چرخه تکراری انضباط شهری؛
چرا ساماندهی معابر پایتخت به سرانجام پایدار نمیرسد؟
طرحهای ساماندهی در تهران بارها آغاز شدهاند، اما مسئله اصلی بازگشت آشفتگیها پس از پایان چرخه تبلیغاتی و فروکش کردن نظارتهای مقطعی است.

به گزارش عصرشهروند، اخبار جدید مدیریت شهری از اجرای طرحهای انضباط شهری در معابر پرتردد، جمعآوری بساطگستران، بهسازی عمرانی و جلب مشارکتهای محلی حکایت دارد. اقدامات جدید در محورهای زیارتی، تفرجگاههای بزرگ، معابر پرجمعیت و حتی بهشتزهرا نشان میدهد که مسئولان شهری همچنان الگوی برخوردهای میدانی و طرحهای ضربتی را برای مدیریت فضاهای عمومی ترجیح میدهند. با این حال مرور تجربه دهههای گذشته در پایتخت اثبات میکند که ساماندهی معابر شهری همواره یک چرخه تکراری و کوتاهمدت بوده است. معمولاً با آغاز هر طرح، نظم موقتی حاکم میشود، اما به محض کاهش حساسیتها، جابهجایی مدیران یا فروکش کردن نظارتهای یگانی، پدیدههایی مانند سد معبر، بساطگستری و تخلفات شهری با شدت بیشتری بازمیگردند. این وضعیت ناپایدار، پرسش مهمی را پیش روی مدیریت شهری قرار میدهد: چرا طرحهای ساماندهی در تهران هیچگاه به نتایج پایدار تبدیل نمیشوند؟ آیا مشکل در فقدان اختیارات قانونی و ابزارهای برخوردی است، یا اینکه آسیب به نگاه غیرکارشناسی، نادیده گرفتن ریشههای معیشتی و رفتارهای مقطعی بازمیگردد؟
نگاهی به تازهترین اقدامات شهری؛ از معابر زیارتی تا تفرجگاهها
گزارشهای اخیر مجموعه مدیریت شهری تهران بار دیگر موضوع ساماندهی فضاهای عمومی، انضباط شهری و بهسازی معابر را در صدر اخبار پایتخت قرار داده است. بر اساس مستندات موجود، شرکت شهربان و حریمبان طرحهای ویژهای را در محورهای پرتردد آغاز کرده است. در محور تجریش و محدوده آستان مقدس امامزاده صالح، پس از شکایتهای متعدد شهروندان، کسبه و زائران درباره سد معبر و بساطگستری، طرح انضباط شهری با همکاری شهرداری منطقه یک، یگان حفاظت شهرداری و نیروی انتظامی به اجرا درآمد. مسئولان مربوطه اعلام کردهاند که با اجرای این طرح، سد معبر در این محور زیارتی و تجاری کنترل شده و شبها معبری بدون بساطگستر در اختیار شهروندان قرار گرفته است. ( آغاز طرح ساماندهی محور ۱۵ خرداد و بازار بزرگ تهران )
مشابه این اقدام در محدوده گلفروشیهای بهشتزهرا نیز دنبال شده است؛ مکانی که علاوه بر سد معبر و ایجاد ترافیک سنگین، با معضل حضور کودکان کار نیز مواجه بود. گزارشها نشان میدهد که با همکاری شهرداری منطقه نوزده، سازمان بهشتزهرا، سازمان خدمات اجتماعی و پلیس راهور، این محدوده نیز تحت ساماندهی قرار گرفته و به جز برخی شلوغیهای روزهای پایانی هفته، بساطگستری در آن کاهش یافته است.
علاوه بر معابر تجاری و زیارتی، ورود به تفرجگاههای بزرگ شهری نیز در دستور کار قرار دارد. به عنوان نمونه، بوستان پردیسان در منطقه دو به عنوان طرح آزمایشی انتخاب شده تا طرح انضباط شهری از ساعات پایانی روز در آن اجرا شود. در کنار این اقدامات میدانی، مدیران شهری از تدوین شیوهنامه جدید برخورد با اصناف متخلف با همکاری شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل خبر میدهند و همزمان اصلاح تبصره هفت ماده صد قانون شهرداریها را پیگیری میکنند تا اختیارات قانونی نیروهای شهربان برای برخورد با تخلفات ساختمانی و شهری افزایش یابد.
در سوی دیگر شهر، برنامههایی با محوریت توسعه محلهای و عمرانی در جریان است. شهرداری منطقه ده با تکیه بر حمایت از دهها مسجد فعال، سعی دارد مشارکت مردمی و همبستگی اجتماعی را برای حل مسائل محلی جلب کند. همچنین در منطقه چهارده، پروژههای بهسازی پیادهروها، تخلفزدایی عمرانی، تراش و روکش آسفالت در خیابانهای اصلی و فرعی به منظور ارتقای کیفیت تردد شهروندان با سرعت دنبال میشود.
حافظه تاریخی پایتخت؛ روایتی از طرحهای ضربتی بینتیجه
با وجود تمام گزارشهای مثبت و آمارهای ارائهشده از سوی شهرداری، بررسی تاریخچه مدیریت شهری در تهران نشان میدهد که طرحهای ساماندهی و انضباط شهری، سابقهای طولانی و پرفرازونشیت دارند. پایتختنشینان بارها و بارها شاهد اجرای طرحهای مشابه در خیابان ولیعصر، محور پانزده خرداد، بازار بزرگ، میدان هفت تیر، میدان تجریش و خیابان انقلاب بودهاند.
الگوی کلی تمام این طرحها در دهههای گذشته تقریباً یکسان بوده است: ابتدا شکایتها و نارضایتیها بالا میگیرد، رسانهها بر موضوع سد معبر یا آشفتگی بصری تمرکز میکنند و سپس مدیریت شهری با صدور دستورات ویژه و بسیج نیروهای یگان حفاظت، اقدام به پاکسازی معابر میکند. در هفتهها و ماههای نخست، معابر خالی از بساطگستران میشوند و تقدیرنامهها میان دستگاههای مختلف مبادله میگردد. اما تجربه نشان داده است که این نظم به ندرت بیش از چند ماه دوام میآورد.
به محض اینکه تمرکز نیروهای نظارتی به نقطه دیگری از شهر معطوف میشود یا دوره مدیریتی تغییر مییابد، بساطگستران و عاملان سد معبر به همان معابر بازمیگردند؛ گاه حتی با حجمی بیشتر و روندی سازمانیافتهتر. این بازگشت مداوم اثبات میکند که اقدامات انجامشده در واقع «درمان معضل» نبوده، بلکه صرفاً «پنهانسازی موقت مسئله» بوده است. معابر پایتخت سالهاست در این چرخه باطل میان پاکسازی ضربتی و رهاسازی مجدد گرفتار شدهاند.
چرا ابزار قانونی و برخورد فیزیکی کافی نیست؟
یکی از نکات برجسته در صحبتهای مدیران شهری، تاکید بر افزایش اختیارات قانونی، اصلاح تبصرههای ماده صد قانون شهرداریها و تدوین شیوهنامههای جدید برخوردی است. هرچند وجود ضوابط قانونی شفاف برای ثبت و نظارت بر تخلفات شهری ضروری است، اما نگاهی واقعبینانه به جغرافیای انسانی و اقتصادی تهران نشان میدهد که اتکای صرف به ابزارهای سلبی و برخوردهای قهری، گرهگشای معضلات شهری نیست.
پدیده بساطگستری و دستفروشی در کلانشهری مانند تهران، پیش از آنکه یک جرم شهری یا تخلف انضباطی باشد، ریشه در واقعیتهای اقتصادی، ناپایداری اشتغال و افت قدرت خرید جامعه دارد. هنگامی که بخش ناظر شهرداری صرفاً با ابزار جمعآوری و حضور فیزیکی نیروهای شهربان به جنگ بساطگستران میرود، بدون آنکه مکان جایگزین، بازارچههای دائمی یا بستر رسمی برای فعالیت آنها فراهم کند، در واقع یک نیاز معیشتی را پس میزند. این نیاز معیشتی از بین نمیرود، بلکه تنها از یک معبر به خیابان مجاور یا از ساعات روز به ساعات پایانی شب منتقل میشود.
علاوه بر این، برخوردهای سلبی طولانیمدت، هزینههای جاری شهرداری را برای حفظ نیروهای نظارتی به شدت افزایش میدهد. شهرداری نمیتواند برای همیشه در تمام مقاطع خیابان تجریش، بازار یا بوستانها نیروهای استقراری حفظ کند. به محض خروج این نیروها، فضایی که ساختار اقتصادی و پیادهراهی آن مستعد بساطگستری است، دوباره به حالت اولیه بازمیگردد.
