زنجیر کالدرون، تا ابد بر دست و پای شماست

بنویسید؛ درست با همان صداقتی که چهار ماه است میگویید قسط اول دستمزد کالدرون پرداخت شده، اما هنوز هم نشده! فقط کاش روشن میکردید این پیرمرد طمعکار و تلکهبگیر، چطور چند ماه نسیه کار کرد و حتی برای خرید تجهیزات تمرین، از جیبش به باشگاه قرض داد؟ بنویسید، بی آنکه از خدا و تاریخ بترسید.
امثال عرب و نبی و رغبتی که سخت به میز و صندلیشان چسبیدهاند و لابد از «حب مقام» بر هر خیانتی چشم میپوشند. ایجنت بدنامشده کالدرون را هم نمیشناسم و نمیدانم آدم سالمی هست یا نه، اما آنهایی که در همه این ماهها مربی آرژانتینی و حامیان کمشمارش را ناجوانمردانه به رگبار بستند خوب میشناسم؛ ارزانفروشهای گنجشک روزی، دزدهایی که جلوتر از همه فریاد «آی دزد» سر میدهند. آخرالزمان که میگویند لابد همین حالاست؛ حالا که حمایت از مربی غریب موفق مذموم است و لابد گم شدن در باند و گروه و دستهجات متعفن، معنی اخلاق و وفاداری میدهد!
این موفقیت بزرگ گوارای وجود تکتکتان؛ از مهرداد میناوند و سپهر حیدری که بعد از فحش دادن به کالدرون پست گرفتند تا افشین پیروانی با نمایشیترین استعفای تاریخ و البته عزیزانی که باشکوهترین جشن تولد دنیا را برای عالیشاه گرفتند؛ مازادی که به جای معاوضه، شمع فوت کرد. این هم شد شبیه داستان اردوی خارجی که برای پرسپولیس قفل بود و برای تراکتور نه! شما برنده شدید و موفقترین مربی تازهوارد تاریخ لیگ را «کله» کردید. شما پاکدستها، شما متعصبها، با ارتش لایک و کامنتهای فیک و عمله و اکره اجارهایتان.
از آبراهام لینکلن نقل میکنند: «نمیتوان همه را برای همیشه فریب داد». آتشی که در فضای مجازی به پا کردید، دیر یا زود دامن خودتان را هم میسوزاند. من اگر جای شما بودم از قسم تقاص طبیعت میترسیدم، از این دار مکافات، از این ماه که بالاخره از پشت ابر بیرون خواهد آمد. زنجیر کالدرون تا ابد بر دست و پای شما باقی خواهد ماند؛ کارگرزادهای که او را از تخت پایین کشیدید، ولو به قیمت خون پرسپولیس. من اگر جای شما بودم، شبها از ترس «خیرالماکرین» خوابم نمیبرد. پناه بر زمان، که پاکترین قاضی دنیاست.
منبع: بانک ورزش



