اظهارات تازه زاکانی ؛ از شعار تا عملکرد
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در اظهارنظری تازه اعلام کرده است که اگر معیشت مردم تهران به مدیریت شهری سپرده شود، میتواند هزینههای زندگی را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. وعدهای که از نگاه کارشناسان اقتصادی، نه تنها از نظر علمی و ساختاری ناممکن است، بلکه در شرایط فعلی بیشتر شبیه به یک نمایش رسانهای در آستانه پایان عمر شورای ششم تهران به نظر میرسد.

به گزارش عصرشهروند، اظهار اخیر علیرضا زاکانی، شهردار تهران، مبنی بر اینکه اگر معیشت تهران به مدیریت شهری سپرده شود، میتواند ۳۰ درصد هزینههای زندگی شهروندان را کاهش دهد، واکنشهای گستردهای در محافل کارشناسی و رسانهای برانگیخته است. این وعده در حالی مطرح میشود که تجربه عملکرد شهرداری در حوزههایی مانند ساماندهی معتادان، ساخت مسکن و بازسازی بافتهای آسیبدیده شهری، تصویر چندان امیدوارکنندهای ارائه نمیدهد.
در ادبیات مدیریت شهری، وظیفه شهرداریها در جهان عمدتاً حول محور خدمات شهری، حملونقل عمومی، نظافت، زیباسازی و توسعه زیرساختهای شهری تعریف میشود. معیشت شهروندان، که شامل تورم، اشتغال، امنیت غذایی و سطح عمومی درآمد است، به سیاستهای کلان اقتصادی دولت مرکزی وابسته است. بنابراین، از نظر علمی و ساختاری، واگذاری «مدیریت معیشت» به شهرداری تهران نه در چارچوب قانونی کشور میگنجد و نه از منظر نظریههای اقتصاد شهری منطقی است.
ادعای کاهش ۳۰ درصدی هزینههای زندگی تنها در صورتی معنا دارد که شهرداری بتواند بر قیمت کالاها، سوخت، انرژی، اجاره مسکن، هزینه درمان و آموزش تأثیر بگذارد؛ اموری که مستقیماً تحت کنترل دولت و سیاستهای ملی هستند. حتی در کشورهای فدرال، که دولتهای محلی اختیارات گسترده دارند، شهرداریها هرگز چنین تعهداتی نمیدهند، چرا که تنظیم شاخص معیشت شهروندان نیازمند ابزارهای مالی، بانکی و تجاری است که خارج از کنترل شهرداری است.
از اقتصاد کلان تا شهرداری؛ مرز میان واقعیت و شعار
اقتصاد شهری، جزیرهای جدا از اقتصاد ملی نیست. قیمت کالاها و خدمات در تهران تابع مستقیم تورم، نرخ ارز، سیاستهای بودجهای و نظام توزیع در سطح کشور است. شهرداری تهران، هرچند نهادی بزرگ با بودجه قابلتوجه است، اما ابزارهای کنترل قیمت کالاهای اساسی، انرژی، مسکن یا حتی حملونقل عمومی در اختیارش نیست. ادعای کاهش ۳۰ درصدی هزینه معیشت، در واقع به معنای بازتعریف ساختار اقتصادی کشور در سطح شهر است؛ موضوعی که نه در قانون پیشبینی شده و نه در سازوکارهای اجرایی کشور قابل تحقق است.
از نظر اقتصادی، هیچ نهادی بدون اصلاحات کلان در بخشهای مالی، تولیدی و ارزی، قادر به کاهش پایدار هزینه زندگی مردم نخواهد بود. حتی اگر شهرداری بتواند برخی هزینههای خدماتی را کم کند، تأثیر آن در مقیاس خانوار تهرانی، کمتر از پنج درصد خواهد بود، نه سی درصد.
وعدههای بیپایان، دستاوردهای ناچیز
زاکانی از آغاز دوره مدیریت خود وعدههای متعددی داده است؛ از جمعآوری کامل معتادان متجاهر تا ساخت گسترده مسکن و بازسازی خانههای آسیبدیده در مناطق جنگزده غزه توسط شهرداری تهران. اما بررسی عملکرد نشان میدهد بسیاری از این وعدهها یا نیمهکاره مانده یا اساساً در حد شعار باقی مانده است.
طرح جمعآوری معتادان متجاهر بارها اجرا شد اما نتیجهای پایدار بهدنبال نداشت. بسیاری از معتادان پس از چند هفته دوباره به خیابانها بازگشتند، زیرا شهرداری بدون همکاری نهادهای درمانی و قضایی قادر به ساماندهی پایدار آنان نیست. در حوزه مسکن نیز وعده ساخت سالانه صدها هزار واحد به پروژههایی با پیشرفت کند یا متوقفشده انجامید. در حالی که بحران اجارهنشینی و رشد بیسابقه قیمت خانه، تهران را به یکی از گرانترین پایتختهای جهان تبدیل کرده است.
همچنین در موضوع بازسازی خانههای آسیبدیده در جنگ غزه، بسیاری از کارشناسان شهری پرسیدند که چگونه نهادی که هنوز قادر به حل مشکلات فرسودگی بافتهای داخلی پایتخت نیست، میخواهد در خارج از کشور اقدام عمرانی انجام دهد؟
تمرکز بر نمایش، غفلت از وظایف واقعی
بهجای تمرکز بر نمایشهای رسانهای و وعدههای فرا ملی، شهرداری تهران نیازمند بازگشت به وظایف ذاتی خود است؛ مدیریت پسماند، توسعه حملونقل عمومی، کنترل ساختوسازهای غیرمجاز، و رسیدگی به وضعیت فضای سبز و آلودگی هوا.
شهروندان تهرانی امروز از آلودگی مزمن هوا، ترافیک سنگین، فرسودگی سیستم حملونقل و ضعف زیرساختهای شهری رنج میبرند. اما در عوض، مدیران شهری بیشتر وقت خود را صرف حضور در برنامههای تلویزیونی و بیان وعدههای سیاسی میکنند.
تجربه چند سال اخیر نشان داده که هر بار که فشار انتقادات مردمی افزایش مییابد، شهرداری با طرحی پر سر و صدا تلاش میکند افکار عمومی را از عملکرد واقعی خود منحرف کند. وعده «کاهش ۳۰ درصدی هزینههای معیشت» نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ طرحی که بیش از آنکه اقتصادی باشد، سیاسی و تبلیغاتی است.
سابقه وعدهها؛ از جمعآوری معتادان تا ساخت مسکن
نگاهی به وعدههای قبلی زاکانی در دوره مدیریت شهری نشان میدهد که بسیاری از آنها یا نیمهکاره ماندهاند یا از چارچوب وعده فراتر نرفتهاند. در موضوع جمعآوری معتادان متجاهر، شهرداری در سال گذشته وعده داد تا با همکاری نهادهای انتظامی و بهزیستی، چهره پایتخت را از حضور معتادان پاک کند. با این حال، امروز نیز در بسیاری از مناطق مرکزی و جنوبی تهران، از میدان شوش تا محله هرندی، همان وضعیت نابسامان گذشته برقرار است.
در پروژههای مسکن نیز، وعده ساخت هزاران واحد برای اقشار کمدرآمد تا امروز محقق نشده و اغلب در حد کلنگزنی باقی مانده است. حتی در طرح بازسازی منازل آسیبدیده در مناطق جنوب تهران، که در جریان حوادث و بحرانهای اخیر آسیب دیدند، بسیاری از ساکنان هنوز چشمانتظار تحقق وعدههای شهرداری هستند.
بررسی دقیقتر عملکرد نشان میدهد که زاکانی به جای تمرکز بر وظایف اصلی شهرداری مانند توسعه حملونقل عمومی، ساماندهی بافتهای فرسوده و بهبود خدمات شهری، بیشتر درگیر اظهارنظرهای سیاسی و تبلیغاتی شده است؛ مسیری که نتیجه آن تضعیف اعتماد عمومی به مدیریت شهری است.
شهروندان در تنگنای هزینهها؛ وعدهای که بیشتر شبیه طنز است
تهران شهری است که هزینه زندگی در آن طی پنج سال گذشته بیش از ۴۰۰ درصد افزایش یافته است. قیمت اجاره، خوراک، انرژی و حملونقل فشار مضاعفی بر طبقه متوسط و پایین وارد کرده است. در چنین شرایطی، وعده کاهش ۳۰ درصدی هزینهها بدون ارائه برنامه عملیاتی و پشتوانه علمی، بیشتر به یک شعار تبلیغاتی شبیه است تا سیاست اجرایی.
کارشناسان اقتصادی معتقدند که تنها راه کاهش هزینه زندگی در تهران، کنترل تورم ملی و اصلاح سیاستهای مالی و پولی است؛ امری که نه در اختیار شهرداری است و نه در سطح مدیریت شهری قابل تحقق. حتی اگر شهرداری بتواند بخشی از هزینه خدمات خود مانند عوارض یا بهای خدمات شهری را کاهش دهد، اثر آن در برابر رشد افسارگسیخته قیمت کالاها و اجارهها ناچیز خواهد بود.
شورای رو به پایان و تلاش برای بازسازی تصویر
با نزدیک شدن به پایان دوره فعلی شورای شهر تهران، فضای مدیریت شهری بیش از هر زمان دیگری سیاسی شده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند طرح اخیر زاکانی نه یک برنامه واقعی اقتصادی، بلکه تلاشی برای بازسازی چهرهای است که در افکار عمومی بهدلیل ناکامی در تحقق وعدهها، آسیب دیده است.
