سلولهای خورشیدی روی پشت بام ؛ راه نجات یا بازی تازه درآمدزایی؟
در حالی که دولت از طرحی سخن میگوید که مردم بتوانند با نصب صفحات خورشیدی بر بام خانهها برق مصرفی خود را تولید کنند، کارشناسان انرژی و اقتصاد هشدار میدهند که اجرای چنین طرحی در شرایط فعلی بیشتر به یک شعار تبلیغاتی و راهی برای ایجاد درآمد برای گروهی خاص از واردکنندگان تجهیزات خورشیدی شباهت دارد تا یک برنامه عملی و مردمی برای اصلاح الگوی مصرف.

به گزارش عصرشهروند در اخبار اقتصادی ، ایده «تولید برق خانگی از طریق پنلهای خورشیدی» در ظاهر جذاب و مدرن است. دولت با تبلیغات گسترده، آن را گامی در جهت استقلال انرژی، کاهش مصرف برق شبکه و مشارکت مردم در تولید انرژی پاک معرفی میکند. اما وقتی از زاویه اقتصادی و فنی به موضوع نگاه کنیم، تصویر چندان درخشان نیست.
وعده خودکفایی برقی با بهای سنگین برای مردم
بر اساس برآوردهای بازار، هزینه نصب یک سامانه خورشیدی ۵ کیلوواتی — که تنها میتواند برق مصرفی یک واحد مسکونی متوسط را تأمین کند — حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان است. این در حالی است که متوسط درآمد خانوار شهری طبق آخرین آمار رسمی کمتر از یکسوم این مبلغ در سال است. به عبارت دیگر، اجرای طرح برای بیشتر خانوادهها عملاً ممکن نیست مگر با دریافت وامهای سنگین.
از سوی دیگر، بازگشت سرمایه این سیستمها بین ۶ تا ۱۰ سال طول میکشد و در شرایطی که اقتصاد ایران با نوسانات ارزی و تورم بالا مواجه است، هیچ تضمینی وجود ندارد که نرخ خرید برق تولیدی از سوی دولت ثابت بماند. نتیجه آنکه، برای بسیاری از خانوارها این طرح نهتنها صرفه اقتصادی ندارد بلکه ممکن است سرمایه آنها را در برابر تغییر سیاستها یا سقوط ارزش پول ملی به خطر بیندازد.
زیرساخت ناقص، اقلیم نامناسب و تجربههای فراموششده
یکی دیگر از چالشهای جدی این طرح، نبود زیرساخت مناسب برای بهرهبرداری مؤثر از انرژی خورشیدی در سطح شهری است. تهران، بهویژه در نیمه دوم سال، با روزهای ابری و آلودگی گسترده مواجه است که تابش مؤثر خورشید را کاهش میدهد. بر اساس دادههای اقلیمی، متوسط ساعات تابش مستقیم خورشید در تهران کمتر از ۴ ساعت در روز است؛ در حالی که برای بازدهی مناسب سلولهای خورشیدی، حداقل به ۶ ساعت تابش کامل نیاز است.
از سوی دیگر، شبکه انتقال و ذخیره برق کشور برای توزیع و کنترل انرژی تولیدشده از هزاران منبع کوچک خانگی آماده نیست. نصب پنل فقط بخشی از ماجراست؛ بخش دشوارتر، اتصال ایمن و پایدار آنها به شبکه برق است. در کشورهای پیشرفته، این فرایند نیازمند تنظیم دقیق ولتاژ، مدیریت بار، و استانداردهای فنی سختگیرانه است — مواردی که هنوز در ایران حتی در مقیاس نیروگاههای بزرگ خورشیدی بهطور کامل رعایت نمیشود.
تجربه طرحهای مشابه در سالهای گذشته، از جمله پروژههای موسوم به «خانههای سبز» یا «انرژی پاک شهری»، نشان میدهد که بخش عمده این برنامهها به دلیل نبود بودجه، نبود آموزش برای نصب و نگهداری تجهیزات، و مهمتر از همه، عدم حمایت واقعی از سوی شرکت توانیر، عملاً نیمهکاره رها شدهاند.
