مسلح به هیاهو و شلوغبازی

صحبت از پر افتخارترین مربی تاریخ لیگ برتر است که از آخرین قهرمانیاش، شش سال میگذرد و همین دوری از جام موجب شده که او در بسیاری از موارد،رادیکال تر از قبل شود. قلعه نویی که آخرین بار در لیگ دوازدهم با استقلال، قهرمان لیگ برتر می شد شاید هرگز تصور نمی کرد تا لیگ نوزدهم دیگر رنگ این جام را نبیند.با تیم های همیشه مدعی به سان استقلال، تراکتورسازی،ذوب آهن و سپاهان شانسش را در این شش سال امتحان کرد که در چند فصل گذشته به سد محکمی به نام برانکو برخورد.وقتی سرمربی کروات در ابتدای لیگ نوزدهم از جمع قرمزها جدا شد بدون شک خوشحال ترین مربی کره زمین کسی نبود جز امیر قلعه نویی.چرا که اگر گذر برانکو در بهار 94 بعد از 10 سال غیبت به فوتبال ایران نمی افتاد، بدون شک امیر دست کم یک جام در این چند فصل کاسب می شد.برانکو رفت و مطابق پیشبینی ها پرسپولیس سقوط آزادش را شروع کرد.شاید خود هواداران قرمز هم امید چندانی به کالدرون برای فتح لیگ نوزدهم نداشته باشند.تراکتورسازی که لیگ را عالی شروع کرده بود ناگهان دچار همان سندروم خود ویرانی شد و دیگر کسی حاضر نیست روی قهرمانی آنها شرط ببندد. با توجه به نتایج عجیب شهر خودرو بعید است یحیی و شاگردانش توانایی رقابت سی هفته ای برای صید قهرمانی داشته باشند.از این رو استقلال که با استراماچونی روزهای درخشانی را سپری می کند،مهمترین رقیب قلعه نویی و سپاهان به شمار می روند.البته پیشبینی کورس قهرمانی آن هم در هفته دوازدهم که ۱۸هفته تا پایان کار مانده،کار منطقی و عقلایی نیست اما اگر اتفاق خاصی رخ ندهد دور به ذهن می رسد در پایان، تیمی جز سپاهان و استقلال قهرمان لیگ جاری شود.
از تسمخر شفر تا تکرار کارش
از این رو تقابل این دو تیم که شنبه در اصفهان برگزار شد، تاثیر بسزایی در تعین وضعیت جام در پایان لیگ داشت.با این وجود استراماچونی هرگز اسیر ترس و احتیاط نشد. و تیمش را به سبک هفته های گذشته، هجومی و بی ترس روانه میدان کرد.بر خلاف جریان بازی عقب افتاد اما همان روش هجومی را آنقدر ادامه داد تا به حقش برسد و با دو گل پیش بیافتاد.شاید بزرگترین اشتباه استرا تا اینجای کار، مربوط به تعویض قائدی با شاهین طاهرخانی بود. اگر او همچنان مهمترین و زهر دارترین بازیکن تیمش را در خط حمله حفظ می کرد شاید گل سوم هم از راه می رسید. با این وجود فوتبال بازی شانس و اشتباهات است و این نورافکن بود که سرانجام مهمترین گل زندگی اش تا امروز را زد. قلعه نویی می دانست باخت در اصفهان چه تبعات سنگینی برایش دارد،علاوه بر باخت جنگ شش امتیازی، هم از حیث روحی به تیمش آسیب جدی وارد می شد و هم اینکه طاقت دومین باخت متوالی در کمتر از هشت ماه در خانه به استقلال را نداشت.از این رو همان فردی که پیش از این به شادی شفر و شاگردانش پس از برد اردیبهشت ماه در نقش جهان، گله کرده بود و با تمسخر از آن یاد می کرد، خودش به خاطر نباختن به استقلال در اصفهان، میزبان چنین جشنی شد. آنقدر خوشحال و مسرور بود که گویی با این یک امتیاز فاتح جام شده است. قلعه نویی که همیشه خودش را یک آلترناتیو ایده آل برای همه مربیان استقلال در هر برهه ای می داند، درک می کند حالا که هوادار آبی، بازی روان تیمش با استراماچونی را می بیند دیگر راضی نیست به حضور مربی دیگری جز امثال استراماچونی که فوتبال روز جهان را ارائه می دهند.او راه بازگشت را سخت می بیند از این رو شکست دادن و جام بردن از این استقلال، شاید برایش اهمیتی چند برابر نسبت به دیگر رقبا داشته باشد. اگر دنبال دلیل شادی بی حد و حصر او می گردید باید پاسخش را در دل همین مسائل جستجو کنید.
تقابل با مربیان خارجی
هوادار استقلال یکی دو فصل است بازیهای خوب و به روزی را از مربیانی مثل شفر و استرا می بیند از این رو اگر استقلال امسال با این مربی ایتالیایی فاتح جام شود، شاید تا سالیان سال نوبت به هیچ گزینه ایرانی برای هدایت این تیم نرسد و این به هیچ وجه مطلوب مربی خارجی ستیزی مثل قلعه نویی نیست. اگرچه در مصاحبه هایش سعی می کند مثلا از امثال دنیزلی و استراماچونی(چون هیچکدام قهرمان نشدند) تعریف کند اما تردید نکنید همانطور که قبلا از کی روش و برانکو تعریف می کرد و حالا محال است یک خط حرف خوب از آنها بگوید، بعداها هم همین دو مربی خارجی را تکفیر می کند،همانطور که پیش تر کرده بود. مانیفست چهره بی روتوش قلعه نویی می گوید؛ فوتبال ایران باید در دست مربیان ایرانی باشد. طبیعتا چنین طرز فکری هرگز از ته دلش با حضور امثال دنیزلی و استرا موافق نیست و فقط برای اینکه افکار خود را مدرن و علمگرا نشان دهد، مجبور است چنین پزهایی را بدهد.اما همه اینها مدت دار است همانطور که تعاریفش نسبت به برانکو و کیروش تاریخ مصرف داشت. او تا فصل قبل برای زدن کارلوس کیروش مرتب از پرفسور بودن برانکو حرف میزد اما به محض خروج مربی پرتغالی و باختن دو جام متوالی به برانکو در لیگ هجدهم و جام حذفی،مدعی شد این جام ها برای آقای پرفسور مهندسی شده است!
اشتباه داوری فقط علیه من است!
اما موضوع مهمتر که در مقدمه به آن اشاره شد،واکنش منحصر به فرد قلعه نویی نسبت به اشتباهات داوری و اتفاقات این دستی است. او عادت به تحریف تاریخ با شدت به نفع خویشتن دارد.همانطور که بعد از جام جهانی ۲۰۰۶ یکی از بهترین و پرمهره ترین تیم های تاریخ ایران را در دست گرفت اما امروز مرتب می گوید فداکاری کرده و حاضر شده در بدترین دوره،هدایت تیم ملی را به عهده بگیرد. فقط نگاهی به لیست بازیکنان ایران در جام ملتهای ۲۰۰۷ بیاندازید تا ببیند او چه مهره هایی را در اختیار داشت و علی رغم حذف مقابل کره جنوبی بیش از ۱۳ سال است پنالتی خراب شده مهدوی کیا را تنها عامل باخت خودش می داند. در صورتی که علی فتح الله زاده یکی از پرمهره ترین و بهترین تیم های تاریخ استقلال را در اختیارش گذاشت حالا می گوید؛ هر وقت به استقلال آمدم این تیم بی پول بود. اما نمیگوید چگونه پر مهره ترین تیم ها به او می رسید؟
قلعه نویی که سالیان سال است در تمام مصاحبه هایش اشاره ای به حضور در آلمان و دوره دیدنش در لورکوزن می کند در یکسال اخیر ذکر یک اتفاق را هم به آن اضافه کرده است؛او فغانی را عامل از دست رفتن قهرمانی در لیگ هجدهم می داند چرا که در بازی رفت سپاهان و پرسپولیس در لیگ گذشته، این داور پنالتی اشتباهی را علیه تیمش اعلام کرد.توپی که روی دروازه سپاهان سانتر شد و کیروش استنلی روی هوا با دستانش به آن ضربه زد. فغانی صحنه را دید و در سوتش دمید.اما آن چیزی که از چشم داور دور ماند به یک ثانیه قبلش مربوط می شد؛جایی که منشا برخوردی را با خالد شفیعی داشت و به گفته کارشناسان، قبل از اعلام پنالتی، داور میبایست خطای منشا را اعلام میکرد. البته همان کارشناسان نظر دیگری هم داشتند و آن مربوط به صحنه ای بود که دقایقی قبل رخ داد و آن پنالتی مسلم مدافع سپاهان روی علیپور بود.اما امیر قلعه نویی یکسال تمام در هر مصاحبه ای پای فغانی را وسط کشید و گفت؛ این اشتباه جام را از من گرفت. در صورتی خودش را طلبکار نشان می دهد که در همان دیدار، یک پنالتی واضح و مبرهن از سوی همین فغانی به سودش نادیده انگاشته شد. اما مربی همیشه طلبکار فوتبال ایران، تنها مواردی را می بیند که علیه تیمش سوتی زده شده و در موارد دیگر هم نابینا است هم به شدت کم حافظه.
