ورزش تهران

فرهاد و سایه‌ای که از خودش بزرگ‌تر است!

قبل از تمام این ماجراها، همان روز اول که فدراسیون در امتداد برخورد رفع تکلیفی‌اش با امیدها نیمکت این تیم را به مجیدی تعارف کرد، عالم و آدم به فرهاد هشدار دادند که این انتخاب به صلاح او نیست. دلایل این پرهیز دادن همه‌جانبه هم متعدد و متنوع است که باز در این نوشته جا نمی‌گیرد. نکته کلیدی اما اینجاست که مجیدی پیشنهاد را پذیرفت، چند ماه کار کرد و بعد از دو باخت بد به ازبکستان، وقتی شایعه برکناری‌اش داغ شد، تازه به صرافت افشای دخالت‌ها افتاد. خب برادر عزیز؛ شما چرا در نخستین روزهایی که این حجم از مداخله را دیدی، داوطلبانه از تیم امید کنار نکشیدی؟ مگر نه اینکه «شخصیت» آدم‌ها از هر چیز دیگری مهم‌تر است؛ پس چرا ساکت نشستی تا لیست مدعوین را حمید استیلی به شما تحمیل کند؟ چرا وقتی به قول خودتان محمدرضا ساکت جلوی دعوت یک بازیکن به تیم امید را گرفت، با این «زورگویی» کنار آمدی و موضوع را افشا نکردی؟ مگر ساکت چه‌کاره است که برای سرمربی تیم امید، آن هم یک چهره مشهور مثل مجیدی تعیین تکلیف کند؟ چرا به هر قمیتی با شرایط کنار آمدید و تازه بعد از باخت و زمزمه اخراج، یادتان افتاد که «اصول مربیگری» هم دارید؟
کوبیدن مجیدی که به هر حال محبوبیت خاص خودش را دارد لذتبخش نیست، اما از آن سو حمایت از کسی که یک ماه پیش به شدت از درایت و کفایت مهدی تاج تمجید کرده بود و حالا بی‌پروا به او یورش می‌برد هم کار سختی به نظر می‌رسد. مجیدی که اظهارنظر او علیه سواد فنی امیر قلعه‌نویی در همین هیاهوی اخیر افشا شد، در آن فایل صوتی مشهور علیه پرویز مظلومی هم مدعی شده بود بازیکن امیدهای استقلال به اسم «امیرحسین کارگر» بهتر از محمدرضا حسینی ذوب‌آهن است، اما وقتی خودش سرمربی تیم امید شد، هرگز همین کارگر را دعوت نکرد. اینها ابهامات و تناقضات آزاردهنده است، وگرنه حتما بخشی از ادعاهای فرهاد در مورد مشکلات تیم امید صحت دارد. مساله اینجاست که او یک روز در تلویزیون گفت علیرضا جهانبخش را که آن زمان مهم‌ترین استعداد فوتبال ایران بود نمی‌شناسد، اما بعدا با همین سطح از اطلاعات، پیشنهاد حضور در کمیته فنی فدراسیون فوتبال را پذیرفت! بگذریم از هوش سرشار پیشنهاددهنده؛ یکی مثل مجیدی چرا باید قبول کند؟
مجیدی هم مثل هر آدم دیگری نقایص و کاستی‌های خودش را دارد؛ اما مشکل فرهاد شاید تصویر اغراق‌آمیزی باشد که هوادارانش از او ساخته‌اند. در حقیقت سایه فرهاد از قد او بلندتر است و همین پارادوکس تلخ است که در لغزش‌های گاه و بیگاه مجیدی به چشم می‌آید. تین‌ایجرهای عشق فرهاد دل‌شان می‌خواهد او کاراکتری فرا زمینی داشته باشد، اما مشکل اینجاست که آقای شماره هفت گاهی حتی در امور روتین و یومیه‌اش هم دچار سرگیجه و بلاتکلیفی است. لقب سنگین «اسطوره» را از دوش نحیف فرهاد بردارید و بگذارید او کمی نفس بکشد.

منبع: بانک ورزش

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا