ارتقا جامعه مدنی با برنامهریزی و بودجه ریزی مشارکتی در شهر
برای پیشبرد اقدامات اجرایی توسعه محور، دولتها نیازمند تهیه طرح و برنامه های هدف مند هستند. این برنامه ها در اقع مبانی نظری را فراهم میکنند تا بر مبنای آن اولا وضعیت موجود در تمامی ابعاد به تفصیل بررسی و مستند و در گام بعدی وضعیت مطلوب با توجه به ساختار جامعه و امکانات موجود اعم از فرصتها و کمبودها ترسیم شود.

عصر شهروند –در حال حاضر در بسیاری از کشورهای جهان، مبانی نظری تهیه طرحهای توسعه، بر چارچوب طرحهای راهبردی استوار است و جهت گیری اساسی طرح بر مشارکت مردمی و نهادهای مردمی و انطباق با خواستهای جامعه است. تغییر از معیارهای کاربری اراضی و فیزیکی به سمت مجموعه ای از مولفه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی صورت گرفته و تغییر روش عوامل فنی به سمت عوامل سیاسی مشارکت در طرح ریزی و سیاست گذاری و نهادهای محلی از تغییرات اساسی در مبانی نظری تهیه طرح های توسعه شهری کشورهای توسعه یافته بوده است. این تغییر راهبرد قطعا بدون مشکل و چالش نبوده و نخواهد بود. متعهد شدن به مفهوم انتزاعی مشارکت عمومی یک چیز است و اجرای آن، چیزی دیگر است. زمانی که تلاش میشود مفهومی که بهتدریج و هماهنگ با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشورهای توسعهیافته شکل گرفته است، در کشورهای در حال توسعه و بدون توجه به ویژگیهای محیطهای برنامهریزی این جوامع به همراه انبوهی از مسائل و مشکلات نظیر فقر، شهرنشینی سریع، ناکارآمدی در ارائه خدمات و ضعفهای زیرساختی و نهادی و جز آن بهکارگرفته شود، موفقیتهای قابل توجهی حاصل نمیشود. امکان مشارکت در ساختار چنین محیطهایی دشوار، مستلزم اصلاح رویهها و ساختارهای موجود است که راهکاری بلندمدت محسوب میشود ـو یا اینکه با تکیه بر نقش کلیدی برنامهریزان، استفاده حداکثری از ظرفیتهای مشارکت شهروندان در ساختارها و رویههای کنونی امکانپذیر شود.
مشارکت مفهوم جدیدی نیست و ریشه های آن را میتوان در دولت شهرهای یونـان باستان جستجو کرد، اما سابقه تفکرات مشارکت جویانه در حوزه تصمیم گیری شهری به منشور آتن (۱۹۳۳ ) برمیگردد، ولی ظهور عینی آن از دهه۸۰ مشاهده میشود، به خصوص به دنبال بهبود نسبی شاخصهای اقتصادی که توجه به کیفیت شهر، در نتیجه فشار از پایین اوج گرفت. مشارکت درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیتهای گروهی است که آنان را بر می انگیزد تا برای دسـتیابی بـه هـدفهای گروهـی یکـدیگر را یـاری داده، در مسؤولیت کار شریک شوند. این درگیری ذهنی مستلزم کنش اجتمـاعی؛ یعنـی حـالات فکری، احساسی و رفتاری افراد است که جهت گیری آنهـا براسـاس الگوهـای جمعـی ساخت یابی شده است.
با وجود تمام مشکلات ، نتایج مثبت پیوستن شهروندان به فرایند برنامهریزی انکارناپذیر است، از بهبود کیفیت تصمیم ها تا کاهش هزینه که با توجه به کسری منابع در شهرداری تهران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از دیگر مزیتهای این مهم، اجماع سازی به معنی ایجاد توافق و پیمان طولانی مدت و منسجم بین گروههای مختلف، افزایش سهولت اجرا به دلیل ایجاد احساس مالکیت تصمیمات در بین مردم، جلوگیری از بدترین حالت برخوردها (مشارکت عمومی برای گروه ها فرصت ابراز خواست ها و نگرانی هایشان را بدون دشمنی فراهم می آورد)، حفظ اعتبار و مشروعیت.( تصمیم گیری شفاف سبب می شود مردم از دلایل تصمیم های اخذ شده آگاهی یابند)، پیش بینی نگرش ها و نگرانی های عمومی و ارتقا جامعه مدنی است.
احصای نیازهای شهر بر مبنای سطوح خرد شهر (محلات شهری) و برنامـه ریـزی مردم محور در راستای استفاده بهینه از سرمایه های انسانی، اجتماعی، کالبـدی، اقتصـادی و… که به بهبود شرایط اجتماعی اقتصادی، زیست – محیطی درسطوح بالاتر منجر خواهد شد، از اولویت کایی برنامه ریزان شهری است.
مثلا در منطقه پنچ شهرداری تهران، برمبنای روش بودجه ریزی مشارکتی با رویکرد استراتژی تعاملی و برنامه ریزی عملیاتی از پایین به بالا ، از ابتدای آذر ماه سال ۱۳۹۸ بیش از ۳۵ جلسه با کنشگران محلی (شورایاران ، مدیران محلات ، مسئولین دفاترتوسعه محله ای ) در راستای احصا نیاز های محلات برگزار شد که تجربیات بسیار ارزشمندی به دنبال داشت.
بدیهی است که چنین تجربه ای بدون اشکال نخواهد بود و تامین رضایت تمام ذی نفعان در این راستا غیر ممکن است؛ اما هدف از چنین رویکردی، عمل گرایی در عرصه کارهای سخت و اموری است که با وجود فراهم بودن زمینه های علمی و تجارب سایر کشورها ورود به آن در کشور ما به نظر سخت و ناممکن میرسد. کسب تجربه های بومی و گذر از موانع در گام های اولیه می تواند ما را در برداشتن استوارتر در گامهای بعدی رهنمون سازد. در نهایت، هدف مدیران و کارشناسان، جستن راههای نوین برای ارتقا کیفیت زندگی در شهر تهران با مشارکت شهروندان است./منبع



