کلوپ، مورینیوی جدید

با یک گل و یک پاس گل، واکر سیتیزنها را در کورس مرگ و زندگی با لیورپولیها نگه داشت، چراکه قرمزها هم با یک کامبک ثانیه پایانی بازهم به ۳ امتیازی دشوار رسیدند و صدرنشینی را ادامه دادند. اما برای سیتی همهچیز تنها برد نبود. سوت پایان بازی که زده شد و کامبک تکمیل، پپ گواردیولا بیشتر از آنکه راجع به برتری تیمش برابر ساوتهمپتون صحبت کند، از چیزهای دیگر گفت. از کیفیت بالای سادیو مانه و البته متهم کردن او به دایو زدن در محوطه جریمه تا کامبک زدنهای لیورپول. این شاید امضایی بود از این مسئله که مسئله رقابت با لیورپول تا چه اندازه ذهن سرمربی اسپانیایی را مشغول کرده. چیزی شاید بیشتر از هر رقیب دیگری در دوران بینظیر مربیگریاش.
2 فصل جدا
گواردیولا درحالی امسال یازدهمین سال مربیگریاش به صورت حرفهای را پشت سر میگذارد که طی این سالها، هر فصل سعی بر پیشرفت داشته است. درواقع او کسی بوده که از مهمترین رقبایش هم چیزهای جدیدی آموخته و در عینحال سعی کرده که به سبک همیشگی خودش هم وفادار باشد. چیزی که البته گاهی اوقات با لجاجت خود پپ، باعث ناکامی هم شده اما موفقیتهای بیشمار باعث شده تا این ناکامیها همپوشش داده شود. البته این یادگرفتن از رقبا، خیلی هم اتفاق نیفتاده، چراکه اساسا پپ رقیب مهمی که بتواند او را زمینگیر کند، نداشته است! در تمام این سالهایی که گواردیولا سبک خودش را جا انداخته، تنها 2 فصل بوده که او نتوانسته با تیمهایش به قهرمانی در لیگ برسد؛ یکی فصل ۱۲-۲۰۱۱ با بارسلونا که مغلوب آن رئالمادرید قدرتمند شد و دیگری فصل اول حضورش در منچسترسیتی. بر فصل نخست مربیگریاش در جزیره که نمیتوان خرده زیادی گرفت، چراکه بیشتر بر آداپته شدن بر محیط و البته الک کردن تیمی که کلی بازیکن مسن و به انتهای خط رسیده داشت، گذشت. چه بسا که باید به یاد آورد او با صف طویل منتقدانی مواجه شده بود که تیکیتاکا را مناسب فوتبال انگلستان نمیدانستند اما با کمی تغییرات و سپس کسب مجموع ۱۹۸ امتیاز در 2 فصل، دهان همه را بست. آن فصل اول، سیتی با وجود کسب جایگاه سوم، هیچوقت در کورس رقابت قهرمانی قرار نگرفت و چلسی آنتونیو کونته بدون هیچ حرفوحدیثی جام قهرمانی را به دست آورد. اما میماند یک فصل دیگر که تاکنون پپ نتوانسته قهرمانی لیگ را به دست بیاورد، یعنی همان دوره معروف رقابت بارسا و رئال.
جای خالی ژوزه پر شد
مورینیو کسی بود که به خوبی این کار را انجام داد؛ یعنی شکست دادن گواردیولا. درواقع آن قهرمانی، به نوعی آخرین دستاورد دوران بینظیری مربیگری خوزه مورینیو در دهه ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ بود. اگر از آن قهرمانی لیگ برترش با چلسی در سال ۲۰۱۵ فاکتور بگیریم، چراکه دوران رو به زوال رفتن آقای خاص از همان سال آخر در رئالمادرید شروع شد. کسی که باشگاههایی را قهرمان لیگ قهرمانان اروپا کرد که از آخرین موفقیت اروپاییشان ۱۷ و ۴۵ سال میگذشت. او 7 قهرمانی لیگ در ۴ کشور مختلف به دست آورد. حقیقتا که با این دستاوردها، انتظار هم میرفت که او همان کسی باشد که بت پپ را میشکند. حتی اگر پیش از آن بارها مغلوب او شده بود. جنگهای پپ و ژوزه تنها تاکتیکی نبودند و به بیرون از زمین همکشیده شدند. از همان نیمه نهایی معروف که با اینتر موفق شد بارسلونا را از اروپا حذف کند تا رقابت در لالیگا که پیشینه دشمنی رئال و بارسا هم آتش آن را چند برابر شعلهور میکرد. البته که پپ ثبات بیشتری داشت و سبک بازی تماشاگرپسندش هم باعث شد تا دوران چشمگیرتری داشته باشد. البته این 2 نفر دوباره با یکدیگر رقیب شدند. آنهم در لیگ برتر و در یک شهر. اما تفاوت منچستریونایتد و منچسترسیتی در دوران گذار سبب شد تا دیگر آن جنگ واقعی میان پپ و ژوزه شکل نگیرد و البته اخراج آقای خاص در فصل گذشته هم سبب شد تا کلا این رقابت از بین برود. با اینحال در نبود مورینیو، به نظر یک نفر توانسته جای خالی او را پر کند. با سبک بازی فوقالعاده تیمش، جذابیت رسانهای و البته شخصیت انرژیک. موفقیت به خودی خود، سبب میشود تا مخالفان پدید بیایند و این موضوع برای پپ هم به وجود آمد، پس غیرطبیعی نیست که خیلیها به همین دلیل در 2 قطبی کلوپ- گواردیولا، طرف سرمربی آلمانی را بگیرند.
یورگن کلوپ توانسته لیورپولی که تبدیل به یک تیم درجه 2 شده بود را 2 سال پیاپی به فینال لیگ قهرمانان برساند، رقابتی که پپ با سیتی حتی نیمهنهایی آن را هم تجربه نکرده اما کلوپ با لیورپول پارسال قهرمان آن شد. پس حالا که قرمزها با اقتدار و بدون شکست در صدر جدول لیگ هستند، بهترین فرصت برای مخالفان پپ به وجود آمده که کلوپ را بالای سر او قرار بدهند. حالا گواردیولا یک رقیب اساسی دارد، رقیبی که بیرون از زمین هم ذهن او را مشغول کرده و در بازیهای رودررو هم کم او را شکست نداده است. جالب اینجاست که قدمت رقابت این 2 به جزیره منوط نمیشود از آلمان استارت خورده؛ حتی اگر کلوپ با دورتموند نتوانسته باشد خیلی هم بایرن پپ را اذیت کرده باشد. به هر حال اکنون کلوپو، همان آقای خاصی است که پپ با آن مشکل داشت. اما کمی دوستداشتنیتر برای فوتبالیها. احتمالا هم فردا بخش مهمی از این سوال پاسخ داده میشود که او میتواند مثل ژوزه، گواردیولا را شکست دهد یا نه.
منبع: آخرین خبر



