همه ناگفتههای معاون مستعفی باشگاه استقلال در یک نشست

قرارداد 200 میلیونی با استقلال
همه میدانید من از زندگی خودم گذشتم و به استقلال آمدم. من پول هم خواستم و ۲۰۰ میلیون تومان قرارداد داشتم که معادل قرارداد یک بازیکن جوان استقلال است که تا به حال یک ریال آن را هم نگرفتهام. ما هر دفعه آمدیم پول بگیرم گفتند که پول طلب بازیکن مانده و باید هزینههای دیگری را پرداخت کنیم.
شروع دشمنیها
گله نکردن من بهانهای برای دوستان شد که در یک سال گذشته من را مورد آماج حملات خود قرار دهند. روزی که من به استقلال آمدم میدانستم قرار است به کجا بیایم. میدانستم که قرار است ناسزا و تهمت ناروا بشنوم. این برای من تازگی نداشت. وقتی شما روی منافع بعضیها پا میگذاری، یک سری دشمن پیدا خواهی کرد، یک سری جیغ بنفش صدایش پشت در میآید. من هم میتوانستم مثل خیلی از دوستان یک بازیکن بردارم و بگویم چقدر میخواهی؟ هر چقدر باشد از جیب من که نمیرود. میتوانستم آدم خوب این داستان و محبوب قلبها شوم. حالا میگویند خطیر خواهرزاده وزیر است اما من جزو معدود آدمهایی بودم که بدون هیچ رانتی به باشگاه آمدم؛ باشگاهی که دیوانهوار عاشقش بودم. با بردش خندیدم و با باختش گریستم. باشگاهی که به دخترم یاد دادم چگونه عاشقش باشد. من سعی کردم در این مدت با صداقت و با کمترین اشتباه کار کنم.
دلارهای گم شده
بیایند و تمام درآمد و هزینههای نقلوانتقالاتی که در دوره من انجام شده را در بیاورند. اگر ریالی جابهجا شده باشد، من حاضرم بپذیرم. کسانی من را متهم میکنند که این پولها کجا رفته در حالی که از زمان حضور خودشان یک برگ سند هم در باشگاه استقلال وجود ندارد و آن دلارها و مارکهایی که بابت درآمد نقلوانتقالات ایجاد شده معلوم نیست به کجا رفته است. چطور به این دوستان اجاره ۲۰ ساله مرغوبکار با ماهی ۵ میلیون تومان داده شده است. یک برگ سند هم تا به حال در این باره پیدا نشده. امروز در جلسه هیئت مدیره باشگاه استقلال کسانی دم از کنترل منابع مالی میزنند که در دوره سیاه خودشان خودرو میگرفتند و در بازار آزاد میفروختند. سابقه این دوستان مشخص است.
جدایی پاتوسی
پاتوسی با یک شرایط قرضی به استقلال آمد. حال میگویند پاتوسی از استقلال رفته. من باید جواب بدهم؟ من معاون ورزشی باشگاه بودم مگر عضو هیئت مدیره بودم که منابع مالی را تامین کنم. در اینجا باز هم علی خطیر مقصر شد اما باز هم ایراد ندارد. 2 ماه است که فقط به خاطر استقلال مصاحبه نکردم.
حمله به فتحا…زاده
شما خیرخواه نیستید، شما سهمخواهید. بگذارید استقلال نفس بکشد. شما مدیران پرسپولیس را ببینید. کدام مدیر پیشین پرسپولیس آنقدر در رسانهها صحبت میکند؟ آیا از محمدحسن انصاریفرد، اکبر غمخوار، امیر عابدینی، حبیب کاشانی مصاحبهای میبینید؟ دست از سر استقلال بردارید. استقلال احتیاج به آرامش دارد. اگر ما هم برویم بهتر از ما نمیآید. من که رفتم و امیدوارم بهتر بیاید اما اینگونه نیست. بگذارید اینهایی که هستند کارشان را انجام بدهند و وقتی رفتند قضاوتشان کنید. پرونده شما سیاه است، شما دیگر انتقاد نکنید.
