راه نجات شهر از بحران سگهای بلاصاحب
چالش سگهای ولگرد در تهران با رویکردهای قهری حل نمیشود؛ واگذاری مدیریت این بحران به انجمنهای حامی حیوانات، راهکاری انسانی، علمی و پایدار است.

به گزارش عصرشهروند، حضور سگهای بلاصاحب در حاشیه و متن کلانشهر تهران، دهههاست به یکی از چالشهای پیچیده مدیریت شهری تبدیل شده است. تقابل میان دغدغههای امنیتی شهروندان و ملاحظات اخلاقی دوستداران حیوانات، فضای عمومی را به دوقطبی پرتنشی بدل کرده که در آن، راهکارهای سنتیِ جمعآوری و حذف، همواره به شکست انجامیده است. پیمایشهای میدانی نشان میدهد که روشهای غیرعلمی نهتنها جمعیت این سگها را کاهش نداده، بلکه چرخهای از خشونت و ناامنی ایجاد کرده است. در این شرایط، بازنگری در الگوی مدیریت شهری و واگذاری مسئولیت به سازمانهای مردمنهاد که با تکیه بر تخصصهای رفتاری، واکسیناسیون و عقیمسازی عمل میکنند، میتواند به جای پاک کردن صورت مسئله، به مدیریت علمی و انسانی این بحران منجر شود.
ناکارآمدی رویکردهای سنتی؛ چرخه معیوب حذف و بازگشت
سالهاست که مدیریت شهری تهران در مواجهه با مسئله سگهای بلاصاحب، بر الگوی جمعآوری و انتقال متمرکز بوده است. این روش که معمولا با استفاده از پیمانکاران عمومی انجام میشود، بر یک فرض سادهانگارانه استوار است: اگر سگها از محیط شهری حذف شوند، امنیت برقرار میگردد. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که این دیدگاه از نظر زیستمحیطی و رفتاری کاملاً مردود است. در اکولوژی حیوانی، پدیدهای به نام خلاء اکولوژیک وجود دارد؛ به این معنا که وقتی قلمرویی از یک گونه جانوری خالی میشود، منابع غذایی آن منطقه (زبالهها و پسماندهای انسانی) کماکان باقی مانده و باعث میشود سگهای مناطق مجاور یا گونههای دیگر به سرعت جایگزین آنها شوند.
علاوه بر این، روشهای سنتی جمعآوری، اغلب با خشونتهای فیزیکی همراه بوده که علاوه بر خدشهدار کردن افکار عمومی، باعث ایجاد ترس و پرخاشگری در حیوانات بازمانده میشود. سگهایی که از چنگ پیمانکاران فرار میکنند، به دلیل استرس شدید، رفتارهای تدافعیتری از خود نشان میدهند که نتیجه آن، کاهش امنیت شهروندان است. سیستم فعلی به دلیل فقدان نگاه علمی به رفتارشناسی حیوانات، بودجههای کلانی را صرف عملیاتی میکند که تنها پاک کردن صورت مسئله است و نه حل آن. هیچکدام از برنامههای مدیریت شهری تاکنون نتوانسته است به صورت هدفمند، نرخ زادوولد این سگها را کنترل کند یا سلامت آنها را برای کاهش بیماریهای مشترک تضمین نماید. در حالی که شهرداری باید وظیفه نظارتی خود را حفظ کند، اجرای عملیاتی این پروژه باید به دست کسانی سپرده شود که شناخت عمیقتری از پویایی این جمعیتها دارند.
چرا سپردن مدیریت به انجمنهای مردمنهاد یک ضرورت است؟
واگذاری مسئولیت به انجمنها و سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزه حمایت از حیوانات، صرفاً یک اقدام احساسی نیست، بلکه یک استراتژی مدیریتی مبتنی بر تجربه جهانی است. انجمنهای تخصصی، برخلاف پیمانکاران دولتی که انگیزه اصلی آنها اتمام کار و دریافت صورتوضعیت است، دارای انگیزه تخصصی و اخلاقی برای کنترل پایدار جمعیت هستند. این سازمانها با تکیه بر شبکهای از دامپزشکان متخصص، رفتارسنجان حیوانات و داوطلبان آموزشدیده، قادرند مدل سی ان وی آر (CNVR) یا همان گرفتن، عقیمسازی، واکسیناسیون و رهاسازی را به صورت دقیق اجرا کنند.
