اقتصاد تهراناخبار تاپ

کوچِ مستأجران تهرانی ، تقاضا را به حاشیه برد

جهش اجاره‌بها در تهران، مستأجران را به کوچ اجباری به محله‌های ارزان‌تر و حاشیه کشانده؛ جابه‌جایی‌ای که حالا موج افزایش قیمت را به جنوب و پیرامون برده است.

به گزارش عصرشهروند در اخبار اقتصادی ، بازار اجاره تهران زودتر از همیشه نشانه‌های داغ شدن را بروز داده است؛ نشانه‌هایی که فقط در فایل‌های بنگاه‌ها و آگهی‌ها دیده نمی‌شود، بلکه در نقشه جابه‌جایی خانوارها هم قابل ردیابی است. در ماه‌های اخیر، گزارش‌های میدانی و روایت مستأجران نشان می‌دهد در برخی مناطق، اجاره‌بها جهش‌های بالای ۴۰ درصد را تجربه کرده و همین فشار، بسیاری از خانوارهای اجاره‌نشین را به سمت محله‌های ارزان‌تر و در گام بعد، به سمت جنوب و حاشیه تهران سوق داده است. نتیجه این مهاجرت خاموش، تغییر توزیع تقاضا در بازار اجاره است: مناطق کم‌برخوردارتر و شهرهای پیرامونی که تا چند سال پیش «گزینه دوم» محسوب می‌شدند، حالا به مقصد اصلی تبدیل شده‌اند و همین افزایش تقاضا، به رشد قیمت در همان نقاط دامن زده است.

همزمان دولت در شورای عالی مسکن، بسته‌ای از تصمیمات را برای حمایت از مستأجران روی میز گذاشته؛ از افزایش سقف کل تسهیلات ودیعه تا ۳۰۰ همت و رشد حدود ۳۰ درصدی سقف وام اجاره در تهران تا ۳۶۵ میلیون تومان گرفته تا پیگیری تمدید خودکار دوماهه قراردادها با سقف افزایش ۲۵ درصدی. همچنین طبق آمار ثبت‌شده، در ۲۰ روز کاری اخیر (۱۷ اردیبهشت تا ۹ خرداد ۱۴۰۵) بیش از ۶۷۵۱ فقره وام ودیعه به ارزش حدود ۱۴۷۰ میلیارد تومان پرداخت شده و برخی بانک‌ها مانند ملت، صادرات و تجارت در پرداخت تسهیلات پیشتاز بوده‌اند. با این حال، پرسش مهم برای مستأجران تهرانی این است که آیا این سیاست‌ها می‌تواند جلوی موج جابه‌جایی را بگیرد یا فقط سرعت آن را کمتر می‌کند؟

در دل این تحولات، یک واقعیت اقتصادی پررنگ‌تر از همیشه دیده می‌شود: اجاره‌بها در تهران از قیمت مسکن فرمان می‌گیرد و وقتی خریدوفروش در مسیر گرانی قرار می‌گیرد، اجاره نیز دیر یا زود همان مسیر را دنبال می‌کند. نتیجه برای خانواری که درآمدش همگام با هزینه مسکن رشد نکرده، چیزی جز فشرده شدن بودجه، کاهش کیفیت سکونت و جست‌وجوی «سقف ارزان‌تر» نیست؛ حتی اگر آن سقف دورتر، کوچک‌تر یا کم‌دسترسی‌تر باشد.

موج افزایش اجاره؛ تهران زودتر از فصل جابه‌جایی داغ شد

بازار اجاره معمولاً با نزدیک شدن به فصل جابه‌جایی‌ها (بهار و تابستان) گرم می‌شود، اما امسال در بسیاری از محلات تهران، افزایش قیمت‌ها زودتر خودش را نشان داده است. در برخی مناطق، سطح افزایش اجاره به ارقام بالای ۴۰ درصد رسیده؛ رقمی که نه فقط یک «تغییر قیمت»، بلکه یک «تغییر سبک زندگی» برای مستأجران است. وقتی اجاره یک واحد معمولی در محله‌ای متوسط، ناگهان بخش بزرگ‌تری از درآمد خانوار را می‌بلعد، مستأجر مجبور می‌شود میان گزینه‌های دشوار دست به انتخاب بزند: کوچ به واحد کوچک‌تر، فاصله گرفتن از محل کار و مدرسه، یا رفتن به محلات پایین‌تر و ارزان‌تر.

