میدان آریاشهر ؛ از تولد تا طرح حذف صادقیه
در یکی از پرترددترین نقاط غرب تهران، میدان صادقیه نه صرفاً یک فضای ترافیکی، بلکه قطب فعالیتهای شهری، تجاری و حملونقلی شده است.

به گزارش عصرشهروند، اکنون شهرداری تهران با طرحی تازه «جمعآوری میدان صادقیه» و تبدیل آن به نقطهای بهتر برای عبور و مرور و ساماندهی فضای عمومی را در دستور کار دارد. اما برای فهم بهتر این برنامه، باید مسیر تاریخی، چالشهای کنونی و چشمانداز طرح را بررسی کرد.
میدان صادقیه در محدودهای قرار دارد که از دهه ۱۳۵۰ شمسی بهتدریج به یکی از مهمترین نقاط دسترسی پایتخت بدل شد. زمانی که ساختوساز در محلههای گیشا، طرشت، پونک و جنتآباد سرعت گرفت، صادقیه به دروازه ورود به غرب تهران تبدیل شد. این میدان از همان ابتدا نقشی فراتر از یک گره ترافیکی داشت؛ بهنوعی مرز میان تهران مرکزی و مناطق تازهتوسعهیافته غربی بود.
با آغاز به کار خط دو مترو تهران و احداث ایستگاه صادقیه، نقش این محدوده دوچندان شد. در دهه ۱۳۸۰، میدان صادقیه نهتنها مرکز تبادل حملونقل عمومی بلکه یکی از پرترددترین نقاط تجاری پایتخت نیز بود. مجتمعهای تجاری متعدد، دسترسی مستقیم به اتوبانهای همت، حکیم و جلال آلاحمد و نزدیکی به مسیر کرج، این میدان را به یکی از شریانهای اصلی تهران بدل کرد.
اما رشد سریع شهری بدون هماهنگی با زیرساختهای ترافیکی موجب شد میدان صادقیه در سالهای بعد به یکی از گرههای پرترافیک تهران تبدیل شود. روزانه هزاران خودرو از مسیرهای مختلف وارد این محدوده میشوند و حجم بالای تاکسیها و اتوبوسها، عبور عابران و فعالیت دستفروشان، مدیریت ترافیک را دشوارتر کرده است.
طرحهای متعدد و ناکام برای بازآفرینی میدان
در طول دو دهه گذشته، شهرداری تهران چندین بار برنامههایی برای اصلاح میدان صادقیه ارائه کرده است. نخستین طرح در سال ۱۳۸۶ با هدف ایجاد زیرگذر خودرو مطرح شد، اما به دلیل پیچیدگی تاسیسات شهری و مخالفت برخی کسبه، متوقف ماند. پس از آن، طرحی برای تبدیل میدان به تقاطع غیرهمسطح در دستور کار قرار گرفت که به دلیل کمبود بودجه اجرا نشد.
در سالهای بعد، با رشد فعالیت تجاری در اطراف میدان، تمرکز مدیریت شهری بر ساماندهی پیادهروها و ایستگاههای حملونقل عمومی قرار گرفت. ساخت ایستگاه متروی صادقیه دوم، احداث پایانه اتوبوسرانی و ساماندهی تاکسیها تا حدودی نظم بیشتری به ترددها داد، اما مشکل اصلی یعنی طراحی هندسی ناکارآمد میدان همچنان باقی ماند.
به گفته کارشناسان شهری، شکل فعلی میدان صادقیه باعث تداخل حرکت خودروها از مسیرهای شمالی، جنوبی و شرقی میشود و عملاً ظرفیت عبوری معابر را نصف کرده است. افزون بر این، نبود فضای کافی برای توقف وسایل حملونقل عمومی، حضور گسترده موتورسیکلتها و دستفروشان و فعالیت نامنظم تاکسیها، شرایط ترافیکی را بحرانیتر کرده است.
اکنون در طرح جدید شهرداری تهران، تصمیم بر آن است که میدان بهطور کامل جمعآوری شود و تقاطعهای همسطح جایگزین آن شوند. بهعبارتی، الگوی میدان سنتی که در دهههای گذشته پایه طراحی شهر بود، جای خود را به مدل تقاطعهای باز و خطی خواهد داد.
نگرانی شهروندان از حذف نماد شهری و هویت محلهای
با انتشار خبر جمعآوری میدان صادقیه، واکنشهای مختلفی از سوی شهروندان و کسبه محلی مطرح شده است. برای بسیاری از ساکنان مناطق غربی تهران، صادقیه صرفاً یک میدان نیست، بلکه بخشی از هویت محله و خاطرات چند دهه زندگی شهری است. بسیاری از خانوادهها هنوز میدان را با پاتوقهای قدیمی، سینما اریکه ایرانیان، بازارچهها و مسیرهای پیادهرویاش به یاد دارند.
کسبه منطقه نگراناند که حذف میدان موجب کاهش تردد و آسیب به رونق اقتصادی مغازهها شود. برخی از آنان معتقدند طراحی جدید اگر بدون توجه به کارکردهای تجاری و پیادهمحور انجام شود، بخش قابل توجهی از مشتریان را از دست خواهند داد. از سوی دیگر، رانندگان تاکسی و اتوبوس نیز نگران حذف پایانهها و ایستگاههای فعلیاند که سالهاست بر اساس الگوی میدان فعالیت میکنند.
با این حال، گروهی از شهروندان از طرح جدید حمایت میکنند. آنها میگویند میدان صادقیه دیگر پاسخگوی حجم ترافیک امروزی نیست و جمعآوری آن میتواند مسیرها را روانتر کند. همچنین برخی کارشناسان بر این باورند که حذف ساختار دایرهای میدان و جایگزینی آن با مسیرهای مستقیم میتواند مصرف سوخت و زمان تردد را کاهش دهد.
آینده صادقیه؛ تغییر یا بازسازی هویت شهری؟
اکنون میدان صادقیه در آستانه تصمیمی تاریخی قرار دارد. پرسش اصلی این است که آیا جمعآوری میدان به بهبود کیفیت زندگی و تردد در غرب تهران کمک خواهد کرد یا موجب از بین رفتن یکی از معدود فضاهای شهری با هویت تاریخی در این منطقه میشود؟
برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند بهجای حذف کامل میدان، باید آن را بازطراحی کرد. به باور آنان، میتوان میدان را به فضای چندسطحی تبدیل کرد که هم مسیرهای عبور خودرو را تسهیل کند و هم بخش پیادهمحور و نمادین خود را حفظ نماید. همچنین با توجه به موقعیت تجاری و دسترسی مترو، این محدوده ظرفیت تبدیلشدن به یک «هاب شهری» را دارد که عملکردهای حملونقلی، فرهنگی و تجاری را توأمان پوشش دهد.
با وجود این پیشنهادها، آنچه مسلم است، میدان صادقیه دیگر مانند گذشته نخواهد بود. رشد شتابان جمعیت و توسعه مناطق غربی تهران فشار زیادی بر زیرساختهای فعلی وارد کرده و تغییر در الگوی دسترسیها اجتنابناپذیر است. اما در عین حال، اگر طرحهای جدید بدون در نظر گرفتن پیوست اجتماعی و فرهنگی اجرا شوند، ممکن است همان سرنوشتی در انتظار صادقیه باشد که برای برخی دیگر از میادین تاریخی تهران مانند هفتتیر یا انقلاب رخ داد؛ یعنی از بین رفتن هویت شهری در برابر نوسازی فیزیکی.
در نهایت، میدان صادقیه صرفاً یک گره ترافیکی نیست؛ نقطهای است که خاطره، زندگی روزمره و تاریخ محلی غرب تهران در آن گره خورده است. هر تصمیمی برای آینده این میدان باید میان توسعه کالبدی و حفظ هویت شهری توازن برقرار کند؛ توازنی که اگر بهدرستی رعایت نشود، پایتخت بار دیگر یکی از چهرههای خاطرهانگیز خود را از دست خواهد داد.



