استراماچونی و کالدرون، تعمیرکار یا تعویضکار؟

دورههایی در دهه ۸۰ جدلی سخت در فوتبال ایران درگرفته بود. بین این دو ایده کلی که مربی ایرانی یا مربی خارجی؟ این جدل البته در فوتبال ایران قدمتی تاریخی دارد اما در دهه ۸۰ روزنامههای ورزشی به سختی درگیر این بحث شده بودند. مخالفان و موافقان مربی خارجی هر روز مینوشتند. یک گروه واپسگرا لقب گرفته بود و گروه دیگری روزآمد، غافل از اینکه اساسا بحث نباید اینقدر بر اساس کلیات درمیگرفت. جدلی سخت و کشدار بود اما بر سر موضوعی که شاید آن همه بحث لازم نداشت. البته شاید همان جدلها در مطبوعات تجربههایی در یک دوران بود، برای اینکه فوتبال ایران آسانتر و بیهیچ بحث و جدلی مربی خارجی استخدام کند، راهی برای بیشتر دانستن و ساختن فوتبالی بهتر. درباره قدمت این جدل همین کافی است که بنویسیم مهدی دری، نویسنده و سردبیر کیهان ورزشی در اوایل دهه ۵۰ هم مینوشت که به جای مربی خارجی توپ بخرید. حرف او مخالفت با استخدام مربی خارجی نبود اما از فقر امکانات در فوتبالی حرف میزد که دچار تصوری شاید غلط شده بود، تصور اینکه با مربی خارجی همه چیز را میسازد.
همین عطش هفتههای اخیر استقلال و پرسپولیس را ببینیم. آنها انگار هیچ راهی پیش روی خود نمیدیدند جز اینکه با یک مربی خارجی قرارداد ببندند. هم استقلال و هم پرسپولیس دستپاچه بودند برای اینکه هر چه زودتر پای یک قرارداد را با مربی جدید خارجی امضا کنند. انگار که این قرارداد تنها راه برای ادامه بود.
استقلال با استراماچونی شروع کرد و پرسپولیس با کالدرون. هیجان اما تازه شروع شده است. تصمیمات این مربیان هر کدام میتواند بحثبرانگیز باشد. در میان شایعهها و خبرها، هم کالدرون دست به کار شده و هم استراماچونی. کنار گذاشتنها و انتخابها شروع شده و نظرات هم مقابل نظرات این مربیان خودنمایی میکنند. استراماچونی و کالدرون ساختن تیم خود بر اساس ایدههای خود را شروع کردهاند و شاید اخراجها و انتخابهای آنها موضوع بحث هر روز ما شود اما فراموش نکنیم که مربی خوب از روز اول اثر میگذارد، از روز اول تصمیم میگیرد، انتخاب میکند و در تصمیم گرفتن سختگیر و جدی است.
در میان همان جدلهای قدیمی مربی خارجی یا مربی ایرانی، یک بحث دیگر نیز همیشه داغ بود: ما مربی خارجی استخدام میکنیم که مثل ما تصمیم بگیرد یا او را استخدام میکنیم تا بر اساس تصمیمات و سلیقه و دانش او تیم بسازیم؟ اگر گزینه دوم مد نظر ماست، باید با استراماچونی و کالدرون در هر تصمیم همراه شد. حالا که فوتبال ایران حتی در اوج بحرانهای اقتصادی عطش استخدام مربی خارجی دارد، حالا که به جای توپ مربی میلیون دلاری استخدام میکند (و البته هنوز از پرداخت مطالبات مربیان پیشین عاجز است)، باید بهترین و بیشترین بهره را از مربیان ببریم و برای این بهره بیشتر راهی نیست جز سپردن پروژه تیمسازی به کالدرون و استراماچونی و اعتماد به سلیقه و روش آنها.
شایعهها و خبرهای اخراجها را شنیدهاید؟ بعضی شایعهها و خبرها متعجبتان میکند؟ این تعجب کردنها آیا هر چه بیشتر باشند، معنای بهتری دارند؟ یعنی کالدرون و استراماچونی بیشتر و بهتر دنبال تغییر و تحولاند؟
نمیدانیم. مربیگری اما تعمیرکاری هم هست، یعنی فقط با اخراج و استخدام بازیکن که اسمش تعویضکاری است، تیم ساخته نمیشود. مربیان در بازیکنان باید تغییر پدید آورند و این کار سختتری است که بسیاری از مربیان کنار گذاشتهاند یا از پس آن برنمیآیند. باید ببینیم استراماچونی در استقلال و کالدرون در پرسپولیس از کدام دسته هستند، آمدهاند در بازیکنان تغییر ایجاد کنند و بسازند یا آمدهاند نام بازیکنان را تغییر دهند؟
در استقلال و پرسپولیس دوران تازهای را با مربیان خارجی پیشرو داریم. تصمیمات آنها و روش کارشان فردای این دو تیم را میسازد. بازهم درباره چگونگی کار مربیان خارجی تازهکار در فوتبال ایران میتواند جدلهای داغ ساخته شود، بحث در بگیرد و نتیجهاش شاید تجربههای تازه باشد. دربی تهران شروع شده است، با هر تصمیم از کالدرون و استراماچونی. در ورزش به این آغاز به کار میگویند: آنها لخت شدهاند.
منبع: ایران ورزشی