این افزایش‌ها فقط به یک منطقه خاص محدود نیست و بیشتر شبیه موجی است که از شمال و مرکز به سمت جنوب حرکت می‌کند؛ اما نکته مهم اینجاست که «حرکت موج» به معنای کاهش فشار نیست. یعنی خانواری که از محله گران‌تر خارج می‌شود، لزوماً در مقصد با ثبات قیمت مواجه نمی‌شود، چون مقصد هم زیر فشار تقاضای تازه وارد قرار می‌گیرد.

مهاجرت مستأجران به محله‌های پایین‌تر؛ جابه‌جایی از سر انتخاب نیست

در ادبیات شهری، مهاجرت درون‌شهری گاهی به‌عنوان «انتخاب» توصیف می‌شود؛ اما برای مستأجران تهرانی، این جابه‌جایی بیشتر «ناگزیر» است. افزایش اجاره در محلات پرتقاضا باعث شده خانوارهای بیشتری به دنبال محله‌هایی بروند که سطح اجاره پایین‌تر است؛ محله‌هایی در جنوب تهران یا مناطق کم‌برخوردارتر که تا چند سال قبل، شاید در اولویت سکونت بسیاری از خانواده‌ها نبود.

این جابه‌جایی اثر دومینویی دارد: با خروج بخشی از مستأجران از مناطق گران‌تر، تقاضا در محلات ارزان‌تر بالا می‌رود و صاحبخانه‌ها در همان محلات نیز با اتکا به «افزایش تقاضا» و «کمبود گزینه»، قیمت را بالا می‌برند. بنابراین مهاجرت مستأجران، به شکل ناخواسته، به موتور افزایش اجاره در مقصد تبدیل می‌شود. در بسیاری از موارد، خانوارها پس از یک یا دو جابه‌جایی، به نقطه‌ای می‌رسند که دیگر در محدوده تهران هم گزینه‌ای متناسب با توان پرداخت ندارند و ناچار می‌شوند دایره جست‌وجو را به شهرهای اطراف گسترش دهند.

از سوی دیگر، این کوچ‌ها هزینه‌های پنهانی هم دارند: افزایش زمان رفت‌وآمد، رشد هزینه حمل‌ونقل، دور شدن از شبکه‌های حمایتی خانوادگی، تغییر مدرسه کودکان و افت کیفیت دسترسی به خدمات شهری. در واقع، مستأجر فقط «خانه» عوض نمی‌کند؛ بخشی از کیفیت زندگی‌اش را هم معامله می‌کند.

افزایش تقاضا در حاشیه تهران؛ وقتی مقصد ارزان هم گران می‌شود

حاشیه تهران و شهرهای پیرامونی در سال‌های گذشته هم تحت تأثیر گرانی پایتخت قرار داشتند، اما اکنون به نظر می‌رسد نقش آنها پررنگ‌تر شده است. وقتی تقاضای اجاره از داخل تهران به بیرون رانده می‌شود، شهرهای اطراف با موج تازه‌ای از متقاضیان مواجه می‌شوند؛ موجی که هم «حجم» دارد و هم «عجله»، چون مستأجر باید در زمان محدود، جایگزین پیدا کند.

این افزایش تقاضا چند پیامد مستقیم دارد:
– رقابت شدیدتر برای واحدهای اجاره‌ای: فایل‌های مناسب سریع‌تر اجاره می‌روند و قدرت چانه‌زنی مستأجر کاهش می‌یابد.
– افزایش قیمت در مناطق حاشیه‌ای: صاحبخانه‌ها با مشاهده افزایش متقاضیان، اجاره را بالا می‌برند و حتی الگوی قیمت‌گذاری خود را به «تهران نزدیک» می‌کنند.
– فشار بر زیرساخت‌ها: رشد جمعیت اجاره‌نشین در حاشیه، اگر با توسعه حمل‌ونقل عمومی، خدمات شهری و امکانات همراه نباشد، کیفیت سکونت را کاهش می‌دهد.

در عمل، بسیاری از مستأجران تهرانی با این واقعیت روبه‌رو شده‌اند که «ارزان‌تر بودن» حاشیه یک مزیت ثابت نیست؛ مزیتی است که با ورود موج تقاضا، به سرعت تضعیف می‌شود. بنابراین، آنچه رخ می‌دهد نوعی انتقال تورم اجاره از مرکز به پیرامون است؛ انتقالی که ممکن است در شهرهای اطراف حتی شدیدتر به چشم بیاید، چون بازار کوچک‌تر است و یک موج تقاضا می‌تواند قیمت‌ها را تندتر بالا ببرد.

