جنوبی در میان مافیا

حتی در آخرین لحظات هم عدهای از هواداران یووه منتظر بودند تا ناگهان ورق برگردد و پپ گواردیولا به تورین بیاید که خب این موضوع با وجود شانتاژ رسانههای طرفداران یووه تنها یک جریانسازی برای تحت فشار قرار دادن باشگاه بود و بس. اما آنطور که مشخص است مدیران یوونتوس از مدتها قبل تصمیمشان را برای استخدام ساری گرفته بودند و حالا این موضوع نهایی شده. البته همان عدهای که معتقد بودند گواردیولا روی نیمکت یووه خواهد نشست، اکنون میگویند که استخدام ساری مقدمهای برای حضور پپ است! یعنی اینکه سبک بازی همیشگی یووه از آن حالت تدافعی خارج شده و آنها با پاسکاری و سبک بازی هجومی هم آشنا میشوند. اما حتی اگر قرار باشد ساری یک روز هم روی نیمکت یووه بنشیند باید مراقب رعایت کردن خیلی چیزها باشد.
بایدها
در 60 سالگی ساری اولین جام دوران مربیگریاش را کسب کرد. این موضوع در قواره یک مربی که بخواهد چمپیونزلیگ را به دست بیاورد نیست. در واقع اگر بنا به کسب اسکودتو باشد که آنیلی و پاراتیچی دیوانه نبودند که ماسیمیلیانو آلگری را اخراج کنند! اما مشکل اینجاست که ساری تا به حال اسکودتو را هم کسب نکرده است. یعنی او در کل دوران مربیگریاش که به 2 دهه هم نمیرسد، تنها سال گذشته با چلسی فاتح لیگ اروپا شد. اما نباید تنها نیمه خالی لیوان را دید. او با ناپولی بهترین نتایج تاریخ باشگاه را گرفت، هرچند که نتوانست در راه کسب اسکودتو یوونتوس بسیار مجهزتر را شکست دهد اما بیشترین امتیازات تاریخ باشگاه را کسب کرد و به نوعی به جنوبیها ثبات بخشید. در چلسی هم در اولین سال مربیگری در خارج از ایتالیا نتایج بدی نگرفت؛ تیم را به فینال جام اتحادیه رساند، سهمیه مستقیم لیگ قهرمانان را با حضور در رتبه سوم جدول به دست آورد و البته با اقتدار قهرمان لیگ اروپا شد؛ آن هم در شرایطی که چلسی و بازیکنانش به هیچ عنوان به سبک بازی ساری آشنایی نداشتند و این موضوع در مقاطعی از فصل باعث کسب نتایج ضعیف و به تبع آن خشم هواداران شد. در یووه هم اوضاع اگر بدتر نباشد، بهتر نیست. پس از سالها آقایی در ایتالیا حالا هواداران بانوی پیر میخواهند شاهد موفقیت تیمشان در اروپا آن هم پس از بیش از 2 دهه باشند و اگر ساری در این مسیر کمی لغزش کند، آنگاه باید منتظر اتفاقات ناگواری باشد. او باید تمرکز خود را روی کسب جام قرار دهد؛ بخصوص اروپایی. این همه کاری است که از ساری در تورین انتظار میرود.
نبایدها
ساری اهل ناپل است و بارها در ستایش مردم آن و البته تیم محبوبش صحبت کرده. او حتی در روزهایی که به یووه بسیار نزدیک بود، باز هم از زادگاهش گفت و اینکه همیشه دلش برای ناپل تنگ میشود. حالا تصورش را کنید که او روی نیمکت یوونتوس از این صحبتها انجام دهد. چه اتفاقی رخ میدهد؟ دشمنی یووه و ناپولی در سالیان اخیر و به خصوص از زمان حضور ساری روی نیمکت پارنتوپی شدت گرفته و حالا تبدیل به یک جنگ تمامعیار شده است. نه اینکه ساری شخصیت جنگجویی داشته باشد اما به هر حال با اوجگیری ناپولی آنها به نخستین دشمن یووه تبدیل شدند و در این بین حواشی که اولیود دیلورنتیس به عنوان مالک باشگاه به وجود آورد به این آتش دامن زد. حالا ساری میداند که نباید از شهر زادگاهش انتظار استقبال خوبی داشته باشد پس حالا که این خاطرات فراموش شده، او باید حداقل تلاش کند تا یووهایها را راضی نگه دارد. یک نکته دیگر؛ ساری میتواند بار دیگر در کنار رختکن سیگار بکشد اما باید پوشیدن گرمکن را فراموش کند که هواداران بینکونری روی خوشپوشی مربیشان بسیار حساسند.
منبع:



