اخبار شورای شهر

عبور از هفت‌خان رستم برای دستفروشی در یک محل مشخص

به گزارش عصر شهروند، در سرما و گرما در کنار خیابان و گوشه پیاده‌روها بساط می‌کنند و در غیاب مأموران کالاهایشان را به فروش می‌رسانند. در گذشته‌هایی نه‌چندان دور در بساط دستفروشان از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می‌شد اما الان چند سالی است که گویی این شغل هم تخصصی شده و هر کس برای خود جنسی را برگزیده تا با فروش آن روزگار بگذراند. غیراز راسته ۱۵خرداد که محل تجمع اصلی دستفروشان بوده و هست، در همه جای شهر، خصوصا در نزدیکی مراکز خرید می‌توان تعداد زیادی دستفروش را مشاهده کرد که با اشغال بخشی از پیاده‌رو بساط پهن کرده‌اند و مشغول فروش اجناس‌شان هستند. ضلع شمال‌شرقی میدان ولی‌عصر به سمت زرتشت و چهارراه‌ولی‌عصر به سمت سه‌راه‌جمهوری مملو از دستفروشانی است که از ساعت۹ به بعد صبح، بساط خود را پهن می‌کنند و تا پاسی از شب به‌کار مشغولند. لوازم موبایل، انواع کیف و کفش، لوازم آشپزخانه، انواع عطر و ادکلن، لباس بچگانه، تیشرت و پیراهن مردانه و زنانه، انواع دستبند و گردنبند و انگشتری بدلی، ساعت و… برخی لوازمی هستند که در بساط دستفروشان پیدا می‌شوند.

دستفروشان به جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی شهری تبدیل شده‌اند و این چالش شهری که در شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان، مشهد، تبریز و… بیشتر به چشم می‌آید، سال‌هاست که بدون راهکار باقی مانده است و مسئولان و مدیران شهری هنوز نتوانسته‌اند برای حل آن به راهکاری عملیاتی برسند. آنطور که زهرا نژادبهرام، عضو شورای شهر تهران می‌گوید: شغل ۶هزار نفر از ساکنان تهران دستفروشی است.

با وجود اینکه مدیریت شهری دست کم در طول یک دهه گذشته چند نوبت تلاش کرد که برای ساماندهی دستفروشان چاره‌ای بیاندیشد، اما همه تلاش‌های گذشته تا کنون ناکام بوده است.

مجید صالحی مدیر روابط عمومی شهرداری منطقه یک در این رابطه گفته است: ما با معضل چند وجهی در این قضیه مواجه هستیم. لزوما این افراد نیازمند نیستند که این نیازمندی را در قالب دستفروشی به عرصه کار آورده باشند. ما پدیده مافیایی در این زمینه داریم که شهرداری تهران تا پایان سال گذشته توسط نیروهای شهرداری طرح جمع آوری آن ها را در دستور کار قرار داده بود. باتوجه به اینکه این ها کار تیمی می کنند و در سطح تهران افرادی هستند که این دستفروشان را اداره می کنند باید بحث مقابله با تدابیر خاصی اتفاق بیفتد.

اما شهروندان بدانند بحث دستفروشان یک قضیه اقتصادی و نیازمندی افراد نیست بلکه پدیده مافیای این روزهای جامعه ماست. باندی وجود دارد که ۲۰۰ دستگاه خودرو دارد و در تهران مشغول به کار است.این بحث هم بحثی اجتماعی و هم انتظامی است و پدیده ای ساده نیست و باید به طور جدی آن را پیگیری کرد؛ متاسفانه در این رابطه قوانین ما ضعف های اساسی دارد.

مافیای فروش «جا»

در همین رابطه ایرنا پلاس در انتشار گزارشی میدانی به سراغ دستفروشان رفته و می نویسد : در مسیر خیابان ولی‌عصر و شلوغی پیاده‌روهایش مردی ۴۵ ساله به نام حسین را می‌بینم. حسین می‌گوید قبلاً در بازار مغازه داشته، اما به علت اجاره سنگین و سود کم آن، ادامه نداده است. وی بعدها به دست‌فروشی روی آورده و از این کار خود نیز خیلی خوشحال است. در ادامه از وضعیت خود می‌گوید و توصیه می‌کند که من نیز همین کار را در پیش بگیرم. حسین می‌گوید از این شغل خیلی راضی است و به‌طور میانگین روزی ۱۸۰ هزار تا ۲۰۰ هزار تومان سود خالص به دست می‌آورد.