دلالی شفر
قبل از اینکه بخواهم درباره ماجرای آقای شفر صحبت کنم باید درباره موضوع دیگری مطلبی بگویم. من انسانم و اشتباه میکنم. همین جا اعلام میکنم آن موضوعی که مطرح کردم (دلالی شفر) اشتباه بوده. اگر به آن زمان برگردم هیچ وقت درباره آقای شفر آن حرفها را نمیزنم هرچند که مدارک داشتم و آنها را در اختیار دارم اما اینکه بخواهم در جمع آبروی یک نفر را ببرم کار درستی نبود. من احساساتی شدم و در جوی قرار گرفتم و نباید آن کار را میکردم. شخصا از آقای شفر عذرخواهی میکنم چون کار من حرفهای نبود. امیدوارم او هم مرا ببخشد. باز هم تاکید میکنم کار من در آن مورد اشتباه بود. نباید آن حرف را میزدم. هرچند که مدارک را در اختیار داشتم. باز هم از آقای شفر عذرخواهی میکنم.
مذاکره برای بازگشت رحمتی و منتظری
آقای استراماچونی، سرمربی تیم در ترکیه میخواست مهدی رحمتی و پژمان منتظری که از بزرگان تیم بودند حفظ شوند. من هم دلم میخواست مهدی رحمتی بماند. هیچ اطلاعی از جدایی او هم نداشتم. اینکه من بخواهم با مهدی رحمتی تماس بگیرم هم درست نبود. شخص آقای منزوی با آقای رحمتی تماس گرفت و صحبت کرد اما من هیچ گونه تماسی با این 2 بزرگوار نداشتم. آقای منزوی حدود یک ساعت و نیم قبل از این که سیدحسین حسینی با استقلال قرارداد ببندد با رحمتی صحبت کرد تا او را متقاعد کند در استقلال بماند. مهدی رحمتی و پژمان منتظری از بزرگان تیم بودند که خیلی میتوانستند به تیم کمک کنند.
جاسوس در استقلال
اینکه من گفته باشم جاسوس را معرفی میکنم صحت ندارد اما گفتم که مسئله را پیگیری میکنم. من میتوانم حدس بزنم که اسناد و مدارک از کجا نشات میگیرد. در باشگاه استقلال ۴ نفر و در سازمان لیگ چند نفر به آن اسناد دسترسی دارند. از این افراد یکی من هستم و یکی آقای فتحی است. همچنین امور مالی و دبیرخانه باشگاه و سازمان لیگ به اسناد دسترسی دارند و اینکه چطور این اسناد به بیرون آمده از آن آقای خبرنگار بپرسید که این اتفاق را شرح دهند.
ماجرای عجیب در انتقال نورافکن
ایجنتها از من ناراحتند و باید از خودشان پرسید. داستان از جایی شروع شد که من پرونده امید نورافکن را در باشگاه شارلوا پیگیری کردم. حق رشد امید نورافکن چیزی حدود ۲۴۰ هزار دلار است. متاسفانه حق رشد نورافکن کاملا بخشیده میشود و وقتی من آمدم آیتیسی او صادر شده بود. اگر زودتر میآمدم قطعا آیتیسیC او را رد میکردم. بعد که مسائل پیگیری شد به سرنخهای خوبی رسیدیم. من به یکی از دوستان وکیلم در سوئیس گفتم که این مسئله را پیگیری کند. خودم چند بار به باشگاه شارلوا پیام دادم اما جوابی دریافت نکردم و به دوستم گفتم که چون تو را میشناسند این مسئله را پیگیری کن. بعد از یک هفته او به من پیام داد و گفت واتسآپ را چک کن و رفتم و دیدم که یک نامه از باشگاه شارلوا آمده و در آن نامه آقای افتخاری قید کرده بود که حق رشد نورافکن را میبخشیم. این نامه در باشگاه استقلال وجود نداشت. حال اینکه ایجنت امید نورافکن چه کسی بوده و چطور به آن باشگاه رفته باید بررسی شود. نورافکن کلا با ۵۰ هزار دلار به شارلوا رفت.
