترده از معادن شن و ماسه در این محدوده، طی سالهای گذشته منجر به شکلگیری «شنچال»های عظیم شده است؛ گودالهایی که تعادل زمین را بر هم زده و ظرفیت تحمل بار سطحی را کاهش دادهاند. در کنار آن، قنوات کمعمق و رهاشده، همچون شبکهای پنهان زیر پای شهر گسترده شدهاند.
نکته نگرانکنندهتر، همپوشانی این عوامل با زیرساختهای حیاتی است. در بخش جنوبی منطقه ۱۸، مسیر راهآهن تهران ـ تبریز قرار دارد؛ مسیری که در تلاقی با امتداد رشته قنوات و زونهای با نرخ تشدید یافته فرونشست زمین واقع شده است. کارشناسان هشدار میدهند که بیتوجهی به این مسئله میتواند در آیندهای نهچندان دور، مخاطراتی فراتر از خسارتهای موضعی بهدنبال داشته باشد.
از ترک دیوار تا تهدید زیرساختها؛ هزینههای پنهان فرونشست
پیامدهای فرونشست زمین تنها به فروریزشهای ناگهانی محدود نمیشود. ترک در دیوار خانهها، کجشدن ساختمانها، آسیب به شبکه فاضلاب و آب، شکستگی لولهها و تخریب معابر شهری، بخشی از هزینههایی است که شهروندان مناطق جنوبی تهران سالهاست با آن دستوپنجه نرم میکنند.
این خسارتها اغلب بهصورت تدریجی بروز میکنند و به همین دلیل، کمتر در کانون توجه افکار عمومی قرار میگیرند. اما تجمیع همین آسیبهای کوچک، در نهایت میتواند به بحرانهای بزرگ منجر شود. تجربه فروریزشهای اخیر نشان میدهد که زمین در برخی نقاط تهران به مرحلهای رسیده که دیگر توان تحمل تنشهای محیطی، مانند بارندگی یا ارتعاشات ناشی از تردد خودروها، را ندارد.
از منظر اقتصادی نیز، فرونشست هزینههای سنگینی بر شهر تحمیل میکند؛ از افزایش هزینه نگهداری زیرساختها گرفته تا کاهش ارزش املاک و تشدید نابرابری فضایی. مناطق کمبرخوردار جنوب تهران، بیش از دیگر نقاط در معرض این مخاطره قرار دارند و همین مسئله، بُعد اجتماعی بحران را پررنگتر میکند.
هشدار کارشناسان؛ مدیریت بحران یا مدیریت پیشگیری؟
علی بیتاللهی و دیگر کارشناسان حوزه زمینشناسی و شهرسازی، سالهاست نسبت به تشدید فرونشست زمین در تهران هشدار میدهند. آنها معتقدند که مواجهه با این پدیده نباید صرفاً در قالب واکنش به حوادث باشد، بلکه نیازمند رویکردی پیشگیرانه و مبتنی بر دادههای علمی است.
پایش مستمر نرخ فرونشست با استفاده از تصاویر ماهوارهای، شناسایی و ایمنسازی قنوات متروکه، کنترل برداشت آبهای زیرزمینی، بازنگری در مجوزهای معدنی و لحاظکردن مخاطرات زمینشناختی در طرحهای توسعه شهری، از جمله اقداماتی است که میتواند از بروز فجایع بزرگتر جلوگیری کند.
در همین راستا، بیتاللهی از شهرداری تهران، مدیریت بحران و شرکت راهآهن خواسته است تا با حساسیت بیشتری به مسئله فرونشست و فروریزش زمین در منطقه ۱۸ بپردازند؛ درخواستی که بهنظر میرسد نه فقط مختص یک منطقه، بلکه ضرورتی برای کل پایتخت است.
تهران و آیندهای که زیر پا خالی میشود
فرونشست زمین در تهران دیگر یک هشدار نظری یا پیشبینی علمی نیست؛ بلکه واقعیتی است که نشانههای آن در معابر، خانهها و زیرساختهای شهری قابل مشاهده است. حادثه خیابان ولدخانی، صرفاً یک نمونه از زنجیره رخدادهایی است که میتواند در صورت تداوم بیتوجهی، تکرار و حتی تشدید شود. پایتخت ایران بر بستری قرار گرفته که دههها تحت فشار توسعه ناپایدار، برداشت بیرویه منابع و غفلت مدیریتی بوده است. اکنون زمین، واکنش خود را نشان میدهد؛ واکنشی که اگر بهموقع درک و مدیریت نشود، میتواند هزینههایی بهمراتب سنگینتر از آنچه امروز شاهدیم بر شهر تحمیل کند.
فرونشست، بحران فردا نیست؛ بحران امروز تهران است. بحرانی که اگر همچنان «خاموش» تلقی شود، ممکن است در آیندهای نزدیک با صدایی بسیار بلندتر از نیمهشب خیابان ولدخانی، خود را به همه یادآوری کند.