در شرایطی که شهرداری نتوانسته معضلاتی مانند ساماندهی دستفروشان، توسعه حملونقل عمومی، یا کنترل رشد بیرویه برجسازی را مدیریت کند، ادعای ورود به حوزه معیشت خانوارها بیشتر شبیه یک «شو تلویزیونی» برای جلب توجه عمومی است تا یک طرح قابل اجرا.
تهران امروز بیش از هر چیز به مدیریت منظم، برنامهریزی فنی و شفافیت مالی نیاز دارد، نه وعدههای پرطمطراق اقتصادی. کاهش واقعی هزینه زندگی، تنها از مسیر رشد تولید ملی، کنترل تورم و بهبود سیاستهای کلان کشور ممکن است؛ نه با صدور بخشنامه از ساختمان بهشت.
در آستانه پایان دوره؛ وعدهای با رنگ و بوی انتخاباتی
نکته مهم در اظهارات اخیر زاکانی، زمان بیان آن است. دوره فعلی شورای شهر و مدیریت کنونی شهرداری در ماههای پایانی خود قرار دارد. تجربه نشان داده است که در چنین مقاطعی، طرح وعدههای بزرگ و شعارهای عامهپسند معمولاً رنگ و بوی انتخاباتی دارد.
در حالی که بسیاری از پروژههای شهری هنوز نیمهتمام ماندهاند و نارضایتی عمومی از وضعیت خدمات شهری و ترافیک افزایش یافته است، تمرکز شهردار بر طرحهایی که اساساً در حوزه اختیارات او نیست، نشاندهنده نوعی انحراف از اولویتهاست.
به گفته کارشناسان مدیریت شهری، بهتر است شهرداری تهران به جای ورود به مباحث کلان اقتصادی، بر وظایف واقعی خود متمرکز شود: نوسازی ناوگان حملونقل عمومی، توسعه فضاهای سبز، حل معضل پسماند و کاهش آلودگی هوا.
تجربه جهانی؛ شهرداران موفق بر چه حوزهای تمرکز دارند؟
در شهرهایی مانند لندن، پاریس، استانبول و سئول، شهرداران با تمرکز بر زیرساختها، حملونقل و کیفیت زندگی توانستهاند رضایت عمومی را بالا ببرند. هیچکدام از آنها وعدهای مبنی بر کاهش مستقیم هزینه معیشت مردم ندادهاند، بلکه تلاش کردهاند هزینههای جانبی زندگی شهری را از طریق کارآمدی خدمات کاهش دهند.
به عنوان نمونه، در شهر سئول با توسعه حملونقل عمومی و دیجیتالیسازی خدمات شهری، هزینه رفتوآمد شهروندان تا ۱۵ درصد کاهش یافت. اما این کاهش نه بهواسطه دخالت شهرداری در اقتصاد ملی، بلکه از طریق کارآمدی در ارائه خدمات شهری حاصل شد.
هزینههای پنهان مدیریت شعاری
هر وعده غیرواقعی که در فضای عمومی مطرح میشود، نهتنها اعتماد مردم را تضعیف میکند، بلکه هزینهای پنهان برای ساختار اداری کشور دارد. هنگامی که شهروندان احساس کنند وعدهها صرفاً ابزار تبلیغاتی است، مشارکت اجتماعی کاهش مییابد و همکاری مردم در اجرای طرحهای واقعی سختتر میشود.
در سالهای اخیر، شهرداری تهران با چالشهای مالی جدی روبهرو بوده است. افزایش بدهیهای انباشته، کاهش درآمدهای پایدار و ناتوانی در تأمین هزینههای جاری از جمله این مشکلات است. بنابراین، صحبت از کاهش ۳۰ درصدی هزینه معیشت در شرایطی که شهرداری حتی برای تأمین منابع مالی خود با مشکل روبهروست، با واقعیات موجود سازگار نیست.
شو تلویزیونی یا طرح اقتصادی؟
در نهایت، اظهارات زاکانی را میتوان در چارچوب رقابتهای سیاسی و تلاش برای حفظ حضور رسانهای ارزیابی کرد. از نظر کارشناسان، اینگونه وعدهها بیشتر در سطح نمایشهای تلویزیونی باقی میمانند تا برنامههای عملی. شهرداری تهران اگر واقعاً به دنبال بهبود معیشت شهروندان است، باید از مسیرهای واقعی وارد شود: کنترل هزینه خدمات شهری، توسعه حملونقل عمومی ارزان، تسهیل ساخت مسکن و شفافسازی هزینههای شهرداری.
اما تا زمانی که مدیریت شهری به جای عملگرایی، درگیر شعارهای بزرگ و خارج از اختیارات خود باشد، نهتنها معیشت تهرانیها بهبود نخواهد یافت، بلکه شکاف بین مردم و مدیریت شهری عمیقتر میشود.



