چه شد که این تیم استقلال لقب گرفت؟

او نقشی در خریدها نداشت و بدون شناخت از کیفیت بازیکنان، تیم را تحویل گرفت. باشگاهی مثل استقلال که سرمربی جدید و ناآشنا به فوتبال ایران را استخدام میکند، باید معاون ورزشی صاحب صلاحیت فنی برای انتخاب بازیکن یا کمیته فنی با مسئولیت روشن داشته باشد یا مشاورانی که همه بدانند چه کارنامه و مسئولیتی در خرید بازیکن برای یک تیم دارند.
استقلال اما به روشی عجیب و کمسابقه تیم بست. فتحی و خطیر در انتخاب بازیکنان نقش داشتند و این بدیهی است که هیچکدام از این دو نفر صاحب دانش کافی برای ساختن یک تیم نیستند. خرید در نقلوانتقالات یک کار پیچیده، فنی و جدی است که سرنوشت یک تیم را میسازد؛ با شناخت از نیازهای فنی تیم، شناخت از سیاق فنی سرمربی، شناخت دقیق از بازیکنان و ظرافتهایی که یک عمر تجربه میخواهد و بعید است فتحی و خطیر چنین ادعایی داشته باشند که صاحب شناخت و دانش کافی برای چنین کاری هستند.
مدیران باشگاه استقلال اما بیتوجه به این موارد ساده، آستین بالا زدند و یک تیم ساختند؛ تیمی که بعید است امروز و فردای جذابی داشته باشد. خریدها کیفیتی ندارند که بتوانند یک مدعی درجه اول قهرمانی بسازند و تیم جداشدههای استقلال بیشک تجربه و کیفیت بیشتری دارد.
پروژه استقلال در نقلوانتقالات حتی جوانگرایی هم نبود. خریدهای استقلال را نمیتوان به بهانه جوانگرایی توجیه کرد. جوانگرایی در استقلال حتماً معنای دیگری دارد و میتواند با اهداف آیندهنگرانه یا صرفهجویی اقتصادی انجام شود اما در استقلال چنین رویکردی وجود نداشته و خریدها اتفاقی و بر اساس مؤلفههای غیرفنی بوده و حتی در مواردی تردیدهای جدی میسازد و خریدهایی را با هر توجیهی نمیتوان منطقی تصور کرد. خبری از میل به صرفهجویی و رویکردهای اقتصادی تازه هم در استقلال نیست و مدیریت آنچنان دور از چنین رویکردهایی ایستاده که فکرش را هم نمیتوان کرد. استقلال چند یا چندین برابر تیمهایی مثل نساجی، پارس جم، سایپا، نفت مسجدسلیمان و… هزینه کرده اما تیم موفقتری را نساخته و تضمینی هم نیست که در پایان فصل رتبهاش با هزینههای گزاف و غلطش همخوانی داشته باشد.
در هیأتمدیره استقلال دو عضو صاحب تجربه میشناسیم؛ کامران منزوی که عمری را در استقلال گذرانده و سالهای سال مسئولیتهایی مهم در این باشگاه داشته و میرشاد ماجدی که بهنسبت تمام ارکان دیگر باشگاه در مسائل فنی صاحبنظر است، اما نه منزوی و نه ماجدی نظارتی مسئولانه بر این قضایا نداشتند و فقط منزوی در یک مقطع کوتاه بهعنوان ریشسفید وارد مذاکره با چند بازیکن برای تمدید قرارداد شد. هیأتمدیره استقلال اما موظف بود به روند نقلوانتقالات نظارت کند و این نقصان بزرگ را در همان نقلوانتقالات گوشزد و راهحلی برایش پیدا کند. تیم بدون نظارت و اندیشه فنی ساخته شده و هیأتمدیره هیچ اعتراضی به این روند نکرده. این رفتار هیأتمدیره استقلال بهشدت انتقادبرانگیز است.
رویکرد استقلال در نقلوانتقالات نامشخص بود. معلوم نیست با چه تصمیماتی این تیم با این کیفیت استقلال لقب گرفت. هیچکس نفهمید رحمتی بر اساس نظر چه کسانی از استقلال دور شد، هیچکس نفهمید پژمان منتظری چرا رانده شد، هیچکس نفهمید چرا پیش از اینها صیادمنش را فروختند و با درآمد حاصل از فروش او بازیکن خارجی سی و چند ساله با کیفیت نامعلوم خریدند، هیچکس نفهمید چرا این همه بازیکن متوسط با استقلال قرارداد بستند، هیچکس نفهمید چرا کار به جایی رسید که شماره ۱۰ تیم به مهدی قائدی برسد، به بازیکنی که هنوز نتوانسته نشانی از یک ستاره را در استقلال بروز بدهد، هیچکس نفهمید چرا کیفیت خریدهای استقلال در اندازهای است که بازیکنی در قواره مسعود شجاعیان به سوپراستار خط میانی تبدیل میشود و باید نقش پلیمیکر را بازی کند؟
مدیریت باشگاه استقلال وارد هیچ گفتوگویی درباره این مسائل نمیشود. از هیأتمدیره استقلال خبری نداریم که درباره چنین مسائلی با مدیرعامل خود بحثی دارد یا نه. این مسائل نه امروز بلکه در اولین روزهای نقلوانتقالات و با اولین تصمیمات استقلال در خریدها باید به بحث جدی هیأتمدیره تبدیل میشد اما هیچ اطلاعی از هیأتمدیره استقلال و چگونگی ورودشان به مسائل باشگاه در دسترس نیست. بعد از این هم احتمالاً پاسخ روشنی نخواهیم شنید، اما فوتبال منتظر این پرسش و پاسخها نمیماند و در هر بازی پاسخ هر سؤالی را شفاف با همه در میان میگذارد، همانطور که در ۶ هفته اخیر لیگ و جام حذفی در میان گذاشته است.
منبع: آی اسپورت