حسین از این حسرت می‌خورد که چرا زودتر از این که راه پیشرفت‌اش بازتر بوده، کار دست‌فروشی را انجام نداده است. در ادامه به مافیای فروش «جا» در خیابان ولی‌عصر اشاره کرده و می‌گوید در بعضی مسیرها برای یک متر جا باید اجاره پرداخت تا بتوان در آنجا بساط خود را پهن کرد.

تجربه برخورد با چندین دست ‌فروش نشان داد که آن‌ها به شخص غریبه اعتماد نمی‌کنند تا از ورود سایر افراد به چنین شغلی جلوگیری کرده و رقابت کمتری داشته باشند.

در حین تهیه گزارش متوجه شدم گویا یک جریان مافیایی برای دست‌فروشی وجود دارد و موفق شدن در این شغل اصلاً آسان نیست. شاید اغراق نباشد اگر بگویم باید هفت‌خان رستم را پشت سر گذاشت تا بتوان به ثبات شغلی در یک محل مشخص رسید.

درآمد روزانه ۳۰۰ هزار تومان از راه گل‌فروشی؟

اغلب دست‌فروشان را افرادی تصور می‌کنیم که درآمد اندکی دارند و در مخارج روزمره خود درمانده‌اند. شاید برای برخی از آن‌ها همین‌طور باشد، اما مشاهدات ایرناپلاس حاکی از درآمد قابل توجه برخی از آن‌هاست. به‌نظرتان درآمد دست‌فروشی در تهران چقدر است؟

احمد میدری، معاون سابق وزیر تعاون، ‌کار و رفاه اجتماعی گفته است: دستفروشان تهرانی ماهانه یک و نیم میلیون تومان و دستفروشان در شهرهای رشت و اهواز ماهانه ۸۰۰هزار تومان درآمد دارند. اما گویا رقمی که میدری عنوان کرده، خیلی پایین تر از اصل درآمد این گروه است.

علی که ۵۰ سال دارد، در میدان توحید مشغول فروختن گل است. با موهای جو گندمی و چهره‌ای خسته که مدام در حال دویدن پشت خودرو‌هاست و تکرار می‌کند: «گل برای هدیه» و «گل برای خانمت ببر». علی از حرف زدن خودداری می‌کند، اما به گفته آشنایان، این شخص روزانه درآمد خالصی بالغ بر ۳۰۰ هزار تومان در روز دارد.

دست‌فروشی هم به نرخ دلار مربوط است

در مسیر ستارخان متوجه یک خانم تقریباً ۶۰ ساله شدم که با چهره‌ای تکیده به دیوار تکیه داده و به مردم در حال گذر در پیاده‌رو نگاه می‌کند تا شاید دلی به رحم آید و از او جنسی بخرند؛ خریدی که شاید علتش نه نیازی واقعی بلکه از روی ترحم و کمک به همنوع باشد. نزد او می‌روم و می‌پرسم حاج خانم جوراب‌هاتون چنده؟ می‌گوید مادرجان! سه جفت ۱۰ هزار تومان. با این دیالوگ سر صحبت را باز می‌کنم، او می‌گوید خیلی وقت است شوهرش را از دست داده و اکنون خرج ۶ فرزند بر دوشش سنگینی می‌کند.

در ادامه درآمد خالص روزانه خود را بین به‌طور متوسط بین ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان اعلام می‌کند و می‌گوید که این رقم بستگی به شرایط آن روز دارد. او می‌گوید پیش از این یک اسکاچ ظرفشویی را ۵۰۰ تومان خریداری می‌کرد، اما اکنون با بالا رفتن قیمت دلار باید همان نوع را با قیمت ۲۵۰۰ تومان بخرد و ۳۵۰۰ بفروشد. این زن از وضعیت موجود و شرایط معیشتی خود گله‌مند است.

