عصرشهروند یک پیشنهاد بحثبرانگیز را بررسی کرد:
تهران به منطقه آزاد نیاز دارد یا گمرک کارآمد؟
طرح ایجاد «منطقه آزاد در تهران» با هدف تسهیل ترخیص اتوبوسها و تجهیزات حملونقل شهری مطرح شده است؛ پیشنهادی که از نگاه بسیاری از کارشناسان نهتنها با فلسفه مناطق آزاد همخوانی ندارد، بلکه میتواند به پیچیدگیهای مدیریتی و اقتصادی تازهای نیز منجر شود.

به گزارش عصرشهروند، اظهارات اخیر رئیس شورای شهر تهران درباره ایجاد یک منطقه آزاد در پایتخت برای تسهیل ترخیص اتوبوسها و تجهیزات حملونقل شهری، بار دیگر بحث کارکرد واقعی مناطق آزاد در اقتصاد ایران را به میان آورده است. در حالی که هدف اصلی از تأسیس مناطق آزاد در بسیاری از کشورها توسعه صادرات، جذب سرمایهگذاری خارجی و ایجاد قطبهای صنعتی و تجاری بوده، در ایران طی سالهای اخیر این مناطق اغلب با کارکردهایی متفاوت تعریف شدهاند. اکنون طرح ایجاد منطقه آزاد در تهران نیز با چنین پرسشهایی روبهرو است: آیا پایتخت اساساً به منطقه آزاد نیاز دارد؟ آیا ایجاد چنین ساختاری میتواند مشکل واردات تجهیزات حملونقل عمومی را حل کند؟ یا آنکه مسئله اصلی به ساختارهای گمرکی و لجستیکی کشور بازمیگردد؟ بررسی این پرسشها نشان میدهد که شاید راهحل واقعی در جای دیگری قرار داشته باشد. ( اینجا بخوانید : چمران از ایجاد منطقه آزاد در تهران خبر داد )
طرحی که بحث تازهای را در مدیریت شهری آغاز کرد
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، بهتازگی از طرحی خبر داده که بر اساس آن قرار است یک منطقه آزاد در تهران ایجاد شود تا فرآیند ترخیص تجهیزات حملونقل شهری از جمله اتوبوسها تسهیل شود. به گفته او، در این طرح اتوبوسهای وارداتی بهجای آنکه در بنادر کشور ترخیص شوند، مستقیماً به منطقه آزاد تهران منتقل شده و در همان محل مراحل گمرکی خود را طی خواهند کرد.
چمران هدف از این طرح را کاهش پیچیدگیهای اداری و تسهیل فرآیند واردات تجهیزات مورد نیاز مدیریت شهری عنوان کرده است. او معتقد است ایجاد چنین منطقهای میتواند بخشی از بار اداری و بروکراسی موجود را کاهش دهد و روند تأمین ناوگان حملونقل عمومی را سرعت ببخشد.
با این حال، همین اظهارات بلافاصله موجی از پرسشها و انتقادها را در میان کارشناسان اقتصادی و شهری ایجاد کرده است؛ زیرا بسیاری معتقدند چنین طرحی نه با فلسفه شکلگیری مناطق آزاد سازگار است و نه لزوماً مشکل موجود را حل میکند.
فلسفه ایجاد مناطق آزاد چیست؟
برای درک بهتر این بحث، ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که اساساً مناطق آزاد اقتصادی با چه هدفی ایجاد میشوند.
در ادبیات اقتصادی، مناطق آزاد مناطقی هستند که در آنها قوانین تجاری، مالیاتی و گمرکی نسبت به سرزمین اصلی تسهیل شده تا شرایطی مناسب برای جذب سرمایهگذاری خارجی، توسعه صادرات و رشد فعالیتهای صنعتی و تجاری فراهم شود. در بسیاری از کشورها این مناطق به عنوان موتورهای توسعه اقتصادی شناخته میشوند.
مناطق آزاد معمولاً در نزدیکی مرزها، بنادر یا مسیرهای اصلی تجارت بینالمللی ایجاد میشوند. هدف از این انتخاب جغرافیایی آن است که این مناطق بتوانند نقش دروازههای تجاری کشور را ایفا کنند و ارتباط میان اقتصاد داخلی و بازارهای جهانی را تقویت کنند.
به همین دلیل، کمتر کشوری را میتوان یافت که در قلب پایتخت یا در یک کلانشهر بزرگ داخلی اقدام به ایجاد منطقه آزاد اقتصادی کند. زیرا چنین مناطقی اساساً برای تسهیل تجارت خارجی و فعالیتهای صادراتی طراحی شدهاند، نه برای حل مسائل اداری یک شهر.
آیا تهران اساساً به منطقه آزاد نیاز دارد؟
با توجه به این تعریف، پرسش مهمی که مطرح میشود این است که آیا تهران اساساً به منطقه آزاد نیاز دارد؟
تهران به عنوان پایتخت سیاسی و اداری کشور، خود مرکز تصمیمگیریهای اقتصادی و مقر بسیاری از سازمانهای دولتی است. بخش قابل توجهی از فعالیتهای اقتصادی کشور نیز در این شهر متمرکز شده است.
در چنین شرایطی، ایجاد یک منطقه آزاد در داخل تهران نهتنها با فلسفه اصلی مناطق آزاد همخوانی ندارد، بلکه میتواند به تمرکز بیشتر فعالیتهای اقتصادی در پایتخت نیز دامن بزند؛ موضوعی که طی سالهای گذشته همواره یکی از چالشهای برنامهریزی توسعه در کشور بوده است.
کارشناسان توسعه منطقهای معتقدند مناطق آزاد باید در مناطقی ایجاد شوند که نیازمند رونق اقتصادی هستند یا میتوانند به دروازههای صادراتی کشور تبدیل شوند. به همین دلیل مناطقی مانند کیش، قشم، چابهار یا اروند برای این منظور انتخاب شدهاند.
در مقابل، تهران نهتنها از نظر زیرساختی و اقتصادی توسعهیافتهترین شهر کشور محسوب میشود، بلکه با مشکلاتی مانند تراکم جمعیت، آلودگی هوا و فشار بر زیرساختهای شهری نیز مواجه است.
مشکل اصلی: بروکراسی گمرکی
اگر هدف از طرح ایجاد منطقه آزاد در تهران تسهیل فرآیند ترخیص اتوبوسها و تجهیزات حملونقل عمومی باشد، بسیاری از کارشناسان معتقدند مسئله اصلی در جای دیگری قرار دارد: ساختار پیچیده و زمانبر فرآیندهای گمرکی.
در حال حاضر بسیاری از کالاهای وارداتی پس از ورود به کشور باید مراحل متعددی از تشریفات گمرکی، اداری و نظارتی را طی کنند. این فرآیندها گاهی زمانبر هستند و میتوانند باعث تأخیر در تحویل کالا شوند.
اما راهحل چنین مشکلی لزوماً ایجاد یک منطقه آزاد جدید نیست. در بسیاری از کشورها برای حل این مسئله از ابزارهایی مانند ایجاد گمرکات تخصصی یا مراکز لجستیکی منطقهای استفاده میشود.
به بیان سادهتر، اگر هدف تسهیل ترخیص تجهیزات حملونقل عمومی است، ایجاد یک گمرک منطقهای یا تخصصی میتواند راهکاری منطقیتر و کمهزینهتر باشد.
گمرک منطقهای؛ راهکاری سادهتر و مؤثرتر
کارشناسان حوزه لجستیک معتقدند ایجاد گمرک منطقهای برای تجهیزات حملونقل شهری میتواند به شکل قابل توجهی فرآیند واردات این تجهیزات را تسهیل کند.
در چنین مدلی، کالاهای مرتبط با ناوگان حملونقل شهری پس از ورود به کشور به یک مرکز مشخص منتقل میشوند و تمام مراحل گمرکی، بازرسی و ترخیص در همان محل انجام میشود. این ساختار نهتنها روند اداری را سادهتر میکند، بلکه هزینههای لجستیکی را نیز کاهش میدهد. برخلاف منطقه آزاد، ایجاد یک گمرک منطقهای نیازمند تغییرات گسترده در قوانین اقتصادی یا تجاری کشور نیست و میتواند با استفاده از زیرساختهای موجود نیز اجرا شود.
به همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند پیشنهاد ایجاد منطقه آزاد در تهران بیش از آنکه یک راهکار عملیاتی باشد، یک برداشت نادرست از ماهیت مناطق آزاد است.
آپرین؛ ظرفیتی که کمتر دیده میشود
نکته مهم دیگر این است که در حال حاضر نیز زیرساختهایی برای انجام چنین فعالیتهایی در اطراف تهران وجود دارد. یکی از مهمترین این ظرفیتها، منطقه لجستیکی «آپرین» در اسلامشهر است.
آپرین یکی از بزرگترین مراکز لجستیکی کشور به شمار میرود که برای مدیریت حملونقل ترکیبی و فعالیتهای گمرکی طراحی شده است. این منطقه دارای فضای مناسب برای انبارداری، ترخیص کالا و انجام فرآیندهای لجستیکی است.
علاوه بر این، یکی از مهمترین مزیتهای آپرین اتصال آن به شبکه ریلی کشور است. خط راهآهن به داخل این منطقه وارد میشود و امکان انتقال مستقیم کالا از بنادر به این مرکز لجستیکی وجود دارد. این ویژگی دقیقاً همان چیزی است که برای انتقال تجهیزات بزرگی مانند واگنهای مترو یا اتوبوسهای وارداتی مورد نیاز است.
چرا آپرین گزینه مناسبتری است؟
با توجه به زیرساختهای موجود، بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر هدف تسهیل فرآیند ترخیص تجهیزات حملونقل شهری باشد، استفاده از ظرفیتهای آپرین منطقیتر از ایجاد یک منطقه آزاد جدید است.
در این مدل، تجهیزات وارداتی میتوانند پس از ورود به بنادر کشور از طریق شبکه ریلی به مرکز لجستیکی آپرین منتقل شوند. سپس تمام مراحل گمرکی و ترخیص در همین محل انجام شود.
این روش چند مزیت مهم دارد. نخست آنکه نیاز به ایجاد ساختار جدید و پیچیدهای مانند منطقه آزاد را از بین میبرد. دوم آنکه از زیرساختهای موجود کشور استفاده میکند و هزینههای سرمایهگذاری را کاهش میدهد. همچنین نزدیکی آپرین به تهران باعث میشود که انتقال تجهیزات به ناوگان شهری نیز با سرعت بیشتری انجام شود.
خطر گسترش مناطق آزاد بدون هدف مشخص
طرح ایجاد منطقه آزاد در تهران همچنین یک نگرانی دیگر را نیز مطرح میکند؛ گسترش بیبرنامه مناطق آزاد در کشور.
در سالهای گذشته تعداد مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در ایران افزایش قابل توجهی داشته است. با این حال بسیاری از گزارشهای کارشناسی نشان میدهد که عملکرد برخی از این مناطق با اهداف اولیه فاصله دارد. به جای آنکه این مناطق به مراکز صادراتی و صنعتی تبدیل شوند، در برخی موارد بیشتر به مراکز واردات کالا یا فعالیتهای تجاری داخلی تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، ایجاد یک منطقه آزاد جدید آن هم در پایتخت میتواند این نگرانی را ایجاد کند که مفهوم مناطق آزاد بیش از پیش از اهداف اصلی خود فاصله بگیرد.
مسئله اصلی؛ مدیریت کارآمدتر فرآیندها
آنچه از بررسی این موضوع برمیآید آن است که مسئله اصلی نه کمبود مناطق آزاد، بلکه نیاز به مدیریت کارآمدتر فرآیندهای لجستیکی و گمرکی در کشور است. اگر فرآیندهای اداری پیچیده سادهسازی شوند و مراکز لجستیکی موجود به شکل مؤثرتری مورد استفاده قرار گیرند، بسیاری از مشکلات فعلی قابل حل خواهد بود.
در این میان، استفاده از ظرفیتهایی مانند مرکز لجستیکی آپرین و ایجاد گمرکات تخصصی میتواند راهکاری عملیتر و سریعتر برای حل مشکلات واردات تجهیزات حملونقل عمومی باشد.
پیشنهاد ایجاد منطقه آزاد در تهران با هدف تسهیل ترخیص اتوبوسها و تجهیزات حملونقل شهری، اگرچه در ظاهر به دنبال حل یک مشکل اجرایی است، اما با پرسشهای جدی اقتصادی و مدیریتی مواجه است. مناطق آزاد در جهان با هدف توسعه تجارت خارجی و جذب سرمایهگذاری ایجاد میشوند و معمولاً در نزدیکی مرزها و بنادر قرار دارند، نه در قلب پایتختها.
از سوی دیگر، زیرساختهایی مانند مرکز لجستیکی آپرین در اطراف تهران وجود دارند که میتوانند نقش مهمی در تسهیل فرآیندهای گمرکی ایفا کنند. بنابراین شاید به جای ایجاد یک منطقه آزاد جدید، تمرکز بر استفاده بهتر از این ظرفیتها و اصلاح ساختارهای گمرکی، راهکاری منطقیتر و کارآمدتر باشد.
در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، انتخاب راهحلی است که بتواند با کمترین هزینه و بیشترین کارایی، مشکل تأمین و ترخیص تجهیزات حملونقل شهری را حل کند؛ راهحلی که لزوماً در قالب «منطقه آزاد در تهران» خلاصه نمیشود.