بازار وارداتی پنلها و بوی آشنای رانت
در کنار همه چالشهای فنی و اقلیمی، اقتصاد این طرح مهمترین بخش مبهم آن است. گزارشهای غیررسمی نشان میدهد که تقریباً تمام پنلها و تجهیزات مورد نیاز برای نصب سامانههای خورشیدی از چین وارد میشوند و شرکتهای محدودی مجوز واردات و توزیع آنها را در اختیار دارند.
در چنین شرایطی، نگرانی از شکلگیری بازاری انحصاری و رانتی کاملاً منطقی است. وقتی یک طرح ملی به واردات وابسته است، بهویژه وارداتی که در دست چند شرکت خاص متمرکز است، هر گونه اجبار به مشارکت مردم در آن عملاً به انتقال منابع مالی از جیب شهروندان به حلقهای محدود از واردکنندگان و پیمانکاران دولتی منجر میشود.
این مسأله پیشتر در بازار خودروهای برقی، دوچرخههای اشتراکی و حتی پروژههای شهر هوشمند نیز تکرار شده است: طرحهایی با شعار توسعه پایدار، اما در عمل با هدف ایجاد رانت وارداتی و بهرهبرداری کوتاهمدت از بودجه عمومی.
الزام پنهان و مسئولیتی که به مردم واگذار میشود
گرچه طرح نصب پنل خورشیدی در حال حاضر «اختیاری» عنوان شده، اما نشانههایی وجود دارد که در آینده ممکن است به نوعی الزام غیرمستقیم شهری تبدیل شود. زمزمههایی از مشروطکردن صدور پایانکار ساختمانی یا ارائه انشعاب برق جدید به نصب سامانههای خورشیدی شنیده میشود. چنین اقدامی اگر بدون حمایت واقعی مالی و فنی اجرا شود، میتواند فشار اقتصادی جدیدی بر دوش مردم بگذارد.
مسئولیت تأمین انرژی کشور باید بر عهده دولت و شرکتهای تولید و توزیع برق باشد، نه شهروندانی که خودشان از تورم، هزینه مسکن و قبضهای روزبهروز سنگینتر رنج میبرند. در شرایطی که حتی نوسازی شبکه فرسوده برق در مناطق مختلف کشور به کندی پیش میرود، واگذاری وظیفه تولید برق به مردم نوعی واگذاری مسئولیت دولتی به بخش خصوصی بدون پشتوانه اجرایی تلقی میشود.
راهکار یا نمایش سبز؟
طرح «پنل خورشیدی بر بام خانهها» اگر با برنامهریزی دقیق، حمایت مالی واقعی، و شفافیت در زنجیره تأمین همراه بود، میتوانست به یکی از نقاط روشن تحول انرژی در ایران تبدیل شود. اما با ساختار فعلی، خطر تبدیلشدن آن به نمایشی سبز از انرژی پاک که در عمل فقط منافع اقتصادی گروه محدودی را تأمین میکند، بسیار بالاست.
برای واقعیشدن این طرح، لازم است:
بانکها وامهای کمبهره و درازمدت ارائه دهند.
دولت تضمین خرید برق تولیدی را بهصورت شفاف و بلندمدت اعلام کند.
تولید داخلی پنلها و تجهیزات در اولویت قرار گیرد.
آموزش نصب و نگهداری سیستمها برای مردم فراهم شود.
و در نهایت، نظارت عمومی و رسانهای بر روند اجرای پروژه برقرار بماند.
بدون این پیششرطها، این طرح بیش از آنکه گامی بهسوی آیندهای سبز باشد، یک بار مالی تازه برای مردم و منبع درآمدی جدید برای شرکتهای واردکننده خواهد بود.
واقعیت این است که انرژی خورشیدی آیندهای گریزناپذیر دارد، اما نه به شکل نسخهای شتابزده و تحمیلی. ایران با ظرفیت بالای تابش خورشید در بخشهایی از کشور میتواند در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر پیشرو باشد، ولی اجرای چنین طرحهایی در کلانشهرهایی چون تهران، بدون زیرساخت، بدون حمایت مالی، و با تکیه بر بازار انحصاری تجهیزات، تنها به بیاعتمادی عمومی منجر میشود.
اگر هدف واقعی، تأمین انرژی پاک است، مسیر آن از اعتمادسازی، شفافیت اقتصادی و سرمایهگذاری دولتی در زیرساختها میگذرد — نه از اجبار شهروندان به خرید پنلهای گران و غیرعملیاتی.