بسته‌های حمایتی و وام ودیعه؛ کمک نقدینگی یا تقویت فشار قیمتی؟

تصمیم‌های شورای عالی مسکن برای افزایش سقف تسهیلات ودیعه و رشد سقف وام اجاره، از نگاه بسیاری از مستأجران یک «خبر امیدوارکننده» است، چون مشکل فوری آنها غالباً نقدینگی ودیعه است. افزایش سقف کل تسهیلات ودیعه به ۳۰۰ همت و افزایش سقف فردی وام در تهران تا ۳۶۵ میلیون تومان می‌تواند بخشی از شکاف میان درآمد و هزینه جابه‌جایی را پوشش دهد. آمارها هم نشان می‌دهد روند پرداخت تسهیلات در هفته‌های اخیر سرعت گرفته و هزاران فقره وام پرداخت شده است.

اما در کنار این مزیت، یک نگرانی جدی هم مطرح است: وقتی در بازاری که عرضه کافی ندارد، پول جدید تزریق می‌شود، ممکن است بخشی از این تزریق به جای کاهش فشار، به افزایش قیمت‌ها کمک کند. یعنی موج وام، اگر بدون کنترل مؤثر بر رشد اجاره و بدون افزایش عرضه واحدهای اجاره‌ای همراه باشد، می‌تواند به این برداشت در بازار دامن بزند که «مستأجر نقدینگی بیشتری دارد» و در نتیجه برخی موجرها رقم ودیعه و اجاره را بالاتر ببرند.

به بیان دیگر، وام ودیعه می‌تواند برای بسیاری از خانوارها «راه نجات کوتاه‌مدت» باشد، اما اگر سیاست‌های مکمل در سمت عرضه و تنظیم‌گری بازار فعال نباشد، احتمال دارد اثر آن در میان‌مدت کمرنگ شود. از همین زاویه است که برخی فعالان صنفی و کارشناسان تأکید می‌کنند حمایت مالی باید همزمان با نظارت، شفافیت قراردادها و سیاست‌های افزایش عرضه دنبال شود.

سقف ۲۵ درصد و تمدید خودکار؛ تجربه‌ای که هنوز اعتماد نمی‌سازد

در میان مصوبات مطرح‌شده، موضوع سقف افزایش اجاره و پیگیری تمدید خودکار دوماهه قراردادها نیز قرار دارد. اما تجربه سال‌های گذشته باعث شده این سیاست‌ها با تردید جدی مواجه شود. داود بیگی‌نژاد، نایب‌رئیس اول اتحادیه مشاوران املاک استان تهران، صراحتاً گفته است تجربه نشان داده چنین تصمیم‌هایی کنترل مؤثری بر بازار اجاره نداشته و نمی‌توان با قطعیت گفت به نفع مستأجران تمام شده است؛ زیرا مستأجران پس از چند سال متوجه می‌شوند قدرت خرید و توان مالی آنها به شدت کاهش یافته است.

این شکاف میان «سیاست روی کاغذ» و «واقعیت بازار» از چند عامل می‌آید:
– بخشی از قراردادها به شکل‌های غیررسمی یا با بندهای جانبی تنظیم می‌شود.
– بازار اجاره به‌شدت محلی و مبتنی بر عرف منطقه‌ای است و اجرای سقف یکسان، دشوار می‌شود.
– وقتی فشار تقاضا بالا و عرضه محدود است، مستأجر برای از دست ندادن خانه، قدرت چانه‌زنی کمی دارد.
– برخی موجرها با تغییر شکل قرارداد (مثلاً افزایش ودیعه یا کاهش مدت) سقف‌ها را دور می‌زنند.

در چنین شرایطی، سیاست‌های کنترلی اگر پشتوانه اجرایی، نظارت واقعی و ابزارهای تنبیهی/تشویقی دقیق نداشته باشند، بیشتر به یک «خبر کوتاه‌مدت» تبدیل می‌شوند تا یک «تغییر پایدار». و وقتی اثرگذاری کاهش یابد، نتیجه همان است که امروز در روایت مستأجران دیده می‌شود: عقب‌نشینی پله‌پله به سمت محلات ارزان‌تر و در نهایت به سمت حاشیه.

منبع: عصر شهروند | نویسنده: علیرضا ربیعی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا