هیسهای تمامنشدنی سردار

سردار موفق شد گل اول تیم ما به هنگکنگ را بزند؛ نخستین گل تیم ملی در پروژه بزرگ راهیابی به جامجهانی قطر که دو سال به طول خواهد انجامید. دست سردار بابت این گل درد نکند، اما اینکه او حتی بعد از چنین عملکردی آن هم مقابل آن حریف سطح پایین یک بار دیگر انگشتش را روی دماغش میگذارد و به منتقدان «هیس» نشان میدهد واقعا جای بحث دارد. سردار با چه کسی لج میکند؟ او کی قرار است از نظر حرفهای کمی رشد کند و خودش را بالا بکشد؟
آزمون در روسیه جامجهانی خوبی را پشت سر نگذاشت که قطعا بخشی از این موضوع به پست بازی او و تفکرات تدافعی کارلوس کیروش مربوط میشد، اما به هر حال او موفق نبود و طبیعی است که در چنین شرایطی مثل هر بازیکن دیگری در دنیا مورد انتقاد قرار بگیرد. الان از آن روزها 15 ماه گذشته، کیروش رفته و ویلموتس با شعاری شبیه به «آشتی ملی» جای او را گرفته است. تورنمنت فعلی هم که کاملا جدید است، حالا اینکه چرا در این هوای تازه، سردار دنبال کدورتهای کهنه است چندان قابل فهم به نظر نمیرسد. ای کاش دوستان و مشاوران آزمون به او میفهماندند که رویه فعلیاش قابل قبول نیست. اگر قرار باشد هر مهاجمی در دنیا چهار تا نقد و واکنش منفی (حتی اگر بعضا بیراه و افراطی بوده باشند) را تبدیل به «کینه» کند و تا ابد در سینه نگه دارد که دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. در این صورت لابد رونالدو و مسی تا آخر عمرشان باید به آن و آن هیس نشان میدادند. بس است دیگر آقای آزمون؛ بس است برادر!
بانک ورزش