فغانی فحش خورد زاهدی فر ترسید
یکسال گذشت و مجددا کی روش استنلی ناباورانه همان هند پنالتی را مقابل استقلال تکرار کرد و در نهایت تعجب، زاهدی فر که در فاصله یکی دومتری صحنه بود در سوتش ندمید.تصاویر ویدئویی از پشت دروازه نشان می دهد داور همه چیز را دیده اما حالا سوال به وجود آمده این است؛چرا زاهدی فر نقطه پنالتی را نشانه نرفت؟ شاید در بهترین حالت گفته شود وی این برخورد را حالت طبیعی بدن کیروش دانست که با توجه به زاویه دست و بدن که ۱۸۰ درجه بود، باید برای این رای تاسف خورد.اگرهم مدعی شود ندیدم که قطعا باید از اوهم آزماش بینایی گرفت هم راستی آزمایی.البته این تنها اشتباه زاهدی فر نبود چرا که به گفته چند کارشناس،میلیچ در هجده قدم استقلال روی میرزایی مرتکب پنالتی شد که داور آن را بیرون ۱۸ قدم تشخیص داد.اما در مورد صحنه دوم، شک و تردید بسیار است و در صورت محرز بودن اشتباه داور باز هم با توجه به زاویه دید و فاصله نمی توان این اشتباه را همانند صحنه هند کیروش استنلی،”شاه گاف” داوری عنوان کرد.زاهدی فر که در یکسال اخیر شاهد هجمه های تمام نشدنی قلعه نویی علیه بهترین داور آسیا(فغانی) بود شاید ترسید و ترجیح داد چیزی را که دیده، ندیده بپندارد.
اگر چند ماه بعد در دل مصاحبه های سرمربی سپاهان، دیدید و خواندید که او فقط به اشتباه زاهدی فر روی صحنه میلیچ و میرزایی اشاره کرد و هیچ حرفی از پنالتی تابلوی کی روش نکرد، چندان تعجب نکنید.قلعه نویی تنها اشتباهاتی را می بیند که علیه خودش است. او در صورتی تیمش را مقابل پیکان در جام حذفی برنده کرد که طبق تصاویر تلویزیونی، گل دوم سپاهان صد در صد آفساید بود اما “آقای همیشه طلبکار” این بار سکوت کرد.او در چنین مواقعی روشنفکر است و اشتباه داوری را جزئی از فوتبال می بیند اما اگر یک داور که از قضا بهترین داور آسیا است در طول سی هفته لیگ، یک پنالتی را علیه تیمش بگیرد آن فرد می شود عامل از دست رفتن قهرمانی او. شاید تاکتیک شلوغ کاری کنار زمین دوره اش گذشته و حالا برای تحت فشار قراردادن داوری می بایست اینچنین هدفمند، یکسال تمام علیه یک صحنه حرف زد تا در صورت تکرار آن حادثه در سال بعد، داور از فاصله دو متری ببیند و خودش را به ندیدن بزند!
منبع: آی اسپورت