اولین مزیت این واگذاری، دسترسی به شبکه داوطلبان است. در حال حاضر بسیاری از این انجمنها به صورت خودجوش در حال تغذیه و رسیدگی به سگهای مناطق مختلف تهران هستند. این افراد به دلیل شناخت میدانی، به خوبی میدانند کدام سگها دارای خوی تهاجمی هستند و کدام سگها باید در پناهگاهها نگهداری شوند. مدیریت دولتی میتواند با تامین منابع مالی که هماکنون صرف پیمانکاران بیتخصص میشود، در کنار ارائه زمینهای مناسب برای ساخت پناهگاههای استاندارد، انجمنها را به بازوهای اجرایی خود تبدیل کند. انجمنها با استفاده از بانک اطلاعاتی که از طریق میکروچیپگذاری ایجاد میکنند، قادرند نرخ رشد جمعیت را رصد کنند؛ امری که در سیستم فعلی شهرداری، جای خالی آن به شدت احساس میشود. وقتی مدیریت به دست متخصصان داده شود، هزینهها به جای صرف شدن در فرآیند پرهزینه و بینتیجه گرفتن و کشتن، صرف جراحیهای عقیمسازی و کنترل بیولوژیک میشود که در بلندمدت، جمعیت سگها را به صورت طبیعی کاهش میدهد.
از مدیریت بحران تا حل مسئله؛ الگوی علمی شهر مدرن
مدیریت مدرن سگهای بلاصاحب در شهرهای موفق جهان، بر پایه سه اصل استوار است: مدیریت منابع غذایی، آموزش شهروندان و کنترل جمعیت. شهرداری تهران به عنوان نهاد بالادستی، باید تمرکز خود را از جمعآوری قهری به مدیریت پسماند تغییر دهد. تا زمانی که سگها برای یافتن غذا به سطلهای زباله دسترسی آسان دارند، هیچ روشی نمیتواند مانع از حضور آنها در شهر شود. در این میان، انجمنهای حمایت از حیوانات میتوانند با فرهنگسازی و آموزش، مشارکت شهروندان را جلب کنند تا از غذارسانی غیرمسئولانه که باعث تجمع سگها در مناطق مسکونی میشود، جلوگیری به عمل آید.
واگذاری این مسئولیت به انجمنها، باعث ایجاد یک سیستم پاسخگو میشود. در حال حاضر، گزارشهای تهاجم سگها معمولاً به سامانه ۱۳۷ ارجاع میشود و پس از یک عملیات جمعآوری، پیگیری متوقف میگردد. اما در مدل پیشنهادی، انجمنهای مسئول در قبال هر محدوده جغرافیایی خاص، پاسخگو خواهند بود. اگر در منطقهای مشکلی ایجاد شود، انجمن مسئول آن منطقه موظف است با اعزام تیمهای رفتارشناسی، علت تهاجم را بررسی کرده و راهکار اختصاصی ارائه دهد. این نوع مدیریت، از حالت کلیگویی و سیاستهای یکسان برای کل تهران خارج شده و به مدیریت نقطهای و محلهمحور تبدیل میشود.
نکته پایانی اینکه، مدیریت سگهای ولگرد نباید به عنوان یک جنگ بین شهروندان و حیوانات دیده شود. این یک چالش مدیریتی است که با استفاده از دانش زیستشناسی و مدیریت منابع قابل حل است. سپردن این بار سنگین به انجمنها و سازمانهای مردمنهاد، نه تنها فشارهای اداری را از روی شهرداری برمیدارد، بلکه با ایجاد بستر همکاری بین دولت و بخش خصوصیِ مدنی، الگویی موفق از حکمرانی شهری را به نمایش میگذارد. تهران نیازمند شهری است که در آن امنیت شهروندان تامین شده باشد و در عین حال، برخورد با موجودات زنده، نشاندهنده تمدن و اخلاق جامعه باشد. واگذاری این پروژه به متخصصان این حوزه، گامی بزرگ در جهت تحقق این هدف است؛ جایی که علم جایگزین خشونت، و پایداری جایگزین اقدامات موقت و بینتیجه میشود. زمان آن رسیده که مدیریت شهری با کنار گذاشتن رویکردهای شکستخورده گذشته، به انجمنهای تخصصی اعتماد کند و با تکیه بر ظرفیتهای مدنی، این چالش قدیمی را به یک دستاورد اجتماعی تبدیل نماید.