پرسشهای بنیادین از مدیران شهری؛ چرایی ناپایداری ساماندهیها
به عنوان خبرنگار حوزه شهری که تحولات پایتخت را رصد میکند، باید این پرسشهای اساسی را صریحاً در برابر مدیران ارشد شهرداری و شورای شهر قرار داد: چرا با وجود صرف هزینههای کلان مالی، نیروی انسانی فراوان و ابلاغ طرحهای متعدد، ساماندهی معابر تهران به یک نتیجه پایدار و ماندگار نمیرسد؟
چرا مدیریت شهری در تمام این سالها به جای هدایت و رسمیتبخشی به اقتصاد غیررسمی، تنها بر حذف آن تمرکز کرده است؟ آیا وقت آن نرسیده است که به جای طرحهای ضربتی چندماهه، مدلهای جهانی هدایت بساطگستری به بازارهای شبانه، روزبازارهای منظم و جانماییهای متناسب با منظر شهری تجربه شود؟
پرسش دیگر این است که ضمانت پایداری طرحهایی مانند آنچه در تجریش، بهشتزهرا یا بوستان پردیسان اجرا شده چیست؟ آیا برنامهای مشخص برای پس از خروج نیروهای یگانی وجود دارد یا قرار است با تغییر مدیران یا جابهجایی اولویتها، همه چیز دوباره به نقطه صفر بازگردد؟ همچنین، تا چه زمانی اصلاحات عمرانی و زیباسازی معابر – مانند پروژه آسفالت و پیادهروسازی در مناطق ده و چهارده – بدون پیوستهای اجتماعی و مدیریت جامع شهری انجام خواهد شد؟
جای خالی نگاه جامع؛ از معیشت خرد تا طراحی فضاهای شهری
حل پایدار معضل سد معبر و آشفتگیهای شهری نیازمند تغییر پارادایم از «برخورد انتظامی» به «مدیریت جامع فضایی و اجتماعی» است. فضاهای شهری پایتخت، مانند میدان تجریش یا محورهای تجاری بازار، جاذب جمعیت و تقاضا هستند. در چنین نقاطی، اگر راهکار جایگزین و هوشمندانهای برای پاسخ به تقاضای خریداران و دستفروشان پیشبینی نشود، هرگونه طرح انضباطی شکست خواهد خورد.
مدیریت شهری باید ساماندهی را نه به معنای جمعآوری کامل، بلکه به معنای «هویتبخشی، زمانبندی و ساماندهی مکانی» تعریف کند. ایجاد بازارهای موقت با هویت بصری مشخص، ثبتنام و شناسنامهدار کردن بساطگستران واقعی، مشارکت دادن کسبه مغازهدار در مدیریت معبر و تعیین ساعات مشخص برای فعالیتهای خرد، تجربیاتی است که در بسیاری از کلانشهرهای موفق دنیا به نتیجه رسیده است.
از سوی دیگر، اقداماتی مانند آنچه در منطقه ده با محوریت مساجد محلی آغاز شده، اگر به جای برنامههای کاملاً اداری، به سمت حل مسائل واقعی محلهها و ایجاد کسبوکارهای خرد بومی سوق داده شود، میتواند بخشی از فشارهای معیشتی را در سطح محلی هضم کند. همچنین طرحهای بهسازی پیادهروها و نوسازی معابر در منطقه چهارده، تنها زمانی کیفیت زندگی را ارتقا میدهند که با انضباط شهری پایدار و تعامل با اهالی محله همراه شوند.
ضرورت تغییر الگوی مدیریت شهری
ساماندهی معابر و ایجاد انضباط شهری در تهران نیازی انکارناپذیر است؛ شهروندان، کسبه و زائران حق دارند در معابری ایمن، روان و زیبا تردد کنند. اما مرور سوابق دهها طرح گذشته هشدار میدهد که دلخوش کردن به گزارشهای چندماهه و آمارهای مقطعی، درمان دردهای مزمن پایتخت نیست.
مدیران شهری اگر خواستار دستیابی به نتایج پایدار هستند، باید از چرخه تکراری پاکسازی و رهاسازی خارج شوند. پایداری انضباط شهری در گره زدن طرحهای عمرانی، قانونی و نظارتی با واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و مشارکتی شهر نهفته است. تا زمانی که بساطگستری به عنوان یک پدیده پیچیده اقتصادی-فضایی شناخته نشود و برای آن پاسخهای ساختاری ارائه نگردد، داستان ساماندهی معابر تهران همچنان قصهای تکراری با پایانهای موقت باقی خواهد ماند.