دست‌فروشی بهترین شغل است!

نفر بعدی جوان ۳۳ ساله‌ای بود که در یکی از استان‌های شمالی کشور زیتون تولید می‌کرد. وی مدعی است دستفروشی در تهران بهترین شغل است. او می‌گفت که محصول تولیدی خود را به تهران می‌آورد و در اینجا با بهترین قیمت به فروش می‌رساند. هر چند از بیان درآمد روزانه خود شدیداً امتناع می‌کند.

ماهی ۶ میلیون تومان فروش کفش بافتنی

مشغول گشت زدن بودم که متوجه پسربچه‌ای ۹ ساله شدم. کنارش می‌نشینم و اسمش را می‌پرسم. وحید چهره‌ای دوست‌داشتنی و مهربان دارد و کلاهی مشکی بر سرش گذاشته و وقتی از حرف زدن خجالت می‌کشد، خود را زیر آن کلاه پنهان می‌کند. کار او بعد از ظهرها وقتی که مدرسه تمام می‌شود، آغاز شده و به فروختن آثار هنرمندانه مادر خود، یعنی کفش‌های بافتنی بچگانه مشغول است.

وحید با صدای آرام خود می‌گوید که هر جفت از این کفش‌ها ۱۰ هزار تومان است. در ادامه گفت‌وگو با وحید از او پرسیدم روزانه چند جفت از این کفش‌ها می‌فروشد که او در جواب می‌گوید ۲۰ جفت. خودش ادامه می‌دهد: هر روز تقریباً ۲۰۰ هزار تومان فروش می‌کنم.

داوود که هیکلی درشت دارد، کت گشادی بر تن کرده و ۲۰ متر بالاتر از وحید در حال فروختن شلوار و زیر شلواری است، می‌گوید این شغل سختی‌های خاص خود را دارد و آدم به انواع بیماری‌ها از جمله درد کمر، پا و… مبتلا می‌شود. داوود اذعان می‌کند که در فصل زمستان، درآمد او نصف فصل تابستان است. می‌گوید به‌طور میانگین سود خالص او دو میلیون و۵۰۰ هزار تومان در ماه است. وی در ادامه به کار خود مشغول می‌شود و داد می‌زند: «جنس آب رفتنی، پس گرفتنی».

۴٫۵ میلیون تومان، خیر پایانه آزادی

پایانه آزادی را به‌عنوان مقصد بعدی خود انتخاب می‌کنم. یکی از ساعت‌فروش‌های پایانه که مردی ۴۲ ساله است، می‌گوید روزانه به‌طور میانگین ۱۵۰ هزار تومان سود خالص کسب می‌کند. او می‌گوید ۲۳ سال است که در این شغل فعالیت دارد و به‌علت نداشتن تخصص در کاری دیگر، دست‌فروشی بهترین شغل برای اوست.

نزد محمد می‌روم که ۴۶ سال دارد و ۲۴ سال است به دست‌فروشی مشغول است. او هم می‌گوید چون در هیچ کاری تخصص ندارد، در این شغل ماندگار شده است. همزمان با اینکه پاسخ مرا می‌دهد، مشغول روشن کردن موتور برق خود است. محمد از وضعیت فروش خود ناراضی است. پیش از بالا رفتن دلار، فقط مشغول فروختن سشوار بوده است.

می‌گوید اکنون قدرت خرید مردم پایین آمده و حتی به کالاهای ما نگاه هم نمی‌اندازند. این در حالی است که ما به این شغل عادت کرده‌ایم. در کنارش کار ساندویچی هم انجام دادیم که خرج زندگی خود را در بیاوریم. بعضی روزها پسرم و بعضی اوقات پسر خواهرم به من کمک می‌کنند. او می‌گوید از سال ۷۳ که وارد این حرفه شدم، اوضاع مالی من خیلی خوب بود، اما در سال‌های اخیر اوضاع بد شد و درآمد ما تقریباً یک سوم قبل شده است. محمد هنگام روشن کردن موتور برق خود، یک آه عمیق می‌کشد و امید در چشمانش می‌درخشد، امیدی که برای فروش جنس بیشتر است.

منبع: عصر اقتصاد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا