ترافیک تهران و طرحهای بی نتیجه!
تهران سالهاست درگیر بحران ترافیک و آلودگی هواست و هر دوره مدیریت شهری با معرفی طرحهای مختلف، وعده بهبود این وضعیت را داده است. با این حال، خروجی این سیاستها در عمل چندان رضایتبخش نبوده و اکنون با طرح جدید کنترل ترافیک پیمایشمحور، دوباره این پرسش در افکار عمومی مطرح شده است که آیا هدف اصلی شهرداری تهران، مدیریت معضل ترافیک است یا تأمین منابع مالی پایدار برای اداره شهر؟

به گزارش عصرشهروند، پایتخت ایران با رشد افسارگسیخته جمعیت و افزایش خودروهای شخصی، در دهههای اخیر همواره با یکی از سنگینترین ترافیکهای شهری جهان مواجه بوده است. سیاستگذاران شهری برای مدیریت این بحران، طرحهای گوناگونی همچون طرح ترافیک، طرح زوج و فرد، کنترل آلودگی هوا و طرح شناور را به اجرا گذاشتهاند. اما واقعیت میدانی نشان میدهد که نه تنها ترافیک کاهش قابل توجهی نداشته، بلکه آلودگی هوا نیز در بسیاری از روزهای سال به مرز هشدار میرسد.
اکنون طرحی تازه با عنوان «پیمایشمحور» در دستور کار قرار گرفته است؛ طرحی که هدف از آن دریافت هزینه بر اساس میزان تردد خودروها در شهر عنوان شده است. این تصمیم موجی از نگرانی و انتقاد در میان شهروندان ایجاد کرده و این باور را تقویت میکند که ساختار مدیریت ترافیک تهران بیشتر به سمت درآمدزایی برای شهرداری حرکت کرده تا اصلاح رفتار ترافیکی.
پرسش مستمر مردم: درآمدها کجا خرج شده است؟
طرحهای ترافیکی از دهه ۶۰ تاکنون، همواره برای مدیریت ترافیک و توسعه حملونقل عمومی معرفی شدهاند. با این حال، وضعیت فعلی حملونقل شهری نشان میدهد بسیاری از وعدههای اولیه محقق نشده است:
ناوگان مترو با کمبود قطار و ازدحام شدید مسافران مواجه است.
تعداد اتوبوسها بسیار کمتر از نیاز جمعیتی شهر است و بخش بزرگی از ناوگان فرسوده است.
مسیرهای دوچرخهسواری و پیادهراهها محدود و پراکنده هستند.
طرحهای کاهش آلایندگی خودروهای فرسوده به بنبست خوردهاند.
تجمیع این شرایط، این پرسش جدی را در ذهن شهروندان ایجاد کرده است که درآمدهای حاصل از فروش و اعمال طرحهای ترافیکی دقیقاً صرف چه پروژههایی شده و چرا نتیجه ملموسی در زندگی روزمره قابل مشاهده نیست؟
فقدان شفافیت در گزارشدهی مالی شهرداری، مهمترین دلیل شکلگیری این بیاعتمادی عمومی است.
سیاستی که قبل از زیرساخت اجرا میشود
بر اساس تجربه جهانی، موفقیت طرحهای پولی کنترل ترافیک در شهرهایی مانند لندن و سنگاپور به این دلیل بود که پیش از اجرای این سیاستها ، شبکه حملونقل عمومی از نظر کمی و کیفی تقویت شده بود و گزینههای جایگزین مناسب برای تردد شهری در اختیار شهروندان قرار داشت، همچنین برنامههای تشویقی برای کاهش استفاده از خودروهای شخصی پیادهسازی شده بود.
در حالی که در تهران، اجرای طرحهای پولی معمولاً قبل از تکمیل زیرساختها صورت میگیرد و به همین دلیل، شهروندان عملاً ناچار به استفاده از خودروی شخصی هستند و با فشار مالی بیشتری روبهرو میشوند.
تأمین درآمد یا حل مشکل ترافیک؟
یکی از محورهای انتقادی جدی به سیاستهای جدید شهرداری تهران این است که بهجای ارائه راهحلهای ساختاری، هزینه استفاده از خودرو افزایش یافته، بدون آنکه امکان جایگزینی مناسب فراهم شده باشد. کارشناسان معتقدند ؛ شهرداری بهدلیل کاهش درآمدهای ناشی از ساختوساز و فروش تراکم، در پی منابع مالی جدید است. خودروها و ترددهای درونشهری آسانترین گزینه برای درآمدزایی محسوب میشوند و سیاستهای ترافیکی بیشتر رنگ و بوی مالی دارند تا هدفگذاری برای اصلاح الگوی سفر.
تجربه نشان داده است زمانی که سیاستهای شهری بهجای حل مشکل، به سمت تأمین منابع مالی سوق پیدا میکنند، نتیجه آن افزایش نارضایتی عمومی و کاهش انگیزه مشارکت شهروندان در برنامههای مدیریت ترافیک است.
