تهران را از آیندگان دریغ نکنیم
هر بار که زلزله میآید، مدتی سرگرم میشویم. قصد میکنیم طرحی نو دراندازیم. برای ایمنسازی عاجل بافتهای فرسوده و ساختمانهای بلندمرتبه و اماکن پرخطر دیگر، طرح و برنامه میریزیم. دستگاههای مختلف، ارائه طریق میکنند و مدتی سرمان گرم است. بعد به تدریج فراموش میکنیم و موضوعی دیگر و اولویتی دیگر و قصه ای دیگر!

عصرشهروند — شهر تهران، آرمیده در میان کوه و کویر و در دامنههای جنوبی رشته کوه البرز؛ به لحاظ مخاطرات طبیعی شرایط ویژهای دارد. برمبنای مطالعات سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران، در تهران و اطراف آن ۸۰ کیلومتر مربع پهنه گسلی شناسایی شده است. از این ۸۰ کیلومترمربع پهنه گسلی، حدود ۴۷ متر مربع در درون محدوده شهر قرار دارد. ثبت دستگاهی زمین لرزه، بیانگر فعال بودن گسلهای اطراف تهران است و هر ساله زمینلرزههای متعدد با بزرگای کم تا متوسط در محدوده تهران ثبت میشود. میتوان آنها را به گسلهای فعال ارتباط داد. از دیگرسو، مشرف بودن ارتفاعات البرز به شهر، خطر وقوع زمین لغزش را محتمل کرده است.
در محدوده شهر تهران و ارتفاعات بالادست آن حدود ۱۰ هزار و ۹۱۴ هکتار زمین لغزش شناسایی شده که تاسیسات و ساختمانهای زیادی را در معرض تهدید قرار داده است. خوشبختانه تهران طی بیش از ۱۵۰ سال خسارات شدیدی را از زلزله متحمل نشده است. هرچند که بخش مهمی از زلزلههای تاریخی تهران را، به گسل شمال تهران نسبت می دهند.
اگر به نقاطی از شهر تهران، سری بزنیم مانند جنوب تهران یا منطقه ۱۶، مشاهده می کنیم نیروگاه برق حرارتی بعثت در محاصره ساختمانهای مسکونی قرار دارد. از این نیروگاه، تعداد قابل توجهی خط هوایی و کابل زیرزمینی خارج می شود. سوخت اصلی نیروگاه بعثت، گاز طبیعی است. زلزله با شدت بالا، می تواند خطراتی را در پیرامون آن رقم بزند.
کمی بالاتر، منطقه ۱۲ است؛ منطقه ای که بازار تهران را در برگرفته است. از ایام کرونا که صرفنظر کنیم، روزانه بیش از دو میلیون نفر به بازار تهران مراجعه میکنند. بازار ۱۱۰ هکتار مساحت دارد؛ بدون راههای دسترسی مناسب. در صورت وقوع زلزله، امدادرسانی به بازار ساده نیست. در صورت وقوع زلزله، کالبد تاریخی و البته فرسوده بازار آوار بر سر مردم خواهد شد. برای امدادرسانی به مردم، با هجوم جمعیت چه خواهیم کرد؟
در شمالغربی تهران؛ منطقه ۵؛ انبار نفت شهران با مخازن فراوردههای بنزین، نفت، گاز و نفت سفید قرار دارد. در صورت بروز حادثه، محدوده مسکونی پایین دست را با چه مشکلاتی مواجه خواهد کرد؟
غرب تهران قرار بود منطقه نمونه توسعه پایدار با غلبه فعالیتهای گردشگری باشد، اما چیز دیگری شد. منطقه ۲۲ و دریاچه مصنوعی خلیجفارس، دریاچهای مصنوعی با ۱۳۰ هکتار مساحت آبی و ۱۲۰ هکتار مجموعه تفریحی، در بالادست بزرگراه شهید همدانی. جایی که وقوع زلزله شدید و تأثیر آن روی دریچه آن، می تواند بخشهای پاییندست را با مشکل آبگرفتگی و سیلاب مواجه کند.
