فشار و توصیه فتحالله زاده را مدیرعامل میکند؟

کنار اقداماتی که برای برگرداندن استراماچونی صورت میگیرد و تا امروز نتیجهای نداشته بحث انتخاب مدیرعامل جدید باشگاه استقلال هم موضوع داغ روز و نقل محافل ورزشی است. پس از استعفای امیرحسین فتحی، مدیرعامل ناموفق آبیها، از سوی وزارت ورزش و جوانان نام چند نفر به عنوان گزینه مدیرعاملی استقلال مطرح شد که با جو رسانهای که برای علی فتحا…زاده، مدیرعامل سابق این باشگاه به راه افتاد خیلیها شانس او را برای تصدی دوباره صندلی مدیریت باشگاه از سایر گزینهها از جمله کاظم اولیایی و هاشم ساعدی بیشتر میدانند. حتی دیروز سایت انتخاب و باشگاه خبرنگاران جوان مدعی شدند: «سلطانیفر، وزیر ورزش و جوانان امروز در جلسه نهایی با فتحا…زاده برای مدیرعاملی باشگاه استقلال به توافق رسیده و حکم وی صادر شده و امضای خلیلزاده به عنوان رئیس هیئت مدیره باشگاه تنها موردی است که فعلا از انتشار رسمی خبر جلوگیری کرده است.» اما آمار و سابقه چند سال مدیریت فتحا…زاده در باشگاه استقلال چیز دیگری میگوید و البته عدهای از هواداران و پیشکسوتان باشگاه از بازگشت دوباره شوالیه به اردوگاه آبیها استقبال نمیکنند و حتی برخی به صراحت و با ادله محکم انتخاب فتحا…زاده را به عنوان جانشین فتحی، برگشت به عقب و انتخابی غلط میدانند. دلایل این افراد هم نه تنها بر مبنای اتفاقاتی است که در زمان مدیریت او در باشگاه استقلال رخ داده بلکه مبنای دیگر آن رابطه و شاید رانتمحور بودن انتخاب او به عنوان مدیرعامل باشگاه در سالهای گذشته و شاید هم در مقطع کنونی است. قطعا فوتبالدوستان به خاطر دارند که اواخر دهه 60 آقامحمدی، رئیس هیئت مدیره استقلال شد؛ فردی که با علی فتحا…زاده نسبت فامیلی داشت و دایی همسر او بود. با این اتفاق کمکم پای علی فتحا…زاده به فوتبال و باشگاه استقلال باز شد تا اینکه او با استفاده از همین ارتباط و حمایتها و البته به واسطه ارتباطات رسانهای و داشتن چند نشریه و دوستان رسانهای که هم از اقوامش بودند و هم از مریدانش توانست پلههای ترقی را خیلی زود و سریع طی کند و روزی مدیرعامل باشگاه تهرانی شد. اما حاصل چند سال مدیریت فتحا…زاده در باشگاه استقلال انباشت بدهیهای میلیاردی ریالی و ارزی بود که اسنادش موجود است. یکی از معضلات همیشگی استقلال برای صدور مجوز حرفهایاش، بدهی ۲۰ میلیاردی دوران اوست آن هم در مقطعی که سقف قرارداد بازیکنان مطرح فوتبال هنوز میلیونی بود به اضافه ۹۲۰ هزار دلار احکام فیفا برای مرحوم ساموئل، گوران لاوره و رودریگو توزی، 3 بازیکن خارجی آبیها که در زمان مدیریت او جذب شدند اما به خاطر عدم تسویه به موقع با آنها به فیفا شکایت کردند و باشگاه استقلال در هر 3 مورد محکوم شد. البته این به معنای بینقص بودن مدیریت افرادی چون واعظیآشتیانی، افشارزاده، افتخاری و فتحی نیست اما مدیریت فتحا…زاده به معنای واقعی کلمه مدیریت هزینه بود که پس از رفتن او باشگاه تا سالها تاوان آن را میداد.
علاوه بر موضوعات مالی دوران فتحا…زاده که قطعا قابل دفاع نیست، سوءمدیریت او باعث جدایی بازیکنان تاثیرگذاری چون فرهاد مجیدی، آندرانیک تیموریان و مجتبی جباری در میانههای فصل از آبیها شد و این مسئله استقلال را از رسیدن به موفقیت بازداشت. کنار این موارد باید به برکناری مرحوم ناصر حجازی از سرمربیگری استقلال هم اشاره کرد که باعث خانهنشینی اسطوره آبیها شد. اما موضوع مهمتری که در مورد علی فتحا…زاده و چگونگی حضور او در جمع گزینههای مدیرعاملی استقلال وجود دارد بحث بازنشسته بودن اوست که به لحاظ قانونی او قادر به تصدی مدیریت باشگاه استقلال یا هر منصب دولتی دیگر نیست. قطعا فوتبالدوستان فراموش نکردهاند که چندی پیش حمیدرضا گرشاسبی، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس به خاطر همین قانون و با وجود داشتن حمایت هواداران میلیونی پرسپولیس، پیشکسوتان، بازیکنان و کادر فنی به حکم قانون منع بهکارگیری بازنشستهها در مناصب دولتی کنار رفت و جایش را به ایرج عرب داد که اقدامات او در پرسپولیس حسابی مورد انتقاد پرسپولیسیها قرار گرفت و عملکرد موفقی نداشت. حال سوال اینجاست وزارت ورزش و جوانان با علم به این موضوع چرا دست روی یک مدیر بازنشسته با سابقه نه چندان خوب گذاشته و چرا سراغ مدیران موفق و غیربازنشسته نمیرود؟ آیا برای وزارتنشینان مسجل نشده که افرادی چون اولیایی و فتحا…زاده امتحان خود را پس دادهاند و باید سراغ نیروهای جوان و جدید با ایدههای نو رفت؟ آیا وزیر ورزش که شنیده میشد تمایلی به بازگشت فتحا…زاده به عرصه مدیریت باشگاه استقلال ندارد تحت تاثیر توصیهها و فشارهای چند روز اخیر ناچار به پذیرش او و برگزاری جلسه و درنهایت تایید و انتخاب او شده است؟
منبع: آخرین خبر



