بدشانس مثل سیسه، فروتن مثل بالماضی

اما شادی جمعه شب الجزایریها دیدنی بود. سجده همهجانبه آنها، ما را به یاد یک نماز جماعت میانداخت. شاید همین اتحاد وام گرفته از اسلام بود که اینگونه آنها را تا فینال رساند و پس از 29 سال، قهرمانی را برایشان به ارمغان آورد. الجزایر اکنون بهترین تیم قاره آفریقاست. با همه ستارگانش، بالاتر از همه ستارگان تیمهای دیگر.
بینقص مثل الجزایر
شاگردان جمال بالماضی یک تورنمنت فوقالعاده را پشت سر گذاشتند. برتری برابر سنگال در فینال با حداقل گل، یادآور دیدار 2 تیم در مرحله گروهی بود. اما این سبب نمیشود که بگوییم الجزایر در همه بازیهاش اینگونه محتاطانه عمل کرده است. از دفاع فوقالعاده آنها که لفظ دیگری بجز تحسینبرانگیز نمیتوان به کار برد. درباره خط حمله هم مگر میشود از تیمی که در تمامی بازیهای این رقابتها گلزنی کرده، خرده گرفت؟ الجزایر تنها تیمی بود که تمام بازیهایش در این رقابتها را با پیروزی پشت سر گذاشت. آنها هرچه رکورد خوب بود را به خود اختصاص دادند تا دومین قهرمانی خود در این رقابتها را تجربه کنند. دومین قهرمانیایکه البته اولین آنهم در خارج از خاک کشورشان محسوب میشد. انگار همه چیز برای آنها بود. رقبای بزرگی مانند نیجریه و ساحل عاج را حذف کردند و با ستارههایشان از جمله ریاض محرز نامدار و البته اسماعیل بنناصر که بهترین بازیکن رقابتها هم شد، بهترین تیم جام بودند. جمال بالماضی سرمربی نام آشنای الجزایر پس از این اتفاق بزرگ، در نطقی تاریخی با فروتنی از استحقاق تیمش برای قهرمانی گفت: «از سال۱۹۹۰ مسیر طولانی و گاهی منفعلانهای را طی کردیم. ما کشوری فوتبالی هستیم و به نظرم لیاقت این عنوان را داریم. میدانستیم نتیجه بازی براساس جزییات تعیین خواهد شد و بچهها خیلی خوب مقاومت کردند. با توجه به تورنمنتی که داشتیم و در فاز حمله و دفاع بهتر شدیم، دیگر چه خواستهای میتوان داشت؟ اما بدون این بازیکنان، من هم ارزشی ندارم. نباید فراموش کنیم که آنها مردان عمل هستند. آنها کسانی هستند که به میدان میروند و دستورالعملها را پیاده میکنند.»
فینال نهچندان هیجانانگیز
البته نباید از این موضوع هم عبور کرد که انتظار بیشتری از دیدار فینال میرفت. همین که در ورزشگاه بینالمللی قاهره جای خالی پیدا میشد، یعنی اینکه چیزهایی در برگزاری این تورنمنت درست پیش نرفتهاند. کیفیت فینال هم چنگی به دل نمیزد. شاید هم به دلیل گل زودهنگامی بود که بغداد بونجاح به ثمر رساند. گلی که 2 چهره متفاوت در آن تاثیر مستقیم داشتند. اولی خود بونجاح که پس از خراب کردن پنالتی در بازی نیمهنهایی، فشار زیادی را تحمل میکرد اما دست آخر خودش گل قهرمانی را زد. البته چهره دوم گل هم کسی نبود بجز سلیف سانه که جانشین کالیدو کولیبالی سرشناش و محروم شده بود. توپ درحالی با برخورد به پای سانه وارد دروازه سنگال شد که این موضوع را بجز با بدشانسی نمیتوان تحلیل کرد. بدشانسیای که انگار دست از سر الیو سیسه برنمیدارد. سرمربی جوان سنگال با آن تیپ جذابش، در جنگهای تاکتیکی مغلوب بالماضی شد اما شاید قبل از آن، مغلوب شانس بدش شده بود. 17سال قبل و در مالی، سیسه در فینال جام ملتهای آفریقا برابر غنا در ضربات پنالتی بدشانسی آورد و توپ به تور ننشست. حال پس از گذشت این همه سال، او بار دیگر طعم فینال را این بار در قامتی دیگر چشید. اما نتیجه چه شد؟ یک نایب قهرمانی دیگر و آه و حسرت برای مردم سنگال و البته تیم پرستاره و جذابش.
منبع: آخرین خبر