سخن از ساختوساز در حریم و بستر رودخانه ها نیست. جایی که بیش از سه هزار قطعه ملکی، نه تنها در زلزله؛ نه تنها در سیلابهای گسترده، بلکه در زمان بارندگیهایی با دوره بازگشت کم نیز در معرض خطر ویرانی قرار دارند. سخن درباره بافت فرسوده نیست. موضوع عرصه ۳۲۶۸ هکتاری شهر تهران نیست که در بحرانهای مختلفی نظیر زلزله و طوفان و فرونشست، در معرض بیشترین آسیب است. روی سخن ۳۲۶۸هکتاری است که علیرغم اینکه تنها ۵درصد از سطح شهر تهران را اشغال می کند، اما ۱۵درصد از جمعیت شهر در آن سکنی گزیدهاند.
چندصد کیلومتر خط لوله انتقال سوخت مراکز سوخترسانی، چند هزار کیلومتر خط لوله گاز ایستگاههای تقلیل فشار و چندهزار کیلومتر خط انتقال آب و خطر زلزله؛ و ضرورت تسریع در ایجاد تأسیسات قطع اتوماتیک در شبکهها و از سوی دیگر ساختمانهای بلندمرتبه در کوچههای باریک، برج باغهای کوچههای کمعرض شمال شهر تهران و ساختمانهای فرسوده و قدیمی شهر که بر سیمای این شهر نقش بستهاند، تنها بخشی از آن چیزی است که تهران در روزهای زلزله با آن دست و پنجه نرم خواهد کرد .
بررسیهای صورت گرفته در طرح جامع مدیریت بحران، که توسط آژانس همکاریهای بینالمللی ژاپن –جایکا- انجام شده است؛ براساس سه متغیر فروریزش ساختمان، امکان تخلیه اضطراری و خسارت ثانویه، نسبت به ارزیابی آسیبپذیری نسبی شهر تهران اقدام شده است. ارزیابی خسارات اقتصادی ناشی از زلزله، نشان میدهد سرمایهگذاری قبل از وقوع زلزله منجر به کاهش چشمگیر کل هزینه خسارات خواهد شد. به گونه ای که با سرمایه گذاری هر یک دلار قبل از حوادث، از ۱۵ دلار هزینه خسارت پس از حادثه جلوگیری می شود.
طبق ارزیابیها، مهم ترین اقدام برای مقاوم سازی ساختمان ها، مقاوم سازی ساختمان های موجود و نوسازی بافت فرسوده است. در حال حاضر حتی بسیاری از ساختمانهای نوساز نیز فاقد استحکام لرزه ای کافی هستند، زیرا سیستم فعلی ارزیابی و کنترل ساخت و ساز، کنترل کیفی لازم بر ساخت و ساز را اعمال نمی کند.
علت اساسی وجود ساختمان های فاقد استحکام لرزه ای در تهران سیستم نامناسب کنترل، فقدان مقررات جدی و عدم توان بازرسی و نظارت کامل توسط سازمانهای مسئول است. استخدام مهندسان توسط مالکان نیز به دلیل محدودیتهای مالی و شیوه انجام کار باعث می شود که نظارت به صورت جدی قابل اعمال نباشد.
برنامه مواجهه با زلزله در کلانشهری همچون تهران، نیازمند یک میثاق ملی است. مساله زلزله و آمادگی واقعی و عمیق؛ و نه سطحی و تبلیغاتی را نمی توان با طرح و برنامه های بخشی و دستگاهی حل و فصل کرد.
تهران، با این میزان از گستردگی و جمعیت از یک سو؛ و این میزان خطرپذیری در برابر بلایای طبیعی همچون زلزله، نه به یک برنامه ساده مدیریت بحران، که به میثاق ملی مدیریت بحران نیاز دارد که در عالی ترین سطوح حاکمیتی همچون شورای عالی امنیت ملی به تصویب برسد. به این ترتیب رفت و آمد دولت ها و تغییر مدیریت شهری، آن میثاق ملی همچنان پابرجا باشد. تهران هر صبح که از خواب بر میخیزد با یک شوک تازه، با یک یورش جدید، با یک تهدید نو، مواجه میشود.
زلزله احتمالی تهران نه تنها همزمان یک شوک و یورش و تهدید است که فراتر از آن، چه بسا این شهر را در آستانه بی فردایی قرار دهد. تهران شهری نیست که تنها امروز فرصت تماشای آن را داشته باشیم. حکیمانه به فردای تهران بیندیشیم. این فرصت را از دست ندهیم و آن را از آیندگان دریغ نکنیم./منبع



