ورزش تهران

صعود که نمی‌کنیم، بفرما آقای استیلی!‌

مجیدی مربی تیمی شد که بحران را همیشه در ذات خودش داشته است. چنین تیمی مربیانی بزرگ‌تر و باتجربه تر از مجیدی را هم ناکام گذاشته و دوران مربیگری‌شان را به انتها رسانده.
با این ملاحظات پیش‌بینی ناکامی او در تیم امید چندان سخت نبود. دو شکست تلخ در مقابل امیدهای ازبکستان علاوه بر اینکه هوش از سر همه پراند باعث شد پرده‌ها کنار برود و اختلافات میان مدیران و مربی این تیم علنی شود. اختلافات به حدی بود که به نظر می‌رسید فقط با رفتن یکی از دو طرف حل می‌شود. طبیعی بود که در این جنگ فرهاد نسبت به حمید استیلی در موضع ضعف قرار دارد. البته وضعیت فنی تیم امید هم اجازه دفاع از مجیدی را نمی‌داد. اما به هر صورت همه می‌دانند که 4 ماه مربیگری در تیم امید فرصت مناسبی برای ایجاد تحول و پیشرفت نیست. چه این که تیم امید در زمان بیشتری که در اختیار زلاتکو کرانچار بود هم به وضعیت فنی ایده آلی نرسیده بود. در نهایت مجیدی قبل از این که تصمیمی از سوی فدراسیون فوتبال اعلام شود خودش کناره گیری کرد.
هفته پیش بود که در گزارشی از جایگزینی استیلی به جای مجیدی در تیم امید خبر دادیم و این اتفاق بالاخره افتاد. حالا که حدود 4 ماه تا شروع جام ملت‌های زیر 23 سال آسیا و انتخابی المپیک 2022 مانده استیلی از مدیریت تیم امید به سرمربیگری این تیم رسیده است. حالا همان‌قدر که این جایگزینی قابل پیش بینی به نظر می‌رسید، ناکامی‌اش را هم می‌شود حدس زد. امروز خیلی‌ها می‌گویند اگر قرار بود کسی مثل حمید استیلی جایگزین شود، بهتر بود فرهاد می‌ماند. هر چند ناکامی با فرهاد هم قطعی به نظر می‌رسید. اما نکته این جاست که این ماموریت برای مجیدی می‌توانست یک کلاس درس فوق‌العاده باشد و در آینده به کارش بیاید. اما برای استیلی چه؟ او سالهاست از چرخه مربیان خوب و کارآمد فوتبال ایران عقب افتاده است. دلیل می‌خواهید؟ او در بهمن ماه سال 1396 برای مدتی به عنوان سرمربی تیم هنرمندان انتخاب شد. سقوط از این بیشتر؟ چرا کسی که از سال 1394 (که مربی ملوان شد) هدایت تیم مهمی را در فوتبال ایران به عهده نگرفته باید سرمربی تیم امید شود؟ آیا ناامیدی از موفقیت تیم امید دلیل کافی برای سپردن این تیم به یک مربی بازنده است؟ در توجیه این انتخاب گفته می‌شود که استیلی مدت‌هاست به عنوان مدیر فنی بالای سر تیم امید است و شناخت خوبی از این تیم دارد. اما این هم دلیل خوبی نیست. استیلی در این مدت به عنوان مدیر بالای سر این تیم بوده و بیشتر وقتش را صرف رتق و فتق امور مدیریتی مثل حضور در جلسات کمیته فنی، تعیین برنامه اردوها و بازی‌های تدارکاتی کرده است. در واقع نگاه او به این تیم اصلا نگاه یک مربی به تیمش نبوده است.
یکی از مهم‌ترین فاکتورهای موفقیت در هر تیمی پذیرش مربی از سوی بازیکنان است. این که بازیکنان مربی را به عنوان یک فرد کاربلد بپذیرند و از او حرف شنوی داشته باشند. این مورد را البته فرهاد مجیدی هم نداشت. اما مگر استیلی دارد؟ در مورد استیلی فقط یک چیز قطعی به نظر می‌رسد و آن این است که همه ما (به خصوص بازیکنان تیم امید) از سابقه مربیگری او خبر داریم و می‌دانیم رسیدن به موفقیت با کاراکتری مثل حمید استیلی سخت است. بازیکنان تیم امید هم احتمالا امیدی به موفقیت با مربی جدیدشان ندارند و این یعنی یکی از ارکان اصلی موفقیت در تیم امید به طور کل وجود ندارد. استیلی هم اگر کمی هوشیار بود این ماموریت را نمی پذیرفت و کارنامه خودش را بدتر از آن چه که هست نمی‌کرد. اما او هم احتمالا مثل خیلی از مسئولان، شیفته خدمت است و نمی‌تواند از مسئولیتی که با زور بر گرده‌اش گذاشته‌اند شانه خالی کند!‌

منبع: روزنامه سازندگی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا