فرهنگ و هنر
حکایت دلدادگی پرستو صالحی

آفتابگردانها هیچ وقت به خورشید عادت نمی کنند و هر شب در هول و هراس اند مبادا صبح خورشید از مشرق بیدار نشود.
دسته جمعی دعا می کنند و هی به شانه هم می زنند که درست می شود و لازم باشد اشکِ هم را پاک می کنند.
حکایت دلدادگی من به شما حکایت دل دادن آفتابگردان است به خورشید. تنها، در کوچه شما روییده ام؛ ای کاش بیشتر از این حرفها بر من دل می سوزاندید چرا که اولا از نعمت همسایگی رفیق در پرستش آفتاب محرومم؛ ثانیا می خواهم سر به تن هیچ آفتابگردانی در حوالی خورشید شما نباشد . . .
#محمد_صالح_علا .