نبود عدالت در اجرای سیاستها
یکی از انتقاداتی که نسبت به طرحهای جدید مطرح میشود، فقدان عدالت اجتماعی در تعیین سازوکارهای هزینهکرد است. خودروهای کممصرف و جدید که با استانداردهای آلایندگی هماهنگاند، به همان میزان یا حتی بیشتر از خودروهای فرسوده هزینه پرداخت میکنند. در مقابل، بخش بزرگی از خودروهای فرسوده و غیر استاندارد که سهم بیشتری در تولید آلودگی دارند، بهدلایل مختلف از پرداخت هزینهها فرار میکنند یا با ضعف نظارت مواجهاند.
این مسئله سبب میشود سیاست فعلی نه موجب خروج خودروهای آلاینده شود، و نه رفتار ترافیکی را اصلاح کند، بلکه تنها فشار اقتصادی بیشتری به دارندگان خودروهای سالم و متوسط وارد آورد.
از بین رفتن سرمایه اجتماعی؛ مهمترین پیامد پنهان
مؤثرترین ابزار مدیریت شهری، اعتماد مردم است؛ سرمایهای که بهگفته تحلیلگران سالهاست در حال تضعیف است. تا زمانی که مردم باور نکنند عوارض و هزینههایی که پرداخت میکنند صرف بهبود شرایط شهر میشود، هیچ سیاستی—even اگر علمی و دقیق باشد—نتیجه مطلوبی به همراه نخواهد داشت.
در حال حاضر، بخش قابل توجهی از جامعه بر این باور است که شهرداری به خودروها به چشم یک منبع درآمد نگاه میکند، نه بخشی از سیستم حملونقل شهر و هدف بسیاری از طرحها، جبران هزینههای اداره شهر است، نه ارتقای کیفیت زندگی شهروندان. این نگاه، پایههای همراهی عمومی را متزلزل کرده و اجرای هر سیاست تازهای را دشوارتر میسازد.
آنچه مردم میخواهند
خواسته اصلی مردم کاملاً منطقی و قابل دفاع است. اگر قرار است هزینهای دریافت شود، باید نتیجه آن بهبود محسوس خدمات شهری باشد. تقاضاهای مشخص شهروندان شامل این موارد است:
شفافیت کامل درباره میزان درآمدهای ترافیکی و محل هزینهکرد آنها
توسعه سریع و عملی ناوگان مترو و اتوبوس بهعنوان اولویت اول
برنامه جدی برای خروج خودروهای فرسوده و آلاینده
رعایت عدالت اجتماعی در تعیین و اخذ هزینههای ترافیکی
سنجش و اعلام عمومی نتایج طرحها در کاهش آلودگی و ترافیک
بدون تحقق این مطالبات، اعتماد اجتماعی بازسازی نخواهد شد.
کارشناسان اعتقاد دارند بزرگترین ضعف مدیریت شهری تهران، اتخاذ سیاستهای مقطعی و راهحلهای کوتاهمدت است. راه برونرفت از وضعیت فعلی، تغییر نگاه کلان و توجه به اصولی است که در تمام شهرهای پیشرفته رعایت میشود:
اولویت دادن به انسان و کیفیت زندگی او بر خودرو
کاهش نیاز به سفر و توزیع هوشمند خدمات شهری
جایگزینسازی جذاب و قابل اتکا بهجای خودرو شخصی
ایجاد انسجام در سیاستهای حملونقل و محیطزیست
تنها با چنین رویکردی میتوان به کاهش واقعی ازدحام و آلودگی هوای تهران امیدوار بود.
در هر صورت تهران بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامهریزی علمی و واقعبینانه است. اجرای طرحهای ترافیکی بدون توسعه زیرساختهای جایگزین، نهتنها تأثیر مطلوبی بر کاهش ترافیک نخواهد داشت، بلکه فشار اقتصادی بر شهروندان را افزایش داده و شکاف میان مردم و مدیریت شهری را عمیقتر خواهد کرد.
اگر هدف واقعی و اصلی، ارتقای کیفیت زندگی در تهران است پس باید شفافیت مالی بهصورت کامل و مستمر ارائه شود، درآمدهای حاصل از طرحهای ترافیکی صرف توسعه حملونقل عمومی گردد ، و سیاستها بر مبنای عدالت اجتماعی طراحی و اجرا شوند. صرف تغییر نام و شکل طرحها، بدون تغییر نگاه مدیریتی، تنها به تکرار ناکامیهای گذشته منجر خواهد شد.
تهران برای خروج از این دور باطل، بیش از هر چیز به صداقت در تصمیمگیری، شجاعت در اصلاح ساختار و اعتمادسازی با مردم نیاز دارد. تا زمانی که این سه اصل محقق نشود، پرسش مردم همچنان بیپاسخ میماند: آیا واقعاً هدف مدیریت شهری کاهش ترافیک است یا تنها افزایش درآمد؟



