مورینیو شاید یاد بگیرد

سیستم 5-2-3 مورینیو به مک نیل و رودریگز اجازه داد تا در تورف مور لذت ببرند و آزادانه عمل کنند. انتقاد خوزه مورینیو از نگرش و سطح عملکرد بازیکنانش اگر عاقلانه باشد، عادلانه نبود چراکه با این وجود او باید بیشترین تقصیر را متوجه ترکیب 5-2-3 غیرمعمول و ناهمگونش در تساوی یک-یک تاتنهام در برنلی بداند. بعد از استراحت بین 2 نیمه آقای خاص با 2 تعویض ترکیب را به 1-3-2-4 تغییر داد اما فرم بازی عوض نشد و آنها فقط توانستند یک گل از روی ضربه پنالتی بزنند. برای در اختیار داشتن توپ و مالکیت در زمین تیم مورینیو کاملا ناکام بود و بیشتر در نیمه زمین خود حضور داشت. استفاده از 5 مدافع به این معنا بود که هیچ توپی خارج از جناحها وجود ندارد (هیچ یک از مدافعان نمیتواند توپ را در اختیار بگیرد و به جلو بپیوندد) و استفاده از 3 هافبک پشت مهاجم به اینترتیب بود که ایستادن تانگوی اندومبله و اولیور اسکیپ در میانه میدان بیاثر بود و فاصله 25 یاردی بین مدافعان کنار و وینگرها عجیب و ناکارآمد بود. پس این جای تعجب نداشت که این 2 بازیکن اثری در جریان بازی نداشته باشند و توپی به آنها نرسد. در سیستم نیمه اول هم تاتنهام تاکتیک خاصی نداشت و آنها سعی میکردند که بیشتر با ارسالهای بلند موقعیتسازی کنند که اگر مدافعان حریف اقدام به دور کردن توپ میکردند از آنجا بتوانند موقعیتسازی را از سر بگیرند. در مقابل ترکیب برنلی خیلی عاقلانه بود. برابر سیستم مورینیو آنها 2-4-4 تیمشان را آرایش کردند، این به بازیکنان میانی اجازه میداد بهراحتی از کنار اندومبله و اسکیپ عبور کنند. نتیجه نشان میدهد ترکیب مورینیو در این بازی وحشتناک بود.
نقش گیلمور و ژیرو
عملکرد درخشان چلسی در پیروزی 4- صفر برابر اورتون، بازگشت به سبکی بود که این باشگاه در چند ماه ابتدایی آغاز سرمربیگری فرانک لمپارد تجربه کرده بود. لمپارد از اولیویه ژیرو و بیلی گیلمور برای این نتیجه بسیار متشکر خواهد بود. گیلمور که اولین بازی در لیگ برتر انگلیس را تجربه میکرد، با پاس بین مدافعان نقش اصلی را روی گل اول و همینطور چند شانس گلزنی پیش از آن ایجاد کرده بود، داشت. پیشبینی میشد که میسون مونت و راس بارکلی را برای این امر در ترکیب بازی داده، اما بعدا طی جریان بازی مشخص شد که او از این 2 بازیکن برای مهار آندره گومز و تام دیویس استفاده کرده است. با توجه به اینکه بارکلی و مونت نیمی از فضاها را پوشش میدهند و گیلمور مدام به دنبال پاس بلند و کوتاه برای آنها بود که چلسی میتوانست با یک سرعت بسیار بالاتر بازی کند. به نظر میرسد جانشین به حق جورجینیو پیدا شده و اگر جرقهای نباشد، میتواند خط میانی آبیها را تا سالیان سال بیمه کند.
سه کلید منچستر در دربی
تفاوت اصلی پیروزی 2- صفر روز یکشنبه و شکست 3- یک در جام اتحادیه به منچسترسیتی این بود که منچسترسیتی با مالکیت و قدرت بینظیری برای کسب نتیجه در زمین حاضر شده بود. دنیل جیمز و آنتونی مارسیال در خط حمله از مهارت برونو فرناندز استفاده کردند و در این پیروزی نقش ویژهای داشتند. اگرچه یونایتد در خط حمله قدرت کافی برای مقابله با حریف داشت اما نقش مدافعان شیاطین سرخ در این مسابقه بسیار پررنگتر بود. در سیستم 2-1-4-3 اوله گونار سولسشر، 3 بازیکن خط حملهاش در کار دفاعی شرکت کردند و به رودری، ایلکای گوندوگان و فرناندینیو اجازه نمایش ویژه را ندادند. او به غیر از اودیون ایگالو، به جای فرناندز اسکات مک تومینای و اریک بایی را به عنوان بازیکن تعویضی به ترکیب اضافه کرد تا قدرت دفاعی تیمش را در دقایق پایانی بازی بیشتر کند. به صورت واضح سولسشر علاقه داشت تا به غیر از دروازهبان 7 بازیکن دیگرش را در زمین یونایتد نگه دارد و تنها 3 بازیکن در خط حمله آن طرف خط میانه میدان حضور داشته باشند تا او یکی از دیگر از تیمهای تاپ سیکس را با همین روش از پیشرو برداشته و به 3 امتیاز ارزشمند دست پیدا کند؛ قدرت کاری که تیم او انجام داد، زمانی مشخص میشود که آگرو، استرلینگ و حتی فودن در خط حمله سیتی حضور داشتند اما داوید دخیا با کلینشیت زمین مسابقه را ترک کرد. بدین ترتیب اوله، پس از آنتونیو کونته و نونو به سومین سرمربی تارخ تبدیل شد که در یک فصل، رفت و برگشت پپ گواردیولا را دبل میکند. شاید اینگونه او به سرمربی سابق یونایتد، بردن همشهری را یاد داد.
منبع: آخرین خبر