توافق با استراماچونی
آوردن آقای استراماچونی به استقلال کار آسانی نبود چون او یک برند است و اسم بزرگی دارد. برای آوردن او به ایران واقعا مطالعه انجام شده بود. حدود فروردینماه با آقای استراماچونی اولین تماس را گرفتم چون روی این موضوع کار کردم و به او اعتقاد داشتم. من فاکتورهایی مد نظر داشتم که این فاکتورها را دقیقا استراماچونی در اختیار داشت. به دنبال یک مربی جوان بودیم، نمیخواستیم یک مربی مسن بیاوریم که فقط برای پول بیاید. با آقای استراماچونی تماس گرفتیم اما او فوتبال ایران را نمیشناخت اما اسم ایران را شنیده بود. او قبول کرد که به پیشنهاد باشگاه استقلال فکر کند و اعلام کرد که پیشنهادمان را برایش بفرستیم. ما پیشنهاد را فرستادیم و او ایجنت خودش که یک فرد شناختهشده در دنیاست را معرفی کرد. چندین جلسه با او برگزار کردیم و بعد متوجه شدیم که او ایجنت رحمان رضایی هم بوده است. من از رحمان رضایی خواستم که در آوردن استراماچونی به ما کمک کند چون اگر یک نفر از فضا و شرایط ایران خوب میگفت به ما کمک میکرد تا استراماچونی را متقاعد کنیم به ایران بیاید. رحمان رضایی این اتفاق را رقم زد کما اینکه استراماچونی خودش هم شروع به مطالعه درباره فوتبال ایران کرد و درباره ایران هم با آقای ولاسکو صحبت کرده بود.
فهرست خروجی پرماجرا
برخی میگویند چرا در دوره خطیر ۱۷ بازیکن از استقلال جدا شدند. این حرف درست نیست. همه دوستان هیئت مدیره میدانند در فروردینماه کدام عضو هیئت مدیره فهرست خروج استقلال را نوشته بود و اسم آقای پژمان منتظری، خسرو حیدری، مهدی رحمتی، علی کریمی، فرشید باقری و روزبه چشمی را به عنوان بازیکنان خروجی فصل بعد استقلال نوشت. من نمیخواهم نام آن عضو هیئت مدیره را بیاورم اما او همه را مقاعد کرد که این بازیکنان نباید دیگر در استقلال باشند. البته امیدوارم دوستان این مسائل را تکذیب نکنند چون در آن زمان مجبور میشوم اسناد و مدارک آن جلسه را منتشر کنم.» وی ادامه داد: «من اگر کاری کردم صادقانه انجام دادم اما شما فهرست خروج استقلال را مینویسید و بعد دوباره با همان افراد مذاکره میکنید، مگر چنین کاری میشود؟ چگونه این اتفاق رخ میدهد؟ شما هدفتان این بود که علی خطیر را خراب کنید. هوادار که این مسائل را نمیداند. شما میدانید طی این مدت چقدر ناسزاهای خانوادگی به من و دختر 8 سالهام دادهاند؟ این اواخر فکر میکردم که خیلی بیغیرتم.
تهیه بلیت برای خانواده استراماچونی
هزینه بلیت خانواده استراماچونی را باید باشگاه استقلال پرداخت میکرد اما باشگاه نتوانست در آن مقطع این پول را پرداخت کند. آقای استراماچونی با من تماس گرفت و گفت که باشگاه نتوانسته برای خانوادهام بلیت بگیرد من هم گفتم ناراحت نباش و خودم بلیتها را میگیرم و با افتخار این کار را انجام دادم.
ماجرای اعتصاب در باشگاه
من نمیخواهم درباره آن اتفاق صحبت کنم چون تمام شده و رفته اما مهدی رحمتی راضی به آن تحصن نبود چون اگر به یاد داشته باشید رحمتی در ۵ بازی آخر نقش کاپیتانی را نتوانست بازی کند چون فشارها خیلی زیاد بود. با پژمان منتظری تماس گرفتم و خواهش کردم که تیم را برگرداند و به او گفتم تو کاپیتان تیم هستی و نماینده شورای صنفی بازیکنان نیستی. او گفت چک را برای من بفرستید تا من بگویم بازیکنان برگردند. من گفتم به جان دخترم چک دستم است. من حتی به امید روانخواه گفتم به پژمان چون رفیقش است این مسئله را بگوید. منتظری گفت تا چک را ندهید من برنمیگردم. من به او گفتم حس بدی پیدا میکنم که چک را بفرستم تو به من اعتماد کن. او قبول نکرد و آن اتفاق بسیار بدی در تاریخ باشگاه استقلال است. من از تحصن ناراحت نیستم، از این ناراحتم که سنگ روی سنگ بند نمیشود. بازیکن که نمیتواند باشگاه را اینطور تحت فشار بگذارد.
اخراج شفر
ما بعد از باخت به سایپا یک جلسه در دفتر آقای فتحی داشتیم. در آن جلسه من، آقای فتحی، دکتر نوروزی، آقای مباشری، آقای عبداللهی و آقای اصغر حاجیلو حضور داشتیم. بحث سر این بود که چه کار باید بکنیم. از جام حذف شده بودیم و در لیگ هم خیلی خوب نتیجه نمیگرفتیم. ۴ بازی مانده بود و من گفته بودم که ما باید در هر موقعیتی یک نقشه دوم داشته باشیم. آقای فتحی گفتند چه نقشهای داریم؟ من گفتم ما ۴ بازی راحت داریم. شفر قرارداد سنگین با ما دارد، او را اخراج نکنیم. من مقابل اخراج او مقاومت کردم و گفتم چون به خاطر اینکه با او قرارداد سنگین داریم نباید اخراجش کنیم. من گفتم 4 بازی به او فرصت دهید اگر واقعا نتیجه نگرفت ما پسرش ساشا را اخراج کنیم چون خیلی از مشکلات به خاطر او بود. دقیقا به خاطر تحریکهایی که او انجام میداد مشکل درست شده بود اما دوستان رفتند و این صحبتی که من انجام داده بودم را به شفر منتقل کردند و گفتند خطیر برایت پلن B دارد که شفر هم در فرودگاه تبریز میگفت خطیر برای من پلن B دارد. از آنجا اختلاف من و شفر شروع شد. البته من هیچ وقت مخالف اخراج آقای شفر نبودم و اصرار داشتم شفر برای فصل بعد نماند چون مطمئن بودم با شفر هیچ نتیجهای به دست نمیآوریم و چون کارش را دیده بودم و نظم و تمریناتش و برخورد و مدیرتش در رختکن را دیده بودم، مطمئن بودم با شفر نتیجه نمیگیریم. سالی بیش از یک میلیون دلار با سختی به دست بیاوریم و به او بدهیم و او دائم بگوید سال بعد برایتان یک تیم رویایی میسازم. دیدگاه من این بود که باید با او مدارا کنیم تا فصل پایان یابد.
پای پلیس به کنفرانس خبری خطیر باز شد
علی خطیر، معاون ورزشی سابق باشگاه استقلال که چندی پیش از این باشگاه جدا شد، دیروز نشستی را با اصحاب رسانه برگزار کرد تا در خصوص مسائل مختلف صحبت کند. به گزارش میزان، باشگاه استقلال برگزاری این نشست خبری را غیرقانونی دانست و با ارسال نامهای خواستار حضور پلیس امنیت در محل نشست خطیر شد. به دنبال این درخواست در اواخر کنفرانس خبری بود که ماشین نیروی انتظامی به محل کنفرانس رسید و به دلیل نداشتن مجوز دستور به جمع کردن کنفرانس داد.
منبع: آخرین خبر



