مسئول افشاگری در استقلال/ مرد دعوایی

در گزارشهای سفارشی روزنامههای ایتالیایی، از خطیر با عنوان عجیب و بیمعنی «عضو ایرانی فیفا» یاد میشد اما این کارشناس حقوق ورزشی که قرار بود با تسلطش روی مسائل حقوقی، مشکلات پروندههای خارجی متعدد استقلال در فیفا را حل کند، این روزها از تخصصش فرسنگها فاصله گرفته و در مصاحبههای بیپایانش هرآنچه در استقلال دیده و شنیده را به سبک خودش روایت میکند. خطیر با اینکه دو ماه است از پستی که در استقلال داشت استعفا کرده و میگفت میخواهم به زندگی شخصی خودم برسم ولی جذابیت رسانهها او را رها نکرده و همچنان مشغول «افشاگری»، بیان «ناگفتهها» و آشکار کردن «پشت پردهها»ست.
خطیر یک روز خواستههای مالی بازیکنان را افشا میکند، روز دیگر با منتشر کردن پیامکها به سرمربی تیم انگ دلالی میزند، یک روز فایل صوتی مربی تیم که به پیشکسوتی تاخته را منتشر میکند، روز دیگر به کاپیتان تیم بحرانزده بند میکند و در تازهترین پرده، فصل تازهای در ناگفتههایش آشکار میکند و دامنه افشاگری را تا تختهای شکسته گادوین منشا پیش میبرد! مهم نیست آنچه خطیر میگوید، واقعیت دارد یا نه، آنچه اهمیت دارد بازگو کردن رازهای درون خانوادگی استقلال است که این روزها بحرانیترین خود را سپری میکند. همه آدمهایی که در فوتبال روزگار گذراندهاند، صدها ناگفته و خاطره از جنس افشاگریهای خطیر دارند، چه بسا عجیبتر و ناگفتنیتر! اما معمولاً نمیگویند چون اخلاق حرفهای به آنها اجازه نمیدهد هرچه درون یک تیم گذشته، فاش شود. خطیر بارها گفته عاشق استقلال است اما فعلاً طوری برای تیم حاشیه میسازد که هیچ رقیبی نمیتواند به گرد پای او برسد. این یک تناقض آشکار است که رفتار و گفتار خطیر دیده میشود. این چه عشقی است که اینگونه به معشوق لطمه میزند؟ این مصاحبهها تا کجا ادامه دارد؟ فردا کدام عضو مجموعه باشگاه استقلال باید منتظر باشد که علی خطیر «ناگفته»ای از او افشا کند؟ آیا موضوع ناگفتهها فقط به همین تخت شکسته ختم میشود یا باز هم ادامه دارد؟
تناقضهای خطیر تمامی ندارد. او در مهر ۹۸ میگوید: «یکبار به فتحی گفتم با سلطانیفر صحبت کن که استقلال و پرسپولیس هیچ بازیکن و مربی خارجی نگیرند، زیرا منابع مالی لازم را برای تأمین هزینهها نداریم.» و انگار فراموش کرده که وقتی هنوز لیگ هجدهم تمام نشده بود، بعد از بازی با استقلال خوزستان به تماشاگران وعده داد که مربی آینده استقلال «یک مربی بزرگ خارجی» است. معاون ورزشی نمیگوید که پیشنهادش به فتحی، مربوط به چه مقطع زمانی است اما (احتمالاً) عامدانه فراموش میکند در روزهایی که فرهاد مجیدی به عنوان گزینه دائمی مربیگری استقلال مطرح شده بود، لیست بلندبالایی از مربیان ایتالیایی در جیبش گذاشته بود و هر روز از طریق رسانههای نزدیک یا صفحه شخصیاش، یک اسم جدید رو میکرد؛ یک روز کاررا، یک روز آلسیو و بالاخره استراماچونی. همانی که خبر توافقش با استقلال، زودتر از رسانه رسمی باشگاه در صفحه شخصی خطیر در اینستاگرام منتشر شد.
در لابلای حرفهای معاون ورزشی سابق استقلال، نکات جالبتری هم هست. آنجا که به مدافع ملیپوش استقلال اشاره میکند و در پاسخ به اینکه چرا به سادگی پژمان منتظری را از دست دادید، میگوید: «من از دست پژمان دلخور بودم و به همین دلیل به او زنگ نزدم، فتحی با منتظری تماس گرفت تا در تیم بماند اما ظاهراً پاسخگو نبوده». اینکه معاون ورزشی باشگاه چقدر حق دارد روابط شخصی خودش را در نقل و انتقالات دخیل کند و به صرف «دلخوری»، باعث شود یکی از پرسابقهترین ستونهای دفاعی تیم از دست برود، پرسشی است که کاش روزی علی خطیر به آن جواب بدهد. جاهطلبی و شهرت فینفسه ویژگیهای بدی نیست. هرکسی میتواند در حرفهای که به آن مشغول است، به شهرت بیشتر فکر کند، جاهطلب باشد و به پستهای مهمتری از معاون ورزشی باشگاه فکر کند. خطیر هم که با مصاحبههای مسلسلی نشان داده اهل دل کندن از فوتبال ایران نیست، هیچ اشکالی ندارد که در رویاهایش به ریاست فدراسیون و حتی ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا فکر کند اما فعلاً علاقه مفرط او به بیان ناگفتهها و فاش کردن پشت پردهها در استقلال، حکایت فوتبالیست سادهدلی است که قرار بود مارادونا را یارگیری کند ولی آنقدر گل به خودی زد که مربی داد میزد: مارادونا را ول کنید، بازیکن خودمان را بچسبید
منبع: آی اسپورت



