فرهنگ و هنر

وساطت احسان علیخانی به سبک ماه عسل در داستان یک اعدام

‏‎درخواست نجات آرمان
.
‏‎پدرو مادر غزاله عزیز ، شما ۶ سال است که عزادارِ غزاله هستین ، دردی عمیق و جانکاه ، قابل درک نیست داغ شما ، حق با شماست حتما حق با شماست اما در این ساعتهای پایانی زندگی آرمان از شما پدر و مادر محترم و گرامی خواهش میکنم و تفاضا میکنم که بزرگى کنید به آرمان رحم کنید و او را به بزرگی خودتان ببخشید ، صبح چهارشنبه دیگر آرمان نیست ، آرمان ٦ سال هر شب کابوس اعدام دیده در زندان ، هر شب مرده و زنده شده ، شما حق دارید اما او ١٨ ساله بوده و اشتباه کرده ، غلط کرده ولى ١٨ ساله بوده، در زندان از دیپلم تا فوق لیسانس درس خونده و ثابت کرده با رفتارش که در صورت محبت و گذشت شما صلاحیت بازگشت به جامعه را دارد، من دو بار با شما حرف زدم و حسی در دلم گواهی می‌دهد بامداد چهارشنبه شما دلِ اعدام آرمان را ندارید ، چون در صدای شما جز درد رفتنِ غزاله ، مهربانی و گذشت هم بود ، الهی که رحم کنید و آرام‌تر شوید 🙏
.
متن زیر نامه خداحافظی پدر و مادر آرمان است ‏‎. ‏‎
.
سلام دوستان و همراهان گرامی
‏‎دستبوس تک تک عزیزان همراه هستیم.
‏‎متاسفانه آرمان ما دیگر سحرگاه ۴ شنبه را نخواهید دید.
‏‎پسری که تا لحظه آخر کلمه ای درشتی نکرد و تا آخرین نگاه معصومیت خودش رو حفظ کرد.
‏‎او دیگر نخواهد بود و ما قراره آخرین دیدار رو باهاش داشته باشیم.
‏‎کدوم پدر ومادر میتونه تو چشم بچه اش نگاه کنه و بگه بابا خداحافظ، این آخرین نگاهه… این آخرین آغوشه، این آخرین بوسه هست، این آخرین لمسه و این آخرین حس نفس گرمته….کاشکی سهم آخر قسمت ما بود نه فرزندمون….
‏‎این موقع است که ناباورانه پدر ومادر به پروردگارش میگه کاشکی فرزندمون تو سانحه میمرد نه ذره ذره، نه با انتظار …
‏‎خدایا قسمت میدیم لبخند مصنوعی و تلخ آخرو موقع آخرین وداع با فرزند که تلخ ترین رخداد زندگی یک پدر و مادره نصیب هیچ کسی حتی بدترین بندگانت نکن….
‏‎آرمانی منتظر ما باش… زود میام پیشت…. مامان کاترین بابا کامیار

منبع: آخرین خبر
‏‎

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا