همه براى یحیى، یحیى براى تیم ملى

ظاهر امر این است که سازمان لیگ با همه ید بیضایش، در مقابل خواست فولاد اهواز- و شاید هم استقلال تهران- سر تعقل فرود آورد!
مسابقه فولاد- استقلال، روز جمعه ٢٧ دی برگزار نخواهد شد! علت؟ فولادىها سه بازیکن در تیم المپیک داشتند و همین دلیل محکمهپسندى بود تا اولین بازى خانگى فولاد در نیمفصل دوم، عقب بیفتد! ژست شیک سازمان لیگ در این باره که حرفش یک کلام است و مو لاى درزش نمىرود، با اولین فشار فولادىها بههم خورد! اراده طاقت سازمان لیگ درهم شکست و حرف حساب فولاد به کرسى نوشت! استقلال هم بفهمى، نفهمى به یکى از خواستههاى غیرعلنى اش رسید! فرهاد مجیدى، حالا روى بازى علیه الکویت بیشتر زوم مىکُند و با تمرکز زیادترى به میدان خواهد رفت!
با این تصمیم، نه سیخ سوخت و نه کباب! هم فرهادخان راضى شد و هم آقاجواد! فدراسیون هم دموکراسى منفى خود را بروز داد! یک تیر و چندین و چند هدف!
این بدهبستانها، در انتخاب رئیس فدراسیون خیلى به درد خواهد خورد! ما مُرده، شما زنده! خواهید دید! رقابت بهاروند و اسلامیان از همین حالا دیدنى شده است!
آرزوى قلبى پرسپولیس
پرسپولیس به یکى از مشروطهاى خیلى دلخواهش رسید! سکان مربیگرى خودش را به یحیى گلمحمدى داد! یک خودى، صاحب اختیار همه امور فنى شد! هم یحیى به حقش رسید و هم پرسپولیس بهسزاوارى اش دست یافت! على پروین هم اعلام حمایت کرد: … مثل کوه، پشت سر یحیى که از خودشان است، مىایستد! در این میان، دشوارىهاى سختگذر یحیى که نظمى آهنین و انضباطى قرص و محکم دارد، این است:
… حرف آخر را خودش بزند و نیز حرف اول را هم، خود او عنوان کُند! یحیى مىداند که به عنوان سرمربى، چه وظیفه مهم و چه کار پیچیدهاى برعهده دارد! ولى آیا، بقیه پرسپولیسىها مىدانند که به عنوان بازیکن، باید تمام و کمال گوش به فرمان باشند! باید مطیع باشند! باید باهوش و سریعالانتقال هم باشند! از یحیى به یک اشاره، از بقیه نفرات تیم به سر دویدن! در خانه اگر کس است، یک حرف بس است! در خانه پرسپولیس هم!
راستى! در تیم پرسپولیس، نقش امین اسماعیلنژاد را چه کسى براى یحیى بازى مىکُند! یک کارگر هنرمند! زحمتکش ولى تکنیکى!
خوش بیار و دست طلا، مثل امیر
در فوتبالى که خوشبیار بودن، یک شرط و از پیششرطهاى قهرمان شدن است؛ تیم امیر- و نه فقط سپاهان، بلکه هر تیمى- هم خوشبیار است و اقبال بلندى دارد و هم راه استفاده از اوقات «امیر تایم» را در دقایق پایانی بازى، به خوبى بلد است! تیمهاى امیر، الکى نمىبرند!
و حالا، تیم امیر- سپاهان- که معلوم نیست «بفرما» ى تیم ملى را مىپذیرد یا نه، با ماشینسازى کاهیده شده و باز هم کاهنده، بازى دارد! بدون مربى اش که رسول خطیبى بود و بدون بهترین بازیکنش که احمد روحافزا بود! براى امیر، از در و دیوار مىبارد ولى شهرخودرو هم علیه خود از در و دیوار مىباراند! با تصمیمهاى وارونه! با از دست دادن یحیى! با دخالت ضمنی و علنى، در کارى که یحیى، اجازه نزدیک شدن به احدى را نمىداد! با این پندار که پول داشته باش و کوفت داشته باش! با روبهرو شدن با الرفاع بحرین در لیگ آسیا! با ندانستن قدر یحیى گلمحمدى! با انتخابى حیرتآور به جاى یحیى! با زدن به سینه دیوار!
شهرخودرو، چهار دیوارى است و اختیارى است! پرسپولیس ولى یک تیم دگرگونشونده است که مىخواهد مهدى ترابى را صیقل بزند و علیپور را دوباره مأمور گل کُند و از وحید امیرى هم ضلع سوم مثلث قدرتش را بسازد! آیا مىشود؟ چراکه نه!
یحیى از همین حالا، در اندیشه تقابل با ساکت الهامى است، مردى که اتفاقاً خیلى هم شلوغ است و هیچ اهل سکوت و کوتاه آمدن نیست! ساکت، انگار که به آبى رسیده باشد، مىخواهد خوب شناگرى کُند! مىخواهد پرسپولیس را گرفتار تجربه مثل باتجربههایش کُند! یک بازى دیدنى! بهترین دیدار هفته هفدهم!
مردانه بودن، مردانه جنگیدن
لیگ برتر، باد که جور دیگرى باشد! روز از نو و «روزى» پرملاطترى، آنهم از نو!
استقلال و فرهاد مجیدى! مجیدى و پر کردن جاى خالى استراماچونى! مجیدى و دیدارى با الکویت که سال پیش به ذوبآهن باخت! ذوبآهن و مربى خوشکارنامهاش! سپاهان و گوش به زنگ بودنش! قاطى شدن لیگ آسیا با لیگ برتر!
تحمل این فشار، کار هر کس نیست! باید مردانه بود! باید مردانه بازى کرد! هم در جغرافیاى فوتبال ایران و هم در جغرافیاى فوتبال آسیا! باید سینه را براى تیم ملى سپر کرد و دست رد به سینه اش نزد! از خود گذشتگى هم لازم است!
منبع: خبر ورزشی



