انیمیشنی علیه سیاست های ترامپ

به گزارش عصر شهروند ، «کوکو» نقطهای است که بالاخره فرمول «پیکسار» نشانههایی جدی از قابل پیشبینی شدن را از خود بروز میدهد. فرمول داستانگویی «پیکسار» که آنها را به اینجا رسانده خیلی معروف است. برخلاف کارتونهای «دیزنی» که موضوعهایشان تقریباً بلااستثنا به عشق و عاشقی در دنیاهای فانتزی قرون وسطایی خلاصه شده بود، یکی از دلایلی که «پیکسار»
به جایگاه امروزش رسیده به خاطر این بود که با هر فیلمش به موضوع جدیدی میپرداخت که معمولاً کمتر از فیلمهای کودکانه غربی سراغ داشتیم. از «داستان اسباببازی»
(Toy Story) که به جای یک جادوگر تماماً سیاه، «وودی» را به شخصیت منفی اصلیاش تبدیل میکند تا «وال-ایی» (Wall-E) که مباحث جامعهشناسی عمیقی را در خود گنجانده است و «شگفتانگیزان» (The Incredibles) که شاید بهترین فیلم ابرقهرمانی سینما و بهترین فیلم خانوادگی سینما باشد. همه این فیلمها دنیاهای منحصربهفرد و سوژههای خاص خودشان را دارند. حتماً دلیلی دارد که فیلمهایی که میخواهند از روی دست «پیکسار» کپی کنند همیشه بهطرز فاحشی لو میروند(البته مگر اینکه «زوتوپیا» باشند!). به گزارش زومجی، «کوکو» اگرچه اولی را دارد اما در فراهم کردن دومی که از قضا عنصر اصلی نیز هست ناامیدکننده ظاهر میشود. اگرچه دنیایی دارد که شاید شخصاً دوست داریم بیشتر از دیگر دنیاهای «پیکسار» در آن وقت بگذرانیم؛ اما از داستان و شخصیتهایی قوی برای بهره بردن از این دنیا و استخراج ظرفیتهایش بهره نمیبرد.
مشکل این نیست که «کوکو» از لحاظ داستانگویی مرتکب اشتباهات نابخشودنی و بزرگی میشود، مشکل این است که شاید برای اولینبار در تاریخ «پیکسار» در حال تماشای «کوکو» میتوانستیم پشتصحنه آن را ببینیم. میتوانیم مرحله به مرحله تغییر و تحولهای داستانی را از مدتها قبل پیشبینی کنیم. همه میدانیم که «پیکسار» از فرمول خاص خود برای فیلمسازی استفاده میکند؛ فرمولی که گرچه در معرض دید عموم است اما هرکسی جز خودشان توانایی اجرای دقیق آن را ندارد. اگرچه این فرمول در تکتک فیلمهای آنها تکرار شده است و ستون فقرات تمام داستانهایشان را تشکیل میدهد، ولی «پیکسار» همیشه با ظرافت به خرج دادن، راهی برای مخفی کردن ستون فقرات یکسان فیلمهایش پیدا میکند. شاید تنه درخت همه فیلمها یکی باشد، اما هرکدام شاخ و برگها و میوههای متفاوتی دارند که آنها را از هم متمایز میکند. «کوکو» اما درختی است که شاخ و برگهای درختانِ کهنتر را قرض گرفته است و میوه جدیدی نمیدهد. نتیجه این شده که تماشای «کوکو» مثل تماشای نسخه اولیه فیلمنامهای نیمهکاره میماند. فیلمنامه در حالی که شکل واقعیاش را پیدا کرده، اما هنوز جزئیات خاص خودش برای تبدیل شدن به اثری متفاوت از آثار قبلی استودیو را کم دارد. نشست «بیمعنایی فلسفه سیاست در جهان کوکو» به همت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد. در این نشست پس از نمایش فیلم، آقای کمیل سوهانی، پژوهشگر رسانه، طی سخنانی به نقد و بررسی این فیلم پرداخت.
امکان تخیل امر جدید در جهان کوکو
کادر سیاستگذار و تصمیمگیر اسکار و هالیوود متعلق به بدنه لیبرال-دموکرات آمریکا بوده و در برخی موقعیتها «ژست»های سیاسی ایشان بر جنبههای علمی و هنری آکادمی غلبه میکند. این انیمیشن چه در مرحله تولید، چه در مرحله جایزه گرفتن، شورشی است از سمت هالیوود و اسکار بر علیه سیاستهای مهاجرستیزی ترامپ. هر کمپانیِ تولید محصولات فرهنگی یک سری خطمشی و سیاستهای کلی دارد که از مسیر طی شدهاش در زمینه تولید میتوان به آن سیاستها پیبرد. کمپانیهای تولید انیمیشن در آمریکا هرچند سال یکبار به سه دلیل عمده به سراغ داستانهایی از فرهنگهای دیگر میروند. دلیل اول تنوع، دلیل دوم جذابیت و دلیل سوم افزایش دامنه فروش است. اما نکته مهم در اینباره چگونگی پرداختن به این داستانها است.
در هالیوود سیاستِ رفتن به سراغ داستانهای دیگران همواره با نوعی بهرهکشی و مصادره فرهنگی همراه است؛ یعنی گرفتن اجزا و شخصیتها و جذابیتهای داستانی و پوشاندن لباس هویت و ارزشهای آمریکایی بر تن آنها. شعار اصلی این انیمیشن که در تبلیغات پس از تولید فیلم نیز به شکل گستردهای آمد، جمله -seize your moment است، یعنی: آن، لحظه و رؤیای خود را دریاب.
با توجه به این شعار است که قهرمانِ فیلم سفری از موقعیت «هیچ» به سمت رویای خود را آغاز میکند. این فیلم اساساً فیلمی است در ستایش استیج و سفر قهرمان از یک استیج محقر به یک استیج باشکوه ؛ فرار از پشتبام اقتصاد تولیدی خانوادگی به اقتصاد مصرفی استیج، تَلِنتشو و ستاره شدن. شاید برخی با این استدلال که فیلم دعوت به تعهد به خانواده و پیگیری استعدادهای شخصی میکند، آن را فیلمی اخلاقی بدانند، همچنین ممکن است عدهای فیلم را به خاطر اشاره به جهان پس از مرگ و ارتباط اعمال این جهانی با نتایج آن جهانی، دینی بدانند؛ اما حقیقت این است که این فیلم بیش از خانواده و استعداد، الگوی ستاره شدن را در ناخودآگاه کودک نهادینه میکند؛ الگویی که دعوت به کندن از موقعیت هیچ و پیوستن به ستارههای موفقِ پولدار و مشهور میکند، البته این بار دعوتی در لباس پیگیری استعدادهای شخصی و ستایش موسیقی و خانواده؛ جامعهای که الگوی ستاره شدن در آن نهادینه شود، افرادش به اتمهای جداگانهای تبدیل میشوند که هریک به دنبال موفقیت و بهبود وضعیت فردی خویش هستند. در چنین وضعیتی که اگر کسی به رؤیای خود دست نیافت، تنها به دلیل تنبلی و کاهلی خودش بوده و نه محصول شرایط غیرانسانیِ ساختارهای ناعادلانه اقتصادی و اجتماعی؛ در چنین جامعهای کسی به دنبال اصلاح ساختارهای تولیدکننده نابرابری نخواهد بود و کندن از موقعیت پایین و رفتن به موقعیت موفقیت غایت همه کنشهای اجتماعی میشود. در چنین شرایطی است که امر و کنش سیاسی بیمعنا میشود.
از طرفی نقطه آغاز عزیمت از امر مستقر به سمت امر جدید خیال است و در جایی که به رابطه خیال و واقعیت بیندیشیم، سینما و انیمیشن پررنگ میشود. سینما میتواند در مبادی خیال نشسته و واقعیت پس از خیال را شکل دهد. وقتی دورترین سرزمینهای خیال انسان به تسخیر امر مستقر درآید، زایش امر جدید ناممکن شده و بدین ترتیب شاهد بیمعنایی فلسفه سیاسی خواهیم بود. در چنین جهانی هیچ اندیشه نوینی که نویددهنده شیوه متفاوتی از زندگی جمعی انسان باشد، زاده نخواهد شد. این انیمیشن از یک طرف با نهادینه کردن الگوی ستاره شدن کنش سیاسی را بیمعنا کرده و از طرف دیگر با به تسخیر درآوردن دورترین سرزمینهای خیال انسان؛ یعنی جهان پس از مرگ، به نفع نظم مستقر، فلسفه سیاسی را بیمعنا میکند. بدین ترتیب سرمایهداری نهتنها خود را یگانه نظام اقتصادی و سیاسی مرئی در جهان معرفی میکند، بلکه امکان تخیل یک بدیل مناسب را نیز مسدود میکند. کودکانی که با کوکو بزرگ میشوند، شهروندان و مصرفکنندگان خوب و سربهزیری برای جهان سرمایهداری خواهند بود.
منبع : آخرین خبر



